سالگرد شهادتش بود که مادرم مکه مشرف شده بودند بعد من شبش خواب دیدم که هردو برادرانم ماشاءا … . و غلامرضا آمدند و گفتن که مادر و …. که مشرف شدند مکه شما نمی خواهی بروی جای مادر ؟ گفتم : چرا خیلی دلم تنگ شده و خیلی هم آرزو دارم که به مکه بروم گفتند : پس اگر آرزوی داری آماده شو که برویم ومرا بردند و دور خانه خدا یک دوری دادند و برگرداندند و همانطور روی هوا پرواز می کردیم که از خواب بیدار شدم . منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 19431%2019431 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />