شهید مهدی مرشدیان: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 6618117 تاریخ تولد : نام : مهدی محل تولد : مشهد نام خانوادگی : مرشدیان...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | روزی از کشور سوئد برایمان مهمان آمده بود. در سر سفره بلند صدا زد پدر می دانی من می خواهم چگونه شهید شوم. گفتم: پسر حالا چه وقت این حرفهاست. آن مهمان سوئدی گفت : بگذارید حرفش را بزند. گفتم : بگو فرزندم! گفت : میخواهم همان طوری که فرزند شش ماهه امام حسین (ع ) علی اصغر حلقومش توسط تیر حرمله شکافته شد. می خواهم حلقومم توسط تیر صدامیان شکافته شود. همان طور که هم شد و بعد از شهادت وقتیکه تابوت را گشودیم دیدیم که تیر صدامیان حلقومش را پاره کرده بود. | + | روزی از کشور سوئد برایمان مهمان آمده بود. در سر سفره بلند صدا زد پدر می دانی من می خواهم چگونه شهید شوم. گفتم: پسر حالا چه وقت این حرفهاست. آن مهمان سوئدی گفت : بگذارید حرفش را بزند. گفتم : بگو فرزندم! گفت : میخواهم همان طوری که فرزند شش ماهه امام حسین (ع ) علی اصغر حلقومش توسط تیر حرمله شکافته شد. می خواهم حلقومم توسط تیر صدامیان شکافته شود. همان طور که هم شد و بعد از شهادت وقتیکه تابوت را گشودیم دیدیم که تیر صدامیان حلقومش را پاره کرده بود.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19139 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۱
کد شهید: 6618117 تاریخ تولد : نام : مهدی محل تولد : مشهد نام خانوادگی : مرشدیان تاریخ شهادت : 1366/02/02 نام پدر : ابوالقاسم مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشترضا خاطرات عشق شهادت موضوع عشق شهادت راوی ابوالقاسم مرشدیان متن کامل خاطره
روزی از کشور سوئد برایمان مهمان آمده بود. در سر سفره بلند صدا زد پدر می دانی من می خواهم چگونه شهید شوم. گفتم: پسر حالا چه وقت این حرفهاست. آن مهمان سوئدی گفت : بگذارید حرفش را بزند. گفتم : بگو فرزندم! گفت : میخواهم همان طوری که فرزند شش ماهه امام حسین (ع ) علی اصغر حلقومش توسط تیر حرمله شکافته شد. می خواهم حلقومم توسط تیر صدامیان شکافته شود. همان طور که هم شد و بعد از شهادت وقتیکه تابوت را گشودیم دیدیم که تیر صدامیان حلقومش را پاره کرده بود.[۱]