ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید نظر علی یزدانی

۳۵۸ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۳
یادم می آید در دوران جنگ، [[جنگ]] ، نظر علی اصرار داشت که به [[جبهه ]] برود .اما پدرم به ایشان گفت : اول برادرهای بزرگت بروند و بعد شما بروید .اما پس از گفتگو قرار شد قرعه کشی شود که چه کسی زودتر به جبهه برود و قرعه به نام نظر علی افتاد واو خیلی خوشحال شد و گفت : آنچه را که می خواستم خدا هم خواست و اسم من برای رفتن به جبهه درآمد.
عنوان لحظه و نحوه شهادت
در تنگه چزابه یک شب که پست نگهبانی پسرم نظر علی به پایان می رسد ، نوبت به پیرمردی از دسته شان می شود که سر پست برود . آن پیرمرد می گوید من می ترسم .و نظر علی برای تقویت روحیه ی آن پیرمرد به پیش او می رود که بر اثر اصابت یک تیر به ناحیه ی سرش به [[شهادت ]] می رسد.
عنوان حرمت والدین
به یاد دارم یک شب پدرش تعدادی از دندان هایش را کشیده بود و حدود ساعت 11 شب بود که خونریزی لثه هایش زیاد شد .پسرم نظر علی فوراً دوچرخه اش را سوار شد و گفت: از هر کجا باشد برای پدرم دارو تهیه می کنم .و او به چندین داروخانه مراجعه کرده بود که داروخانه بسته و بالاخره به بیمارستان رفته بود و آنجا مقداری قرص آرام بخش و یک اسپری گرفته بود و به منزل برگشت. <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22079سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض:نظرعلی یزدانی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان شمالی]][[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]
۲٬۱۷۷
ویرایش