شهید حسین ممهوری نیشابوری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۲۸: سطر ۲۸:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
به خاطر دارم قبل از انقلاب یک شب برادرم حسین برای شعار نویسی با دوستانش رفته بود، دیروقت به خانه برگشت. وقتی علت را از ایشان پرسیدم پاسخ داد که هنگام شعار نویسی و پخش اعلامیه های حضرت امام به مأمورین رژیم شاه برخوردیم، بی انصافها دنبال ما کردند و حسابی ما را کتک زدند.
+
به خاطر دارم قبل از انقلاب یک شب برادرم حسین برای شعار نویسی با دوستانش رفته بود، دیروقت به خانه برگشت. وقتی علت را از ایشان پرسیدم پاسخ داد که هنگام شعار نویسی و پخش اعلامیه های حضرت امام به مأمورین رژیم شاه برخوردیم، بی انصافها دنبال ما کردند و حسابی ما را کتک زدند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19678 سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19678
+
==پانویس==
 +
<references />
 
==رده==
 
==رده==
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:حسین ممهوری نیشابوری}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:حسین ممهوری نیشابوری}}
سطر ۳۵: سطر ۳۶:
 
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 
[[رده: شهدای ایران]]
 
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]
+
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
 
[[رده: شهدای شهرستان نیشابور]]
 
[[رده: شهدای شهرستان نیشابور]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۳

کد شهید: 6129046 تاریخ تولد : نام : حسین‌ محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : ممهوری‌نیشابوری‌ تاریخ شهادت : 1361/05/01 نام پدر : صفرعلی‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : بهشت‌فضل‌ خاطرات ایثار و فداکاری موضوع ايثار و فداکاري راوی زهرا ممهوری متن کامل خاطره

روزی به مقداری پول احتیاج داشتم و در بین خانواده صحبت می کردم که برادر از جریان با خبر شده بود . روز بعد دیدم مقداری پول برایم آورده . از او پرسیدم که این پول را از کجا آوردی ؟ چیزی نگفت : بعد ما فهمیدیم که او آن روز را به مدرسه نرفته بود . بر سر کار رفته و مزد آن روز خود را برای من آورده بود . توجه به خانواده موضوع توجه به خانواده راوی زهرا ممهوری متن کامل خاطره

به خاطر دارم یکروز که به مقداری پول احتیاج داشتم و با اعضای خانواده در این مورد صحبت کردم که برادرم حسین از جریان با خبر شد. روز بعد دیدم که مقداری پول برایم آورد، از او پرسیدم که این پول را از کجا آوردی که آنجا حرفی به من نزد تا اینکه بعدها فهمیدم که ایشان آنروز به مدرسه نرفته بود و کار کرده بود و مزد آن را برای کمک به من آورده بود. خاطرات سیاسی موضوع خاطرات سياسي راوی اسد الله ممهوری متن کامل خاطره

به خاطر دارم قبل از انقلاب یک شب برادرم حسین برای شعار نویسی با دوستانش رفته بود، دیروقت به خانه برگشت. وقتی علت را از ایشان پرسیدم پاسخ داد که هنگام شعار نویسی و پخش اعلامیه های حضرت امام به مأمورین رژیم شاه برخوردیم، بی انصافها دنبال ما کردند و حسابی ما را کتک زدند.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده