* موضوع: نحوه شهادت
به خاطر دارم هنگامیکه همسرم عبدالحسین در باختران بودند، ایشان همراه یک گروه از سربازان مأمور شدند تا عکسهای امام را شبانه در یکی از شهرهای مرزی [[عراق ]] بچسبانند. که از این گروه چهل نفری، همسرم در محلی به نام [[سومار ]] در اثر اصابت [[ترکش ]] [[خمپاره ]] به درجه رفیع و والای شهادت نائل می گردد. که ما توسط عموی [[شهید ]] مطلع شدیم که بعد از برگزاری مراسم تشیع جنازه، ایشان را در گلزار شهدای خواجه ربیع به خاک سپردیم.
* موضوع: توصیه شهید
به خاطر دارم روزی که فرزندم عبدالحسین می خواست به جبهه برود من گریه کردم شهید پرسید : مادر چرا گریه می کنی؟ گفت: چرا گریه نکنم. انگار حسین، خودش می دانست که در رفتنش برگشتی نیست به همین خاطر گفت: مادرجان، شما باید افتخار کنی که مادر شهید هستی و باید زن و بچه ام را دلداری بدهی و زینب وار زندگی کنی.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7874 سایت یاران رضا]</ref>
سایت یاران رضا ==پانویس==http: <references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID>=7874=رده=={{ترتیبپیشفرض: عبدالحسین خاوری فرد}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]