شهید محمد زاهدی - متولد سبزوار: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید:6518336 نام :محمد نام خانوادگی :زاهدی نام پدر :حسن‌ محل تولد :سبزوار ‌تا...» ایجاد کرد)
 
سطر ۲: سطر ۲:
  
 
کد شهید:6518336
 
کد شهید:6518336
 +
 
نام :محمد
 
نام :محمد
 +
 
نام خانوادگی :زاهدی
 
نام خانوادگی :زاهدی
 +
 
نام پدر :حسن‌
 
نام پدر :حسن‌
 +
 
محل تولد :سبزوار
 
محل تولد :سبزوار
‌تاریخ شهادت :1365/10/۲۴
+
 
مکان شهادت :
+
‌تاریخ شهادت :1365/10/24
 +
 
 
تحصیلات :نامشخص
 
تحصیلات :نامشخص
منطقه شهادت :
+
 
 
شغل :دانش آموز
 
شغل :دانش آموز
یگان خدمتی :
+
 
 
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 +
 
نوع عضویت :سایر شهدا
 
نوع عضویت :سایر شهدا
 +
 
مسئولیت :تیربارچی‌ـ ادوات
 
مسئولیت :تیربارچی‌ـ ادوات
گلزار :
 
  
  
خاطرات
+
==خاطرات==
 +
 
 +
 
 +
دقت در حلال و حرام
  
عنوان دقت در حلال و حرام
 
موضوع دقت در حلال و حرام
 
  
 
من یک بند هندوانه در بیابان داشتم. یک روز محمد که 7،6 سال بیشتر نداشت، در راه آمدن به سر زمین، تشنه بود و یک هندوانه ای از یک بندی از سر راهش کنده و خورده بود. وقتی پیش من آمد گفتم: باباجان از این راه آمدی تشنه نشدی؟ گفت: چرا ازبند سید حسنی یک بند هندوانه ای گندم و خوردم باید هندوانه اش را ببرم سرجایش بگذارم و رضایت از او بگیرم که من یک هندوانه از بند او کندم می برم و سرجاش می گذارم و بازهم رضایتش را حاصل می کنم.
 
من یک بند هندوانه در بیابان داشتم. یک روز محمد که 7،6 سال بیشتر نداشت، در راه آمدن به سر زمین، تشنه بود و یک هندوانه ای از یک بندی از سر راهش کنده و خورده بود. وقتی پیش من آمد گفتم: باباجان از این راه آمدی تشنه نشدی؟ گفت: چرا ازبند سید حسنی یک بند هندوانه ای گندم و خوردم باید هندوانه اش را ببرم سرجایش بگذارم و رضایت از او بگیرم که من یک هندوانه از بند او کندم می برم و سرجاش می گذارم و بازهم رضایتش را حاصل می کنم.
 +
  
 
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10807
 
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10807

نسخهٔ ‏۲۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۳


کد شهید:6518336

نام :محمد

نام خانوادگی :زاهدی

نام پدر :حسن‌

محل تولد :سبزوار

‌تاریخ شهادت :1365/10/24

تحصیلات :نامشخص

شغل :دانش آموز

گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت :سایر شهدا

مسئولیت :تیربارچی‌ـ ادوات


خاطرات

دقت در حلال و حرام


من یک بند هندوانه در بیابان داشتم. یک روز محمد که 7،6 سال بیشتر نداشت، در راه آمدن به سر زمین، تشنه بود و یک هندوانه ای از یک بندی از سر راهش کنده و خورده بود. وقتی پیش من آمد گفتم: باباجان از این راه آمدی تشنه نشدی؟ گفت: چرا ازبند سید حسنی یک بند هندوانه ای گندم و خوردم باید هندوانه اش را ببرم سرجایش بگذارم و رضایت از او بگیرم که من یک هندوانه از بند او کندم می برم و سرجاش می گذارم و بازهم رضایتش را حاصل می کنم.


http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10807