شهید حمید منصوریان: تفاوت بین نسخهها
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر مشابهی که نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | کد شهید: 6224160 | |
| − | کد شهید: 6224160 | + | |
| − | نام : حمید | + | نام : حمید |
| − | نام خانوادگی : منصوریان تاریخ شهادت : 1362/01/23 | + | |
| − | + | نام خانوادگی : منصوریان | |
| + | |||
| + | نام پدر : جعفر | ||
| + | |||
| + | محل تولد : مشهد | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 1362/01/23 | ||
| + | |||
| + | مکان شهادت : ابو قریب | ||
| + | |||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| − | |||
| − | |||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| − | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | + | |
| − | گلزار : | + | نوع عضویت : سایر شهدا |
| − | خاطرات | + | |
| + | مسئولیت : رزمنده | ||
| + | |||
| + | گلزار : حرم مطهر امام رضا(ع) | ||
| + | |||
| + | ==خاطرات== | ||
| + | |||
لحظه و نحوه شهادت | لحظه و نحوه شهادت | ||
| − | + | ||
| − | + | سعید رئوف | |
| − | + | ||
زمانی که برادر منصوریان در عملیات والفجر یک می خواست به سمت خط حرکت کند برادر سعادتی با ایشان روبوسی می کند و زمانی که می خواهد خداحافظی بکند نگاهی به چشمان برادر سعادتی می اندازد و اشک از چشمان این برادر جاری می شود گویا احساس می کند که دیگر برگشتنی در کار نیست و فقط نیم ساعت یا 45 دقیقه بعد بود که متوجه شدیم ایشان به شهادت رسیده اند و جنازه ایشان که تیری به سرش اصابت کرده و سیمای نورانی برای شهید ایجاد کرده بود، توسط ماشین به عقب فرستاده شد. | زمانی که برادر منصوریان در عملیات والفجر یک می خواست به سمت خط حرکت کند برادر سعادتی با ایشان روبوسی می کند و زمانی که می خواهد خداحافظی بکند نگاهی به چشمان برادر سعادتی می اندازد و اشک از چشمان این برادر جاری می شود گویا احساس می کند که دیگر برگشتنی در کار نیست و فقط نیم ساعت یا 45 دقیقه بعد بود که متوجه شدیم ایشان به شهادت رسیده اند و جنازه ایشان که تیری به سرش اصابت کرده و سیمای نورانی برای شهید ایجاد کرده بود، توسط ماشین به عقب فرستاده شد. | ||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
تلاش و پشتکار | تلاش و پشتکار | ||
| − | + | ||
| − | + | سعید رئوف | |
| − | + | ||
شهید حمید منصوریان فردی مخلص زحمت کش متعهد و تفکر بود خلاقیت این پسر در پشت جبهه و فعالیتش در انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان تشکیل انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان و فعالیت چشمگیرش در اطلاعات عملیات لشکر 5 نصر همه گویای زحمات اوست. زمانی که برادرمان در والفجر یک به سمت خط می خواهد برود برادر سعادتی با ایشان روبوسی می کند و وقتی می خواهد خداحافظی کند نگاهی در چشم برادر سعادتی می کند اشک در چشمان ایشان جمع می شود و گویا احساس می کند که این رفتن برگشتنی ندارد پس از نیم ساعت متوجه می شوند که ایشان شهید شده است ماشین فرستادند و جنازه این شهید را که ترکش به بدنش خورده بود سوار ماشین کردند و صورتش همچنان سفید و نورانی بود.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19724 سایت یاران رضا]</ref> | شهید حمید منصوریان فردی مخلص زحمت کش متعهد و تفکر بود خلاقیت این پسر در پشت جبهه و فعالیتش در انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان تشکیل انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان و فعالیت چشمگیرش در اطلاعات عملیات لشکر 5 نصر همه گویای زحمات اوست. زمانی که برادرمان در والفجر یک به سمت خط می خواهد برود برادر سعادتی با ایشان روبوسی می کند و وقتی می خواهد خداحافظی کند نگاهی در چشم برادر سعادتی می کند اشک در چشمان ایشان جمع می شود و گویا احساس می کند که این رفتن برگشتنی ندارد پس از نیم ساعت متوجه می شوند که ایشان شهید شده است ماشین فرستادند و جنازه این شهید را که ترکش به بدنش خورده بود سوار ماشین کردند و صورتش همچنان سفید و نورانی بود.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19724 سایت یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۸
کد شهید: 6224160
نام : حمید
نام خانوادگی : منصوریان
نام پدر : جعفر
محل تولد : مشهد
تاریخ شهادت : 1362/01/23
مکان شهادت : ابو قریب
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
گلزار : حرم مطهر امام رضا(ع)
خاطرات
لحظه و نحوه شهادت
سعید رئوف
زمانی که برادر منصوریان در عملیات والفجر یک می خواست به سمت خط حرکت کند برادر سعادتی با ایشان روبوسی می کند و زمانی که می خواهد خداحافظی بکند نگاهی به چشمان برادر سعادتی می اندازد و اشک از چشمان این برادر جاری می شود گویا احساس می کند که دیگر برگشتنی در کار نیست و فقط نیم ساعت یا 45 دقیقه بعد بود که متوجه شدیم ایشان به شهادت رسیده اند و جنازه ایشان که تیری به سرش اصابت کرده و سیمای نورانی برای شهید ایجاد کرده بود، توسط ماشین به عقب فرستاده شد.
تلاش و پشتکار
سعید رئوف
شهید حمید منصوریان فردی مخلص زحمت کش متعهد و تفکر بود خلاقیت این پسر در پشت جبهه و فعالیتش در انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان تشکیل انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان و فعالیت چشمگیرش در اطلاعات عملیات لشکر 5 نصر همه گویای زحمات اوست. زمانی که برادرمان در والفجر یک به سمت خط می خواهد برود برادر سعادتی با ایشان روبوسی می کند و وقتی می خواهد خداحافظی کند نگاهی در چشم برادر سعادتی می کند اشک در چشمان ایشان جمع می شود و گویا احساس می کند که این رفتن برگشتنی ندارد پس از نیم ساعت متوجه می شوند که ایشان شهید شده است ماشین فرستادند و جنازه این شهید را که ترکش به بدنش خورده بود سوار ماشین کردند و صورتش همچنان سفید و نورانی بود.[۱]