ویرایشها
* موضوع: نفوذ و تاثير کلام
به خاطردارم در دوران جنگ و انقلاب همسایه ای داشتیم که مقدارزیادی نفت را در منزلش احتکار کرده بود در حالی که مردم از بی نفتی رنج می بردند محمدرضا که از این موضوع مطلع شده بود به منزل این همسایه رفت و به او فهماند که احتکار در شرایط حساس کنونی خلاف شرع است این همسایه وقتی متوجه شد که احتکار کار بدی است نفت ها را بین افراد نیازمند توزیع کرد زمانی هم که محمد رضا به [[شهادت ]] رسید همین آقا به منزل ما آمد و تعریف و تمجید زیادی از ایشان کرد. راوی شمسی ملایجردی
* موضوع: عشق به جهاد
یکروز قرار شد از هر گروهانی سه نفر مامور بشوند که از جای اسکله قایقها برای بچه ها صبحانه بیاوریم. در حین رفتن با [[تانکهای ]] دشمن روبرو شدیم که در آن لحظه محمد رضا آذوقه ها را انداخت و گفت: " من بجای صبحانه [[گلوله آرپی جی ]] می آورم که بیشتر بدرد می خورد. " و خیلی شجاعانه جلو رفت و چند گلوله آرپی جی را با خود آورد. راوی شمسی ملایجردی
* موضوع: آخرين وداع با دوستان
در شب [[عملیات خیبر ]] وقتی خداحافظی کردیم. دیگر موفق به دیدن یکدیگر نشدیم. پس از برگشتن به پشت خط، وقتی حضور و غیاب کردند. او جواب نداد و معلوم بود که یا شهی شده اند و یا احیاناً به اسارت گرفته شده اند.راوی شمسی ملایجردی
. <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19627 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:محمدرضا ملایجردی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان اسفراین]]