شهید رضا زارع: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید:6609431 نام :رضا نام خانوادگی :زارع‌ نام پدر :علی‌اصغر محل تولد :تربت ‌...» ایجاد کرد)
 
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
 
 
کد شهید:6609431
 
کد شهید:6609431
 +
 
نام :رضا
 
نام :رضا
 +
 
نام خانوادگی :زارع‌
 
نام خانوادگی :زارع‌
 +
 
نام پدر :علی‌اصغر
 
نام پدر :علی‌اصغر
 +
 
محل تولد :تربت ‌حیدریه
 
محل تولد :تربت ‌حیدریه
تاریخ شهادت :1366/06/۲۶
+
 
مکان شهادت :
+
تاریخ شهادت :1366/06/26
 +
 
 
تحصیلات :نامشخص
 
تحصیلات :نامشخص
منطقه شهادت :
+
 
شغل :
+
یگان خدمتی :
+
 
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 +
 
نوع عضویت :سایر شهدا
 
نوع عضویت :سایر شهدا
 +
 
مسئولیت :تکاور
 
مسئولیت :تکاور
گلزار :بهشت‌عسکری‌
 
  
خاطرات
+
گلزار :بهشت‌عسکری‌
  
عنوان حمایت از حق و توصیه به ان
+
==خاطرات==
موضوع حمايت از حق و توصيه به ان
+
راوی شوکت موسوی نژاد
+
  
 +
* موضوع حمايت از حق و توصيه به ان
  
حدود سال 63 بود که خانواده ما به همراه خانواده شهید گرانقدر سیّدرضا ، ازشهرستان قوچان با مینی بوس عازم زیارت مرقد منوّر و پاک حضرت ابراهیم (ع) شدیم ، حین رفتن ، در درون ماشین آقایی یک گهواره را طوری گذاشته بود که جای چند نفر را اشغال کرده بود و از دادن کرایه اضافی هم خودداری می کرد . شهید سیّدرضا زارع بشدت با این آقا برخورد کرد به طوری که او را وادار نمود تا کرایه اش را به صاحب مینی بوس بپردازد . ضمناً از او خواست تا طوری گهواره را جا به جا نماید که جا برای نشستن پیرزنی که در وسط مینی بوس ایستاده بود باز شود .
+
حدود سال 63 بود که خانواده ما به همراه خانواده شهید گرانقدر سیّدرضا ، ازشهرستان قوچان با مینی بوس عازم زیارت مرقد منوّر و پاک حضرت ابراهیم (ع) شدیم ، حین رفتن ، در درون ماشین آقایی یک گهواره را طوری گذاشته بود که جای چند نفر را اشغال کرده بود و از دادن کرایه اضافی هم خودداری می کرد . شهید سیّدرضا زارع بشدت با این آقا برخورد کرد به طوری که او را وادار نمود تا کرایه اش را به صاحب مینی بوس بپردازد . ضمناً از او خواست تا طوری گهواره را جا به جا نماید که جا برای نشستن پیرزنی که در وسط مینی بوس ایستاده بود باز شود . راوی شوکت موسوی نژاد
  
عنوان عدالت
 
موضوع عدالت
 
راوی شوکت موسوی نژاد
 
  
«یک شب در منزل شهید عزیز - سال 62 میهمان بودیم . همسرش از مغازه قصابی روبروی منزل گوشت بدون چربی و خوب تهیه کرده بود . وقتی شهید سید رضا دید ، خیلی ناراحت شد . اولین سوالی که کرد گفت : آیا به تمام همسایه ها این طور گوشت خوب می دهد ؟ چرا گوشت را از او گرفته ای ، او چربی های اضافی و.... را به یک آدم بدبخت و بیچاره ای می دهد و من راضی نیستم گوشت خوب بخورم و همسایه دیگرم گوشت نامرغوب .
+
* موضوع عدالت
  
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10710
+
یک شب در منزل شهید عزیز - سال 62 میهمان بودیم . همسرش از مغازه قصابی روبروی منزل گوشت بدون چربی و خوب تهیه کرده بود . وقتی شهید سید رضا دید ، خیلی ناراحت شد . اولین سوالی که کرد گفت : آیا به تمام همسایه ها این طور گوشت خوب می دهد ؟ چرا گوشت را از او گرفته ای ، او چربی های اضافی و.... را به یک آدم بدبخت و بیچاره ای می دهد و من راضی نیستم گوشت خوب بخورم و همسایه دیگرم گوشت نامرغوب . راوی شوکت موسوی نژاد. <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10710 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:رضا زارع}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان تربت حیدریه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۳۶

کد شهید:6609431

نام :رضا

نام خانوادگی :زارع‌

نام پدر :علی‌اصغر

محل تولد :تربت ‌حیدریه

تاریخ شهادت :1366/06/26

تحصیلات :نامشخص

گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت :سایر شهدا

مسئولیت :تکاور

گلزار :بهشت‌عسکری‌

خاطرات

  • موضوع حمايت از حق و توصيه به ان

حدود سال 63 بود که خانواده ما به همراه خانواده شهید گرانقدر سیّدرضا ، ازشهرستان قوچان با مینی بوس عازم زیارت مرقد منوّر و پاک حضرت ابراهیم (ع) شدیم ، حین رفتن ، در درون ماشین آقایی یک گهواره را طوری گذاشته بود که جای چند نفر را اشغال کرده بود و از دادن کرایه اضافی هم خودداری می کرد . شهید سیّدرضا زارع بشدت با این آقا برخورد کرد به طوری که او را وادار نمود تا کرایه اش را به صاحب مینی بوس بپردازد . ضمناً از او خواست تا طوری گهواره را جا به جا نماید که جا برای نشستن پیرزنی که در وسط مینی بوس ایستاده بود باز شود . راوی شوکت موسوی نژاد


  • موضوع عدالت

یک شب در منزل شهید عزیز - سال 62 میهمان بودیم . همسرش از مغازه قصابی روبروی منزل گوشت بدون چربی و خوب تهیه کرده بود . وقتی شهید سید رضا دید ، خیلی ناراحت شد . اولین سوالی که کرد گفت : آیا به تمام همسایه ها این طور گوشت خوب می دهد ؟ چرا گوشت را از او گرفته ای ، او چربی های اضافی و.... را به یک آدم بدبخت و بیچاره ای می دهد و من راضی نیستم گوشت خوب بخورم و همسایه دیگرم گوشت نامرغوب . راوی شوکت موسوی نژاد. [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده