شهید علی اکبر خاوند: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۸: | سطر ۱۸: | ||
| − | همزمان با حضور فرزند علی اکبر در جبهه های حق علیه باطل، خواب دیدم فرزندم با موتورش آمده درب حیاطمان و یک خانم چادر مشکی هم پشت سرش سوار بود. می خواستم صورت فرزندم را ببوسم گفت مادر جان، دست و صورتم خاکی است، لطفا آب بیاورید تا دست و صورتم را بشویم. تا می خواستم آب ببرم دیدم همان خانم چادر مشکی آب آورده و دست و صورت فرزندم را داشت می شست. تا داد زدم که او نامحرم است از خواب پریدم. با خودم حدس زدم که فرزندم شهید می شود و از ما نیست.<ref> | + | همزمان با حضور فرزند علی اکبر در جبهه های حق علیه باطل، خواب دیدم فرزندم با موتورش آمده درب حیاطمان و یک خانم چادر مشکی هم پشت سرش سوار بود. می خواستم صورت فرزندم را ببوسم گفت مادر جان، دست و صورتم خاکی است، لطفا آب بیاورید تا دست و صورتم را بشویم. تا می خواستم آب ببرم دیدم همان خانم چادر مشکی آب آورده و دست و صورت فرزندم را داشت می شست. تا داد زدم که او نامحرم است از خواب پریدم. با خودم حدس زدم که فرزندم شهید می شود و از ما نیست. <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7879 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: علی اکبر خاوند}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان جنوبی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان فردوس]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۸ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۴
نام : علیاکبر
نام خانوادگی : خاوند
نام پدر : حسن
محل تولد : فردوس
تاریخ شهادت : 1363/12/23
مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشتاکبر
خاطرات
همزمان با حضور فرزند علی اکبر در جبهه های حق علیه باطل، خواب دیدم فرزندم با موتورش آمده درب حیاطمان و یک خانم چادر مشکی هم پشت سرش سوار بود. می خواستم صورت فرزندم را ببوسم گفت مادر جان، دست و صورتم خاکی است، لطفا آب بیاورید تا دست و صورتم را بشویم. تا می خواستم آب ببرم دیدم همان خانم چادر مشکی آب آورده و دست و صورت فرزندم را داشت می شست. تا داد زدم که او نامحرم است از خواب پریدم. با خودم حدس زدم که فرزندم شهید می شود و از ما نیست. [۱]