ویرایشها
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = مهدی لطفی خیبری
|تصویر =18143.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[گناباد]]
|شهادت = [[1361/01/02]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =[[رانندهتانک]]
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل = دانش آموز
|خانواده = نام پدر:ابراهیم
}}
کدشهید:6126294
عشق به جهاد
یادم می آید مهدی محصل بودند که یک مرتبه هوای استخدام [[ارتش]] به سرش زد هرچه ما گفتیم اگر توی ارتش استخدام شود باید همیشه جبهه بروی کار سختی است دیدیم فایده ای ندارد و می گوید نه من قصدم خدمت است هر چه ایشان را می ترساندیم فایده نداشت می گفت وظیفه است که برویم دفاع کنیم و دشمن را از میهن بیرون کنیم. راوی محمد مدنی
نيکوکاري
خاطره ای را مهدی لطفی این گونه تعریف می کرد در یکی از عملیاتها تعدادی اسیر گرفته بودیم و آنها را آوردیم جهت تحویل به مقرمان با این که می دانستیم در آن طرف با اسرای ما بد عمل می کنند ولی ما در پشت خط از آنها پذیرایی می کردیم خود عراقی های اسیر از نوع برخورد ما متعجب شده بودند. راوی مهدی رضایی
==نگارخانه تصاویر==
[[File:18143.jpg]]
==پانویس==
<references/>
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:مهدی لطفی خیبری}}