{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = مهدی لطفی فرگی |تصویر =18146.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد =[[کاشمر]]|شهادت = [[1360/09/09]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها =[[تخریب]]|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات =|تخصصها = |شغل = |خانواده = نام پدر:اسمعیل}}
کد شهید:6011519
:نام :مهدیمحل تولد :کاشمر
نام خانوادگی :لطفیفرگی
نام پدر :اسمعیل محل تولد :کاشمر تاریخ شهادت :1360/09/09نام پدر :اسمعیل 09 تحصیلات :نامشخص گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است
نوع عضویت :سایر شهدا
مسئولیت :تخریب
خاطره:==خاطرات==عنوان:خاطرات سیاسی به خاطر دارم سال 57 در بحبوحه انقلاب به اتفاق [[شهید]] به مشهد رفتیم و اتاقی در مسافرخانه نزدیک حرممطهر اجاره کردیم. صبح که از اتاق بیرون آمدیم مردم در خیابان شعار میدادند شهید گفت بیا ما هم برویم و در تظاهرات شرکت کنیم. با اصرار زیاد ایشان رفتیم و در پشت سر روحانیون در صف اول تظاهرات بودیم و شعار میدادیم. از چهارراه شهدا فعلی که رد شدیم گاز اشکآور زدند ما که تا آن زمان چنین گازی را تجربه نکرده بودیم از چشمها و بینی ما آب سرازیر شد و شروع به عطسه زدن نمودیم. یک آقایی به ما گفت اگر دستمال خیس دارید جلوی دهان و بینی بگیرید وگرنه بروید کنار آتش تا خنثی شود. ما هم رفتیم کنار آتش وقتی بعدازظهر تظاهرات تمام شد برگشتیم و دیدیم که قسمتی از مسافرخانه سوخته. شهید رو به من کرد و گفت باید به صاحب این مسافرخانه که به ما پناه داده کمک کنیم. فوراً به همراه شهید فرش ها و موکتها را شستیم و اتاقها را نیز تمیز کردیم و این بهترین خاطره من از زمان انقلاب است.
متن کامل خاطره==وصیت نامه==
خودسازي را شروع کنيد که بهترين اثر انسان اخلاق و رفتار و اعمال اوست و نيت پاکش مؤيد آنهاست. از وجود روحانيت مبارز و در خط امام استفاده کنيد. از غيبت و تهمت و بدگويي بپرهيزيد. نمازهاي جماعت را گسترش دهيد. سعي کنيد پشتيباني خود را از ولايت فقيه حفظ کنيد تا به قول امام آسيبي به مملکت نرسد و اطاعت از او را سرلوحه اعمال خود قرار دهيد. هر چه بيشتر براي جمهوري اسلامي خدمت کنيد که تنها روز قيامت خدمت مهم است آنچه در قبر مونس انسان است اعمال اوست.
به خاطر دارم سال 57 در بحبوحة انقلاب به اتفاق شهید به مشهد رفتیم و اتاقی در مسافرخانة نزدیک حرممطهر اجاره کردیم<ref>[http://yaranereza. صبح که از اتاق بیرون آمدیم مردم در خیابان شعار میدادند شهید گفت بیا ما هم برویم و در تظاهرات شرکت کنیمir/ShowSoldier. با اصرار زیاد ایشان رفتیم و در پشت سر روحانیون در صف اول تظاهرات بودیم و شعار میدادیم. از چهارراه شهدا فعلی که رد شدیم گاز اشکآور زدند ما که تا آن زمان چنین گازی را تجربه نکرده بودیم از چشمها و بینی ما آب سرازیر شد و شروع به عطسه زدن نمودیم. یک آقایی به ما گفت اگر دستمال خیس دارید جلوی دهان و بینی بگیرید وگرنه بروید کنار آتش تا خنثی شود. ما هم رفتیم کنار آتش وقتی بعدازظهر تظاهرات تمام شد برگشتیم و دیدیم که قسمتی از مسافرخانه سوخته. شهید رو به من کرد و گفت باید به صاحب این مسافرخانه که به ما پناه داده کمک کنیم. فوراً به همراه شهید فرشها و موکتها را شستیم و اتاقها را نیز تمیز کردیم و این بهترین خاطرة من از زمان انقلاب استaspx?SID=18146 سایت یاران رضا]</ref>
وصیت نامه==نگارخانه تصاویر==[[File:18146.jpg]]
خودسازي را شروع کنيد که بهترين اثر انسان اخلاق و رفتار و اعمال اوست و نيت پاکش مؤيد آنهاست. از وجود روحانيت مبارز و در خط امام استفاده کنيد. از غيبت و تهمت و بدگويي بپرهيزيد. نمازهاي جماعت را گسترش دهيد. سعي کنيد پشتيباني خود را از ولايت فقيه حفظ کنيد تا بقول امام آسيبي به مملکت نرسد و اطاعت از او را سرلوحه اعمال خود قرار دهيد. هر چه بيشتر براي جمهوري اسلامي خدمت کنيد که تنها روز قيامت خدمت مهم است آنچه در قبر مونس انسان است اعمال اوست==پانویس== <references/>
منبع==رده=={{ترتیبپیشفرض:سایت خراسان دردفاع مهدی لطفی فرگی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]]http[[رده://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18146شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان کاشمر]]