شهید محمود برزگری فیروزآبادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
شهید محمود برزگری فیروزآبادی
+
[[شهید محمود برزگری فیروزآبادی]]
  
 
نام پدر: علی
 
نام پدر: علی
شمارة شناسنامه: 4
+
شماره شناسنامه: 4
صادره: یزد
+
صادره: [[یزد]]
محل تولد: میبد
+
محل تولد: [[میبد]]
 
تاریخ تولد: 1343
 
تاریخ تولد: 1343
 
سال ورود به دانشگاه: 1361
 
سال ورود به دانشگاه: 1361
رشتة تحصیلی: معارف اسلامی و اقتصاد
+
رشته تحصیلی: معارف اسلامی و اقتصاد
تاریخ و محل شهادت: 18 / 1/ 1366 شلمچه (غرب کانال ماهی)
+
تاریخ و محل شهادت: 18 / 1/ 1366 [[شلمچه]] (غرب [[کانال ماهی]] )
عملیات: کربلای 8
+
عملیات: [[کربلای 8]]
==زندگی نامه==
+
زندگی نامه
  
 
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَس ى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا
 
وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَس ى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا
محمود در سال 1343 در فیروزآباد میبد، در یک خانوادة ک شاورز و به تمام معنی مؤمن به اسلام و معتقد به مبانی تشیّع علوی دیده به جهان گشود.
+
محمود در سال 1343 در [[فیروزآباد]] میبد، در یک خانواده کشاورز و به تمام معنی مؤمن به اسلام و معتقد به مبانی تشیّع علوی دیده به جهان گشود.
 
اولین دانشگاهش دامن پاک مادری زهرا گونه بود که مسؤولیت تربیت او را بر عهده داشت.
 
اولین دانشگاهش دامن پاک مادری زهرا گونه بود که مسؤولیت تربیت او را بر عهده داشت.
او درا بتدا بنا بر سنتی پسندیده، برای فراگیری قرآن به مکتبخانه رفت و سپس روانة دبستان شد. در مدرسه شاگردی هوشیار و در خانه فرزندی سر به راه و با وقار وی ار وی اور پدر و مادر، و درک وچه و بازار، نوجوانی بی آزار و مرد مدار بود. دوران تحصیلات راهنمایی و دبیرستان شهید مقارن با آغاز انقلاب اسلامی وشکوفایی آن بود.  
+
او درا بتدا بنا بر سنتی پسندیده، برای فراگیری [[قرآن]] به مکتب خانه رفت و سپس روانه دبستان شد. در مدرسه شاگردی هوشیار و در خانه فرزندی سر به راه و با وقار و یار و یاور پدر و مادر، و در کوچه و بازار، نوجوانی بی آزار و مردم دار بود. دوران تحصیلات راهنمایی و دبیرستان شهید مقارن با آغاز انقلاب اسلامی و شکوفایی آن بود.  
او با قلبی پرنور و سری پرشور، علم حضور را بر دوشک شید و از آن پس حتی لحظه ای دست از پای فشردن در راه پیروزی انقلاب اسلامی برنداشت.
+
او با قلبی پرنور و سری پرشور، علم حضور را بر دوش کشید و از آن پس حتی لحظه ای دست از پای فشردن در راه پیروزی انقلاب اسلامی برنداشت.
محمود ضمن ادامة تحصیل، از مجالست با اهل علم و تقوا کسب علم و فضیلت می کرد و حضور در مجالس مذهبی، مساجد، تکایا و راهپیمای یها به عنوان یک پایگاه و پل ارتباطی میان خود و مقصد خدایی اش استفاده می کرد و در این راه طلایه دار و پیشتاز جمعی از همگامان، به ویژه در سطح مدارس شهرستان میبد بود.
+
محمود ضمن ادامه تحصیل، از مجالست با اهل علم و تقوا کسب علم و فضیلت می کرد و حضور در مجالس مذهبی، مساجد، تکایا و راهپیمایی ها به عنوان یک پایگاه و پل ارتباطی میان خود و مقصد خدایی اش استفاده می کرد و در این راه طلایه دار و پیشتاز جمعی از همگامان، به ویژه در سطح مدارس شهرستان [[میبد]] بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به فعالیت های خود در جهت پیشبرد اهداف انقلاب ابعاد تازه ای بخشید و حاصل مطالعات، تجربیات و نیروی جسمی و فکری خود را همراه با اخلاص و ایمان و باروری خدادادی که داشت، به طور کامل در خدمت انقلاب و نظام ولایت فقیه قرار داد.
+
پس از پیروزی [[انقلاب اسلامی]] ، به فعالیت های خود در جهت پیشبرد اهداف انقلاب ابعاد تازه ای بخشید و حاصل مطالعات، تجربیات و نیروی جسمی و فکری خود را همراه با اخلاص و ایمان و باروری خدادادی که داشت، به طور کامل در خدمت انقلاب و نظام [[ولایت فقیه]] قرار داد.
تشیکل انجمن های اسلامی در مدارس میبد و افتتاح کتابخانه ها وکلا سهای عقیدتی و غیره جزيی از اقدامات فرهنگی این شهید در مدارس بود.
+
تشیکل [[انجمن های اسلامی]] در مدارس میبد و افتتاح کتابخانه ها و کلاسهای عقیدتی و غیره جزيی از اقدامات فرهنگی این شهید در مدارس بود.
در این هنگام برای شکل دادن به تلاش های خود، عضویت افتخاری کمیتة فرهنگی جهاد سازندگی را پذیرفت و مشغول کار شد.
+
در این هنگام برای شکل دادن به تلاش های خود، عضویت افتخاری کمیته فرهنگی [[جهاد سازندگی]] را پذیرفت و مشغول کار شد.
او در سال 1360 عضویت نیمه وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را پذیرا شد و از جمله اولین کسانی بود که لباس سبز سپاه توحید را در شهر میبد بر تن کرد.
+
او در سال 1360 عضویت نیمه وقت [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] را پذیرا شد و از جمله اولین کسانی بود که لباس سبز سپاه توحید را در شهر میبد بر تن کرد.
وي پس از هجوم وحشیانة ارتش بعث عراق، تا لحظة شهادت، به طور فعال در جبهه های جنگ حضور داشت و عملاً ثابت کردکه هم می توان رزمندة پرتحرک بود و هم دانش آموزی دانشجويی موفق.
+
وي پس از هجوم وحشیانه [[ارتش بعث عراق]] ، تا لحظه شهادت، به طور فعال در جبهه های جنگ حضور داشت و عملاً ثابت کرد که هم می توان رزمنده پرتحرک بود و هم دانش آموزی دانشجويی موفق.
محمود درا متحانات خرداد ماه 1361 با معدل کل 09 / 19 موفق به گرفتن دیپلم از «دبیرستان شهید بهشتی » میبد شد. سپس برای گذراندن دورة تحصیلات عالیة خود رشته معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) را برگزید.
+
محمود در امتحانات خرداد ماه 1361 با معدل کل 09 / 19 موفق به گرفتن دیپلم از «دبیرستان [[شهید بهشتی]] » میبد شد. سپس برای گذراندن دوره تحصیلات عالیه خود رشته معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) را برگزید.
همیشه متون سخنرانی های حضرت امام خميني(ره) را به دقت می خواند و در جهتگیری ها و اخذ مواضع از رهنمودهای ایشان بهره می جست. لذا وقتی از انگیزة او در انتخاب رشتة فوق سؤال می شد، جواب می داد که اگر امتحان کنکور می دادم، شاید در رشتة پزشکی هم قبول می شدم؛ اما امام عزیزمان فرمودند:
+
همیشه متون سخنرانی های حضرت [[امام خميني]] (ره) را به دقت می خواند و در جهت گیری ها و اخذ مواضع از رهنمودهای ایشان بهره می جست. لذا وقتی از انگیزه او در انتخاب رشته فوق سؤال می شد، جواب می داد که اگر امتحان کنکور می دادم، شاید در رشته پزشکی هم قبول می شدم؛ اما امام عزیزمان فرمودند:
 
- کشور بدون روحانی مانند کشور بدون طبیب می ماند.
 
- کشور بدون روحانی مانند کشور بدون طبیب می ماند.
لذا این رشتة معارف اسلامی را انتخاب کردم.
+
لذا این رشته معارف اسلامی را انتخاب کردم.
محمود پس از گذراندن دورة دو سالة عمومی معارف اسلامی رشتة تخصصی اقتصاد را برای ادامة تحصیل انتخاب کرد. او به دو زبان انگلیسی و عربی تا حد زیادی آشنایی داشت.
+
محمود پس از گذراندن دوره دو ساله عمومی معارف اسلامی رشته تخصصی اقتصاد را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد. او به دو زبان انگلیسی و عربی تا حد زیادی آشنایی داشت.
سرانجام دفتر زندگی اين دانشجوی سال پنجم دانشگاه امام صادق(ع) وسرباز راستین امام زمان(عج) پس از شرکت مکرر در جبهه ها و عملیا تهای درون و برون مرزی در عملیات «کربلای »8 مطابق با 18 فروردین سال 1366 با خون سرخ و پاکش در «منطقة شلمچه » - غرب کانال ماهی- رنگین و مزین شد.
+
سرانجام دفتر زندگی اين دانشجوی سال پنجم دانشگاه امام صادق(ع) و [[سرباز]] راستین امام زمان(عج) پس از شرکت مکرر در جبهه ها و عملیاتهای درون و برون مرزی در عملیات «[[کربلای8]] » مطابق با 18 فروردین سال 1366 با خون سرخ و پاکش در «منطقه [[شلمچه]] » - غرب [[کانال ماهی]] - رنگین و مزین شد.
آنگاه پیکر پاکش با شکوه خاصی بر روی دستان امت حز ب الله میبد و جمعی از دانشجویان و همرزمانش تشییع و در گلزار شهدای فیروزآباد در شب تولد مولی و مقتدایش مهدی موعود(عج) به دست پدر صبور و مؤمنش به خاک سپرده شد.
+
آنگاه پیکر پاکش با شکوه خاصی بر روی دستان امت حزب الله میبد و جمعی از دانشجویان و همرزمانش تشییع و در [[گلزار شهدای فیروزآباد]] در شب تولد مولی و مقتدایش مهدی موعود(عج) به دست پدر صبور و مؤمنش به خاک سپرده شد.
دو سال پس از شهادت، همراه با دانش آموختگان اولین دورة تحصیلی دانشگاه امام صادق(ع)، دانشنامة کارشناسی ارشد او در رشتة معارف اسلامی و اقتصاد به خانوادة محترمش تحویل داده شد.
+
دو سال پس از شهادت، همراه با دانش آموختگان اولین دوره تحصیلی دانشگاه امام صادق(ع)، دانشنامه کارشناسی ارشد او در رشته معارف اسلامی و اقتصاد به خانواده محترمش تحویل داده شد.
==وصیت نامة==
+
وصیت نامه
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
بسم الله الرحمن الرحیم
حمدو سپاس خدای راکه اوست مبدأ هستی وکمال. صلوات و رحمت واسعة او و ملائک و جمعیت خلقش برا شرف مخلوقات و خاتما نبیاء محمدبن عبدالله (ص) و عترت معصومین اش ائمة هدی(ع).
+
حمدو سپاس خدای راکه اوست مبدأ هستی وکمال. صلوات و رحمت واسعه او و ملائک و جمعیت خلقش برا شرف مخلوقات و خاتم انبیاء محمدبن عبدالله (ص) و عترت معصومین اش ائمه هدی(ع).
سلام و درود خدا و بندگانش بر نایب حضرت حجت(عج) حضرت روح الله که با قامتی استوار در مقابل ظلم و بی دینی و بد دینی قد برافراشتند و به فضل و عنایت خداوند درکالبد اسلام فراموش شده و مسلمانان روحی تازه دمیدند.
+
سلام و درود خدا و بندگانش بر نایب حضرت حجت(عج) حضرت روح الله که با قامتی استوار در مقابل ظلم و بی دینی و بد دینی قد برافراشتند و به فضل و عنایت خداوند در کالبد اسلام فراموش شده و مسلمانان روحی تازه دمیدند.
 
امت اسلام، والدین محترمم و خواهران و برادران عزیزم!
 
امت اسلام، والدین محترمم و خواهران و برادران عزیزم!
تقوای الهی را پیشه خود سازید و به قرآن و اهل بیت مصطفی (ص) تمسک جو یید که سعادت دارین (دو جهان) به جز از این طریق میسر نشود. نور همین است و بقیه ظلمت. حق همین است و ماسوای آن باطل.
+
تقوای الهی را پیشه خود سازید و به [[قرآن]] و اهل بیت مصطفی (ص) تمسک جویید که سعادت دارین (دو جهان) به جز از این طریق میسر نشود. نور همین است و بقیه ظلمت. حق همین است و ماسوای آن باطل.
اطاعت ازامام و علمای اسلام و روحانیون عزیز که امناءا لرسل و وارثانا نبیایند را در هیچ شرایطی ترک نکنید تا رستگار شوید.
+
اطاعت از امام و علمای اسلام و روحانیون عزیز که امناءالرسل و وارثان انبیایند را در هیچ شرایطی ترک نکنید تا رستگار شوید.
 
جنگ را در این زمان سرلوحه برنامه های خود قرار دهید، که عزّت و شرف ما، در گروه همین مبارزات است.
 
جنگ را در این زمان سرلوحه برنامه های خود قرار دهید، که عزّت و شرف ما، در گروه همین مبارزات است.
امروز جنگ و مبارزه با حزب ضد اسلامی بعث عراقکه به نیابت ازک فر جهانی در مقابل اسلام ایستاده است، به حکم مرجع تقلیدمان حضرت امام تکلیف شرعی ماست و بدانیدکه رزمندگان اسلام هدفی جز ادای تکلیفشان ندارند، چه پیروزی ظاهری حاصل شود و چه نشود.
+
امروز جنگ و مبارزه با حزب ضد اسلامی بعث عراق که به نیابت از کفر جهانی در مقابل اسلام ایستاده است، به حکم مرجع تقلیدمان حضرت امام تکلیف شرعی ماست و بدانید که رزمندگان اسلام هدفی جز ادای تکلیفشان ندارند، چه پیروزی ظاهری حاصل شود و چه نشود.
 
خدایا!
 
خدایا!
ما را در انجام دادن وظیفه شرع یمان یاری فرما و در راه حفظ دینت و پاسداری از آن ثابت قدم بدار، تا این میدان آزمایش را سربلند و آن گونه که مورد رضای توست، طی کنیم.
+
ما را در انجام دادن وظیفه شرعیمان یاری فرما و در راه حفظ دینت و پاسداری از آن ثابت قدم بدار، تا این میدان آزمایش را سربلند و آن گونه که مورد رضای توست، طی کنیم.
با قلبی مطمئن در مقابل استهزاء و سرزنش منافقان و بدخواهان و کج فهمان بایستید و با ندای قرآن بر قلبهای مریض شان بگو ییدکه:
+
با قلبی مطمئن در مقابل استهزاء و سرزنش [[منافقان]] و بدخواهان و کج فهمان بایستید و با ندای [[قرآن]] بر قلبهای مریض شان بگویید که:
 
هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْن
 
هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْن
 
دشمنان اسلام باید بدانند که:
 
دشمنان اسلام باید بدانند که:
سطر ۴۹: سطر ۴۹:
 
آنها بدانند مادرانیکه زهرای مرضیه و زینبک بری(ع) مقتدایشانندا ز شهادت نور چشما نشان نه تنها ترسی ندارند، بلکه از صمیم قلب به استقبال آن م یروند.
 
آنها بدانند مادرانیکه زهرای مرضیه و زینبک بری(ع) مقتدایشانندا ز شهادت نور چشما نشان نه تنها ترسی ندارند، بلکه از صمیم قلب به استقبال آن م یروند.
 
والدین محترم!
 
والدین محترم!
از اینکه نتوانستم در طول حیاتم حقوق و حدود شما را مطابق آ نچه خالق شما و من مقرر فرموده رعایتک نم، معذرت می خواهم. لذا عاجزانه از شما تمنای عفو وگذشت از تقصیراتم را دارم و همچنین از برادران و خواهران بزرگوارم و تمام اقوام و دوستانيکه از من به ایشان اذیتی رسیده، تقاضای گذشت دارم، ا نشاءالله که رحمت
+
از اینکه نتوانستم در طول حیاتم حقوق و حدود شما را مطابق آنچه خالق شما و من مقرر فرموده رعایت کنم، معذرت می خواهم. لذا عاجزانه از شما تمنای عفو وگذشت از تقصیراتم را دارم و همچنین از برادران و خواهران بزرگوارم و تمام اقوام و دوستاني که از من به ایشان اذیتی رسیده، تقاضای گذشت دارم، ان شاءالله که رحمت
و مغفرت خداوند همة ما را شامل شود و ما را از دعای خیر فراموش نفرمایید.
+
و مغفرت خداوند همه ما را شامل شود و ما را از دعای خیر فراموش نفرمایید.
 
به امید پیروزی نهایی حق بر باطل و ظهور حضرت صاحب الزمان(عج).
 
به امید پیروزی نهایی حق بر باطل و ظهور حضرت صاحب الزمان(عج).
 
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
 
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
 
محمود برزگری فیروزآبادی
 
محمود برزگری فیروزآبادی
 
1364/1/16
 
1364/1/16
==خاطرات==
+
خاطرات
*روزهای قبل از شهادت
+
روزهای قبل از شهادت
محمود در آخرین دفعه ای که به جبهه اعزام می شد، بر خلاف دفعات قبل، لبا سهای نو برداشت و به همراه خود برد. در ظهر روز قبل از عملیات، رزمندگان همه مشغول استراحت و اکثراً خواب بودند. ولی محمود بلند شده، سر را بر زانوان گذاشته و آهسته آهسته یک چیزی را زیر لب می گفت و گریه می کرد. این گریه چنان بود که در ضمن ای نکه اش ک زیادی م یریخت، ولی اصلاً صدایش بلند نم یشد تا مبادا ریا شود و حتی من که
+
محمود در آخرین دفعه ای که به جبهه اعزام می شد، بر خلاف دفعات قبل، لباسهای نو برداشت و به همراه خود برد. در ظهر روز قبل از عملیات، رزمندگان همه مشغول استراحت و اکثراً خواب بودند. ولی محمود بلند شده، سر را بر زانوان گذاشته و آهسته آهسته یک چیزی را زیر لب می گفت و گریه می کرد. این گریه چنان بود که در ضمن اینکه اشک زیادی میریخت، ولی اصلاً صدایش بلند نمیشد تا مبادا ریا شود و حتی من که
 
در کنار او خوابیده بودم و این کار او را نظاره می کردم، صدای گریه و زمزمه های او را نمی شنیدم.
 
در کنار او خوابیده بودم و این کار او را نظاره می کردم، صدای گریه و زمزمه های او را نمی شنیدم.
شب قبل از عملیات شهيد محمود برزگری شب قبل از عمليات يك سخنراني كاملا! معنوي ايراد كرد كه با آية 111 سورة توبه شروع مي شد:
+
شب قبل از عملیات شهيد محمود برزگری شب قبل از عمليات يك سخنراني كاملا! معنوي ايراد كرد كه با آيه 111 سوره توبه شروع مي شد:
 
إِنَّ اللهَ اشْتَر ى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ يُقاتِلُونَ ف ي سَبيلِ اللهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ
 
إِنَّ اللهَ اشْتَر ى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ يُقاتِلُونَ ف ي سَبيلِ اللهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ
این سخنرانی چنان عاشقانه و عارفانه صورت گرفت که خیلی از رزمندگان در آن شب به تز یکة نفس، تقوا و آمادگی او برای وصال دوست پی بردند.
+
این سخنرانی چنان عاشقانه و عارفانه صورت گرفت که خیلی از رزمندگان در آن شب به تز کیه نفس، تقوا و آمادگی او برای وصال دوست پی بردند.
این شهید قبل از آن شب هم سخنران یهایی داشت، ولی هیچ کدام مثل آن شب نبود. گویا به او الهام شده بودکه خود او مصداق آیه است و به زودی به بهشت و جنت رضوان خواهد رسید.
+
این شهید قبل از آن شب هم سخنرانی هایی داشت، ولی هیچ کدام مثل آن شب نبود. گویا به او الهام شده بودکه خود او مصداق آیه است و به زودی به بهشت و جنت رضوان خواهد رسید.
من که با مشاهدة آن همه اخلاص و نییک از او تقریباً باورم شده بود که از جملة شهداست، در آخر شب به او گفتم:
+
من که با مشاهده آن همه اخلاص و نییک از او تقریباً باورم شده بود که از جمله شهداست، در آخر شب به او گفتم:
- حالاکه احتمالاً رفتنی هستی، اگر توصیه ای و پیامی داری من حاضرم که انجام دهم.
+
- حالا که احتمالاً رفتنی هستی، اگر توصیه ای و پیامی داری من حاضرم که انجام دهم.
 
ایشان از من تشکر کرد و گفت: - من قبلاً کارها را آماده کرده و وصیت نامه ام را به دست برادرم سپرده ام و در
 
ایشان از من تشکر کرد و گفت: - من قبلاً کارها را آماده کرده و وصیت نامه ام را به دست برادرم سپرده ام و در
 
این راه اشکالی نمی بینم.
 
این راه اشکالی نمی بینم.
به هر حال نیمه های شب،کاروان دوستان حامل چهره های منورکه ساعاتی بعد در جمع دوستان جایشان خالی می ماند، به راه افتاد. در راه، دوستان برای شهدای فردای آن روز صلوات می فرستادند و از خدا برای آنها طلب رحمت می کردند.
+
به هر حال نیمه های شب،کاروان دوستان حامل چهره های منور که ساعاتی بعد در جمع دوستان جایشان خالی می ماند، به راه افتاد. در راه، دوستان برای شهدای فردای آن روز صلوات می فرستادند و از خدا برای آنها طلب رحمت می کردند.
وقتی به خط رسیدیم، آتش و دود و خون همه جا را فرا گرفته بود، لذا در اولین فرصت همگی به تهیة سنگر پرداختیم و محمود نیز درکنار ما بود.
+
وقتی به خط رسیدیم، آتش و دود و خون همه جا را فرا گرفته بود، لذا در اولین فرصت همگی به تهیه سنگر پرداختیم و محمود نیز درکنار ما بود.
با رسیدن وقت نماز، محمود زیر آن همه آتش و دود به نماز پرداخت و ما را بدان توصیه ک رد. وقتی من از حالی یک از دوستان از وی پرسیدم، گفت:
+
با رسیدن وقت [[نماز]] ، محمود زیر آن همه آتش و دود به نماز پرداخت و ما را بدان توصیه ک رد. وقتی من از حالی یک از دوستان از وی پرسیدم، گفت:
 
- دو حالت دارد؛ یا پیش خدا رفته، یا هنوز در این دار فانی است و او را دوباره می بینیم.
 
- دو حالت دارد؛ یا پیش خدا رفته، یا هنوز در این دار فانی است و او را دوباره می بینیم.
 
کلام او دوباره ما را به یاد قیامت انداخت و ما را از ترس برحذر داشت.در آخر از ما خواست که برایش دعاکنیم. من متوجه شدم که منظورش، دعا برای شهادتش است. چراکه گفت:
 
کلام او دوباره ما را به یاد قیامت انداخت و ما را از ترس برحذر داشت.در آخر از ما خواست که برایش دعاکنیم. من متوجه شدم که منظورش، دعا برای شهادتش است. چراکه گفت:
- شماها برمی گردید ا نشاءالله، فقط برای من دعا کنیدکه... و این تقریباً آخرین گفتار شهید بود.
+
- شماها برمی گردید ا ن شاءالله، فقط برای من دعا کنیدکه... و این تقریباً آخرین گفتار شهید بود.
 
منبع:سایت نویدشاهد
 
منبع:سایت نویدشاهد

نسخهٔ ‏۲۵ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۷

شهید محمود برزگری فیروزآبادی

نام پدر: علی شماره شناسنامه: 4 صادره: یزد محل تولد: میبد تاریخ تولد: 1343 سال ورود به دانشگاه: 1361 رشته تحصیلی: معارف اسلامی و اقتصاد تاریخ و محل شهادت: 18 / 1/ 1366 شلمچه (غرب کانال ماهی ) عملیات: کربلای 8 زندگی نامه

وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَس ى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا محمود در سال 1343 در فیروزآباد میبد، در یک خانواده کشاورز و به تمام معنی مؤمن به اسلام و معتقد به مبانی تشیّع علوی دیده به جهان گشود. اولین دانشگاهش دامن پاک مادری زهرا گونه بود که مسؤولیت تربیت او را بر عهده داشت. او درا بتدا بنا بر سنتی پسندیده، برای فراگیری قرآن به مکتب خانه رفت و سپس روانه دبستان شد. در مدرسه شاگردی هوشیار و در خانه فرزندی سر به راه و با وقار و یار و یاور پدر و مادر، و در کوچه و بازار، نوجوانی بی آزار و مردم دار بود. دوران تحصیلات راهنمایی و دبیرستان شهید مقارن با آغاز انقلاب اسلامی و شکوفایی آن بود. او با قلبی پرنور و سری پرشور، علم حضور را بر دوش کشید و از آن پس حتی لحظه ای دست از پای فشردن در راه پیروزی انقلاب اسلامی برنداشت. محمود ضمن ادامه تحصیل، از مجالست با اهل علم و تقوا کسب علم و فضیلت می کرد و حضور در مجالس مذهبی، مساجد، تکایا و راهپیمایی ها به عنوان یک پایگاه و پل ارتباطی میان خود و مقصد خدایی اش استفاده می کرد و در این راه طلایه دار و پیشتاز جمعی از همگامان، به ویژه در سطح مدارس شهرستان میبد بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، به فعالیت های خود در جهت پیشبرد اهداف انقلاب ابعاد تازه ای بخشید و حاصل مطالعات، تجربیات و نیروی جسمی و فکری خود را همراه با اخلاص و ایمان و باروری خدادادی که داشت، به طور کامل در خدمت انقلاب و نظام ولایت فقیه قرار داد. تشیکل انجمن های اسلامی در مدارس میبد و افتتاح کتابخانه ها و کلاسهای عقیدتی و غیره جزيی از اقدامات فرهنگی این شهید در مدارس بود. در این هنگام برای شکل دادن به تلاش های خود، عضویت افتخاری کمیته فرهنگی جهاد سازندگی را پذیرفت و مشغول کار شد. او در سال 1360 عضویت نیمه وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را پذیرا شد و از جمله اولین کسانی بود که لباس سبز سپاه توحید را در شهر میبد بر تن کرد. وي پس از هجوم وحشیانه ارتش بعث عراق ، تا لحظه شهادت، به طور فعال در جبهه های جنگ حضور داشت و عملاً ثابت کرد که هم می توان رزمنده پرتحرک بود و هم دانش آموزی دانشجويی موفق. محمود در امتحانات خرداد ماه 1361 با معدل کل 09 / 19 موفق به گرفتن دیپلم از «دبیرستان شهید بهشتی » میبد شد. سپس برای گذراندن دوره تحصیلات عالیه خود رشته معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) را برگزید. همیشه متون سخنرانی های حضرت امام خميني (ره) را به دقت می خواند و در جهت گیری ها و اخذ مواضع از رهنمودهای ایشان بهره می جست. لذا وقتی از انگیزه او در انتخاب رشته فوق سؤال می شد، جواب می داد که اگر امتحان کنکور می دادم، شاید در رشته پزشکی هم قبول می شدم؛ اما امام عزیزمان فرمودند: - کشور بدون روحانی مانند کشور بدون طبیب می ماند. لذا این رشته معارف اسلامی را انتخاب کردم. محمود پس از گذراندن دوره دو ساله عمومی معارف اسلامی رشته تخصصی اقتصاد را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد. او به دو زبان انگلیسی و عربی تا حد زیادی آشنایی داشت. سرانجام دفتر زندگی اين دانشجوی سال پنجم دانشگاه امام صادق(ع) و سرباز راستین امام زمان(عج) پس از شرکت مکرر در جبهه ها و عملیاتهای درون و برون مرزی در عملیات «کربلای8 » مطابق با 18 فروردین سال 1366 با خون سرخ و پاکش در «منطقه شلمچه » - غرب کانال ماهی - رنگین و مزین شد. آنگاه پیکر پاکش با شکوه خاصی بر روی دستان امت حزب الله میبد و جمعی از دانشجویان و همرزمانش تشییع و در گلزار شهدای فیروزآباد در شب تولد مولی و مقتدایش مهدی موعود(عج) به دست پدر صبور و مؤمنش به خاک سپرده شد. دو سال پس از شهادت، همراه با دانش آموختگان اولین دوره تحصیلی دانشگاه امام صادق(ع)، دانشنامه کارشناسی ارشد او در رشته معارف اسلامی و اقتصاد به خانواده محترمش تحویل داده شد. وصیت نامه بسم الله الرحمن الرحیم حمدو سپاس خدای راکه اوست مبدأ هستی وکمال. صلوات و رحمت واسعه او و ملائک و جمعیت خلقش برا شرف مخلوقات و خاتم انبیاء محمدبن عبدالله (ص) و عترت معصومین اش ائمه هدی(ع). سلام و درود خدا و بندگانش بر نایب حضرت حجت(عج) حضرت روح الله که با قامتی استوار در مقابل ظلم و بی دینی و بد دینی قد برافراشتند و به فضل و عنایت خداوند در کالبد اسلام فراموش شده و مسلمانان روحی تازه دمیدند. امت اسلام، والدین محترمم و خواهران و برادران عزیزم! تقوای الهی را پیشه خود سازید و به قرآن و اهل بیت مصطفی (ص) تمسک جویید که سعادت دارین (دو جهان) به جز از این طریق میسر نشود. نور همین است و بقیه ظلمت. حق همین است و ماسوای آن باطل. اطاعت از امام و علمای اسلام و روحانیون عزیز که امناءالرسل و وارثان انبیایند را در هیچ شرایطی ترک نکنید تا رستگار شوید. جنگ را در این زمان سرلوحه برنامه های خود قرار دهید، که عزّت و شرف ما، در گروه همین مبارزات است. امروز جنگ و مبارزه با حزب ضد اسلامی بعث عراق که به نیابت از کفر جهانی در مقابل اسلام ایستاده است، به حکم مرجع تقلیدمان حضرت امام تکلیف شرعی ماست و بدانید که رزمندگان اسلام هدفی جز ادای تکلیفشان ندارند، چه پیروزی ظاهری حاصل شود و چه نشود. خدایا! ما را در انجام دادن وظیفه شرعیمان یاری فرما و در راه حفظ دینت و پاسداری از آن ثابت قدم بدار، تا این میدان آزمایش را سربلند و آن گونه که مورد رضای توست، طی کنیم. با قلبی مطمئن در مقابل استهزاء و سرزنش منافقان و بدخواهان و کج فهمان بایستید و با ندای قرآن بر قلبهای مریض شان بگویید که: هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْن دشمنان اسلام باید بدانند که: ما پیرو امامی هستید که در روز عاشورا در راه رضای حق و احیای دین او 18 تن از بهترین جوانان بنی هاشم را تقدیم خدا کرد. پس ماکه مولا و مقتدایمان اوست، از شهادت عزیزانمان خوفی نداریم. آنها بدانند مادرانیکه زهرای مرضیه و زینبک بری(ع) مقتدایشانندا ز شهادت نور چشما نشان نه تنها ترسی ندارند، بلکه از صمیم قلب به استقبال آن م یروند. والدین محترم! از اینکه نتوانستم در طول حیاتم حقوق و حدود شما را مطابق آنچه خالق شما و من مقرر فرموده رعایت کنم، معذرت می خواهم. لذا عاجزانه از شما تمنای عفو وگذشت از تقصیراتم را دارم و همچنین از برادران و خواهران بزرگوارم و تمام اقوام و دوستاني که از من به ایشان اذیتی رسیده، تقاضای گذشت دارم، ان شاءالله که رحمت و مغفرت خداوند همه ما را شامل شود و ما را از دعای خیر فراموش نفرمایید. به امید پیروزی نهایی حق بر باطل و ظهور حضرت صاحب الزمان(عج). والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته محمود برزگری فیروزآبادی 1364/1/16 خاطرات روزهای قبل از شهادت محمود در آخرین دفعه ای که به جبهه اعزام می شد، بر خلاف دفعات قبل، لباسهای نو برداشت و به همراه خود برد. در ظهر روز قبل از عملیات، رزمندگان همه مشغول استراحت و اکثراً خواب بودند. ولی محمود بلند شده، سر را بر زانوان گذاشته و آهسته آهسته یک چیزی را زیر لب می گفت و گریه می کرد. این گریه چنان بود که در ضمن اینکه اشک زیادی میریخت، ولی اصلاً صدایش بلند نمیشد تا مبادا ریا شود و حتی من که در کنار او خوابیده بودم و این کار او را نظاره می کردم، صدای گریه و زمزمه های او را نمی شنیدم. شب قبل از عملیات شهيد محمود برزگری شب قبل از عمليات يك سخنراني كاملا! معنوي ايراد كرد كه با آيه 111 سوره توبه شروع مي شد: إِنَّ اللهَ اشْتَر ى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ يُقاتِلُونَ ف ي سَبيلِ اللهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ این سخنرانی چنان عاشقانه و عارفانه صورت گرفت که خیلی از رزمندگان در آن شب به تز کیه نفس، تقوا و آمادگی او برای وصال دوست پی بردند. این شهید قبل از آن شب هم سخنرانی هایی داشت، ولی هیچ کدام مثل آن شب نبود. گویا به او الهام شده بودکه خود او مصداق آیه است و به زودی به بهشت و جنت رضوان خواهد رسید. من که با مشاهده آن همه اخلاص و نییک از او تقریباً باورم شده بود که از جمله شهداست، در آخر شب به او گفتم: - حالا که احتمالاً رفتنی هستی، اگر توصیه ای و پیامی داری من حاضرم که انجام دهم. ایشان از من تشکر کرد و گفت: - من قبلاً کارها را آماده کرده و وصیت نامه ام را به دست برادرم سپرده ام و در این راه اشکالی نمی بینم. به هر حال نیمه های شب،کاروان دوستان حامل چهره های منور که ساعاتی بعد در جمع دوستان جایشان خالی می ماند، به راه افتاد. در راه، دوستان برای شهدای فردای آن روز صلوات می فرستادند و از خدا برای آنها طلب رحمت می کردند. وقتی به خط رسیدیم، آتش و دود و خون همه جا را فرا گرفته بود، لذا در اولین فرصت همگی به تهیه سنگر پرداختیم و محمود نیز درکنار ما بود. با رسیدن وقت نماز ، محمود زیر آن همه آتش و دود به نماز پرداخت و ما را بدان توصیه ک رد. وقتی من از حالی یک از دوستان از وی پرسیدم، گفت: - دو حالت دارد؛ یا پیش خدا رفته، یا هنوز در این دار فانی است و او را دوباره می بینیم. کلام او دوباره ما را به یاد قیامت انداخت و ما را از ترس برحذر داشت.در آخر از ما خواست که برایش دعاکنیم. من متوجه شدم که منظورش، دعا برای شهادتش است. چراکه گفت: - شماها برمی گردید ا ن شاءالله، فقط برای من دعا کنیدکه... و این تقریباً آخرین گفتار شهید بود. منبع:سایت نویدشاهد