ویرایشها
مادری درد کشیده، مادری که غم دوری فرزند بزرگش قلبش را به درد آورده، آهی میکشد و میگوید: مهردادم، (ابراهیم) عصر روز 5/7/1354 مثل همه بچهها با صدای گریه که اعلام ورودش به این دنیای خاکی بود، به دنیا آمد و من را از درد راحت کرد و دیگر خبر نداشتم که چند سال بیشتر این راحتی طول نخواهد کشید، با رفتنش دوباره درد را به من هدیه میکند و این بار دردش طولانی تر ولی فقط به این امید، این درد را تحمل میکنم که کودکم مهرداد دوباره با دردی کوتاه به دنیای دیگر وارد شده و این بار دنیای او بهشت اوست و فکر میکنم او، نه مطمئنم که جای پسرم راحت است.