شهید همت علی کریمی مزیدی: تفاوت بین نسخهها
Shahid taefi (بحث | مشارکتها) |
Jafarpor97 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۳۴: | سطر ۳۴: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | در | + | در تاریخ 1327/04/19 در طایفه مزیدی و در چادرهای عشایری در خانواده ای ساده، صادق و با ایمان به دنیا آمد. او پدرش را در سن 7 سالگی از دست داد و بعد از آن به روستا آمدند و ساکن آن جا شد. مادرش از طریق قالی بافی و برادران او با شغل کارگری همت علی را بزرگ کردند. سوم راهنمایی را در نوبندگان و بقیه تحصیلاتش را تا دیپلم در شهرستان فسا ادامه داد و پس ا ز آن به استخدام ارتش درآمد حدود چهار سال و شش ماه در ارتش خدمت نمود و این مدت را در جبهه به سر می برد او فردی مومن، متعهد و معتقد به دین و میهن خود بود و در راه دفاع از میهن و اسلام بر اثر اصابت تیر به سرش در منطقه جنگی میمک جان خود را فدا کرد. |
==نامه ها== | ==نامه ها== | ||
| − | * نامه شهید خطاب به | + | * نامه شهید خطاب به عمویش: |
بسمه تعالی | بسمه تعالی | ||
| − | حضور عموی مهربانم جناب آقای غلام علی کریمی، ضمن عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که حالتان خوب و در زندگی شاد و سرحال بوده باشید و هیچ گونه کسالتی نداشته، و صحیح و سالم بوده باشید. باری اگر بخواهید از حال این جانب همت علی کریمی با خبر باشید الحمدالله ملالی ندارم به جز دوری از شما. امیدوارم که به زودی زود | + | حضور عموی مهربانم جناب آقای غلام علی کریمی، ضمن عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که حالتان خوب و در زندگی شاد و سرحال بوده باشید و هیچ گونه کسالتی نداشته، و صحیح و سالم بوده باشید. باری اگر بخواهید از حال این جانب همت علی کریمی با خبر باشید الحمدالله ملالی ندارم به جز دوری از شما. امیدوارم که به زودی زود دیدارها تازه گردد و این جنگ به نفع اسلام به پایان برسد تا ما بتوانیم با آغوشی باز به کانون گرم خانواده ام بیایم. |
| − | عموجان! این نامه که برایتان می نویسم مثل این که هزاران فرسنگ که بین من و شما هست را كم | + | عموجان! این نامه که برایتان می نویسم مثل این که هزاران فرسنگ که بین من و شما هست را كم می كند و انگار كه شما در کنارم هستید و تنها ناراحتی من دوری از شما عموجان است. برایم بنویسید که چه کار می کنید؟ و از وضع علی برایم بنویسید، به همه ی آشنایان و اقوام سلام مرا برسانید. |
این نامه را در مورخ 1365/05/12 در سنگر می نویسم و احمد و یکی از بچه ها پهلوی من هستند و هیچ گونه نگرانی نداریم. دوستدار شما کریمی. | این نامه را در مورخ 1365/05/12 در سنگر می نویسم و احمد و یکی از بچه ها پهلوی من هستند و هیچ گونه نگرانی نداریم. دوستدار شما کریمی. | ||
| − | |||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | * خاطره از زبان خانواده | + | * خاطره از زبان خانواده شهید: |
| − | شهید کریمی از نظر اخلاقی و اجتماعی زبانزد همه بود. روحیه | + | شهید کریمی از نظر اخلاقی و اجتماعی زبانزد همه بود. روحیه ای بالا و معنوی داشت، مهربان و دلسوز خانواده و پدر و مادرش، و با فرزندش خوش برخورد بود، در خانه به نماز خیلی اهمیت می داد و می گفت: فرزندانم باید با روحیه مذهبی و دینی آشنا شوند. این شهید عزیز به نماز و واجبات دینی بسیار اهمیت می داد. به صله رحم خیلی اعتقاد داشت و حتی اگر وقت کمی داشت باز هم به خانواده و اقوام سرکشی می کرد. عاشق ائمه معصومین بود از دوستان، همرزمان و همسنگران شهید که می پرسم آنها جز تعریف و تمجید از برخوردها و اخلاق خوب او چیزی نمی گویند و از دلیری و رشادت هایش در جبهه تعریف می كنند.1<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/415882/زندگی-نامه-و-دست-نوشته-شهید-همت-علی-کریمی-مزیدی سایت نوید شاهد]</ref> |
| − | + | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۵
| همت علی کریمی مزیدی | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1327/04/19 |
شهید همت علی کریمی مزیدی
محتویات
زندگینامه
در تاریخ 1327/04/19 در طایفه مزیدی و در چادرهای عشایری در خانواده ای ساده، صادق و با ایمان به دنیا آمد. او پدرش را در سن 7 سالگی از دست داد و بعد از آن به روستا آمدند و ساکن آن جا شد. مادرش از طریق قالی بافی و برادران او با شغل کارگری همت علی را بزرگ کردند. سوم راهنمایی را در نوبندگان و بقیه تحصیلاتش را تا دیپلم در شهرستان فسا ادامه داد و پس ا ز آن به استخدام ارتش درآمد حدود چهار سال و شش ماه در ارتش خدمت نمود و این مدت را در جبهه به سر می برد او فردی مومن، متعهد و معتقد به دین و میهن خود بود و در راه دفاع از میهن و اسلام بر اثر اصابت تیر به سرش در منطقه جنگی میمک جان خود را فدا کرد.
نامه ها
- نامه شهید خطاب به عمویش:
بسمه تعالی حضور عموی مهربانم جناب آقای غلام علی کریمی، ضمن عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم و امیدوارم که حالتان خوب و در زندگی شاد و سرحال بوده باشید و هیچ گونه کسالتی نداشته، و صحیح و سالم بوده باشید. باری اگر بخواهید از حال این جانب همت علی کریمی با خبر باشید الحمدالله ملالی ندارم به جز دوری از شما. امیدوارم که به زودی زود دیدارها تازه گردد و این جنگ به نفع اسلام به پایان برسد تا ما بتوانیم با آغوشی باز به کانون گرم خانواده ام بیایم. عموجان! این نامه که برایتان می نویسم مثل این که هزاران فرسنگ که بین من و شما هست را كم می كند و انگار كه شما در کنارم هستید و تنها ناراحتی من دوری از شما عموجان است. برایم بنویسید که چه کار می کنید؟ و از وضع علی برایم بنویسید، به همه ی آشنایان و اقوام سلام مرا برسانید. این نامه را در مورخ 1365/05/12 در سنگر می نویسم و احمد و یکی از بچه ها پهلوی من هستند و هیچ گونه نگرانی نداریم. دوستدار شما کریمی.
خاطرات
- خاطره از زبان خانواده شهید:
شهید کریمی از نظر اخلاقی و اجتماعی زبانزد همه بود. روحیه ای بالا و معنوی داشت، مهربان و دلسوز خانواده و پدر و مادرش، و با فرزندش خوش برخورد بود، در خانه به نماز خیلی اهمیت می داد و می گفت: فرزندانم باید با روحیه مذهبی و دینی آشنا شوند. این شهید عزیز به نماز و واجبات دینی بسیار اهمیت می داد. به صله رحم خیلی اعتقاد داشت و حتی اگر وقت کمی داشت باز هم به خانواده و اقوام سرکشی می کرد. عاشق ائمه معصومین بود از دوستان، همرزمان و همسنگران شهید که می پرسم آنها جز تعریف و تمجید از برخوردها و اخلاق خوب او چیزی نمی گویند و از دلیری و رشادت هایش در جبهه تعریف می كنند.1[۱]