==زندگینامه==
شهید قاسم آیگاني، آیگانی، در سال 1334 در روستای آیگانی، از توابع شهرستان كرج، دیده به جهان گشود و پس از طی دوران كودكی در دامن گرم و پر مهر خانواده، برای كسب علم به روستای مجاور عزیمت نمود و تا كلاس 5 ابتدایی درس خواند. پس از آن به علت نبود امكانات از تحصیل باز ماند و ناچاراً در كنار خانواده، جهت تأمین هزینه و خرج خانواده مشغول به كار گردید، او اكثر اوقات فراغت را مشغول مطالعه كتب دینی و سیاسی و علمی می كرد.
او در زمان اوج گیری انقلاب در اكثر راهپیمایی ها و تظاهرات شركت داشت، در پخش اعلامیه های امام اهتمام مي ورزيد، می ورزید، در شب پیروزی انقلاب در زمان تسخیر رادیو و تلویزیون زخمی شد و مدت زیادی در بیمارستان بود و پس از پیروزی به عضویت بسیج در آمد، فعالیت هایش را دامنه بخشید و در زمان جنگ از هیچ كاری دریغ نداشت و با شهادتش سند رسوایی ابر جنایتكاران را امضاء نمود.
او با حسن اخلاق و سلوكی كه داشت همواره موجبات رضایت اطرافیان را فراهم می كرد و همه او را به صداقت می ستودند، او مسلمانی مؤمن و معتقد بود و در سایه تعالیم ارزشمند دین مبین اسلام، و ولایت اهل بیت تربیت خاص یافته بود، تربیت درست و احساسات پاك دینی، او را از گناهان و انحرافات احتمالی دوران نوجوانی و جوانی بر حذر مي می داشت .
در ضمن يك یك دانگ از ساختمان خانه متعلق به ایشان است و بعد هم اگر خواست برود مبلغ 50 هزار تومان دیگر هم به ایشان می دهید و مبلغ یک صد هزار تومان به دخترم می دهید، البته ساختمان را می فروشید و این پول ها را می دهید و مبلغی هم بدهکارم که مشخص می باشد، مبلغ 60 تومان به غلامعلی مرادی لیلستانی بدهکارم، 2 هزار تومان به محمد یاری، برادر عفت خانم، که آن را می پردازید و مقداری هم به محسن بدهکارم که آن را هم بپردازید، امیدوارم مرا حلال کنید که آن قدر زحمتان دادم، از همه دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم، چون وقت کم است بیش از این وقت شما را نمی گیرم.
سلام و درود بر یگانه منجى عالم بشریت حضرت مهدى موعود (عج) و سلام و درود بر تمامى امامان بر حق، و سلام بر پیامبر زمان ها، نور چشممان و امیر و اميد امید تمام مستضعفان جهان، روح خدا در زمین، و عصاى موسى در دست، و كتاب محمد ص در دست، و زبان و عمل در كام، امام خمینى، بت شكن قرن، و سلام و درود بر شهداى صدر اسلام و انقلاب اسلامى و جنگ تحمیلى.
به نام خدا و با سلام به امام زمان (عج) و نایب بر حقش امام امت و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، با سلام به رزمندگان دلیر، در صحنه های نبرد حق علیه باطل و درود بر مردم مبارز و شهید پرور ایران، خدمت پدر مهربانم سلام عرض می كنم و امیدوارم كه انقلاب را با صبر خود پایداری نمايید نمایید البته نتوانستم آن زحمات شما را جبران كنم.خدمت مادر مهربانم، سلام عرض می كنم و امیدوارم وجود شریف شما خوب باشد، مادرجان، چه مادر خوبی بودید ولی بنده نتوانستم آن طور كه هست از زحمت های شما قدردانی كنم، امیدوارم كه بانو زینب (س) شما را در تمام مراحل زندگی كمك كند ان شاء الله.
ان شاء الله، به امید خدا اگر شهادت نصیبم شد، مبادا گریه و زاری كنيد كنید و سیاه بپوشید، خدمت برادرانم با خانواده سلام عرض میكنم، امیدوارم كه حال همگی شما خوب باشد، امیدوارم بتوانید آن رسالت سنگینی كه بر دوش شما می باشد به خوب عمل كنید و این بار سنگین را تا به سر منزل مقصود برسانید، و خدمت خواهرم، سلام عرض می كنم و امیدوارم كه حال شریف خوب باشد، امیدوارم آن رسالت زینب گونه خود را حفظ كنید، آن اصالت خود را حفظ كنید، مبادا سیاه بپوشید.
خدمت همسر مهربان و هم سنگرم، سلام عرض می كنم و امیدوارم كه حال شریف خوب باشد، همسرم، این بار باید زینب وار زندگی، زینب وار زیستن، و زینب وار فكر كردن، زینب وار عمل كردن، زینب وار تحمل در سختی ها و مشكلات، صبر در تمام كارها را پيشه ي پیشه ی خود كني، كنی، ان شاء الله خداوند در تمام كارها شما را یاری می كند.
خدمت دختر كوچولويم كوچولویم كه خیلی هم او را دوست دارم، امیدوارم خوب درس بخوانی و خوب فكر كنید و اسلام و امام را آن طور كه هست بشناسید نه آن طور كه می خواهید، امیدوارم كه در موقع شهادتم، اصلاً ناراحت نباشید، مبادا سیاه بپوشید كه دشمن شاد شود، با حركت صحیح و انقلابی، دشمن را نابود كرده و حزب الله و خط امام را تقویت كنید، دخترم با لبخند خود امیدوارم كه مرا هم خوشحال كنید.
چه كسی كربلای سالار حسین (ع) را دوباره به پا كرد؟ در لحظه هایي هایی كه زبان قادر به تكلم نبود، كدامین تن در خطر بلوغ عصیان سرخی عاشورا به چشمان بی نورمان تاباند؟ جز شهید چه كسی باور كرد كه زندگی در ظلمت سیاه شب، تنها قریب خویش است برای زیستن در نور، برای رهائی از مرگ، و رسیدن به جاودانگی؟ تنها شهید، راه می نماید، صفیر تیز گلوله هایش مشعل پر شعله راهی می شود كه خلق خدا را به صبح دوریش نوید می دهد.
امروز بار سنگینی است بر دوش، كه باید آن را تا سرمنزل مقصود برسانید، ای جوانان، نكند در رختخواب ذلت بمیريد بمیرید كه حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد، ای جوانان مبادا در غفلت ببرید كه علی (ع) در محراب عبادت شهید شد، ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری كنید، كه فردا در محضر خدا نمی توانید جواب بانو زینب(س) را بدهید، آن وقت دیر است و هیچ عذری پذیرفته نمی شود، پس تا دیر نشده است خود را به كاروان كربلای امام حسین(ع) برسانید.