ویرایش‌ها

شهید محمد الفتی

۷۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۱۴
شهید محمد الفتی
درجه :سربازیکم رسته :تکاور نام پدر:قربان تاریخ تولد :۲۸/۱۰/ ۴۶ محل تولد :[[نفت شهر]]
تاریخ شهادت :۴/۸/۶۵ علت شهادت :ترکش توپخانه دشمن نوع مأموریت : زرهی وضعیت تأهل :مجرد
==زندگینامه :==شهید محمد الفتی در مورخ ۲۸/۱۰/۴۶ در نفت شهر متولد شد. دوران کودکی و نیمی از نوجوانی خود را در آن شهر سپری نمود. او خاطرات تلخ و شیرین خود را با شروع جنگ تحمیلی و حمله دشمن در آن شهر بجا گذاشت همراه خانواده راهی [[کرمانشاه ]] شد. دوران تحصیلات راهنمایی خود را در کرمانشاه در مدرسه راهنمایی [[شهید رجایی ]] ادامه داد ضمن تحصیل به مدرسه عشق و ایثار(جبهه) شتافت تا از آب و خاک میهن خود دفاع نماید. و در تاریخ ۴/۸/۶۵ در منطقه عملیاتی [[سردشت ]] شربت شهادت را بر اثر ترکش توپخانه دشمن نوشید و در دیدار حق شتافت.
==خاطره و سیره اخلاقی شهید:==
از نظر اخلاقی شهید مهربان، صادق و تلاشگر بود. چهره مهربان و معصوم او متانت خاصی به او بخشیده و در خانواده و همسایه از منزلت خاصی برخوردار بود. در اعتقادات مذهبی راسخ بود و به مناسبت های مختلف در مسجد حضور داشت و در [[دعای کمیل ]] شرکت می نمود چنانچه چندین بار زمانی که به مسجد می رفت و کفش او را می ربودند با یک صندل پاره پلاستیکی راهی خانه می شد و علی رغم اعتراض پدر نسبت به ربودن کفش باز به مسجد می رفت. او هیچگاه سختی و کمبود خود را به پدر و مادر در میان نمی گذاشت تا آنان را پریشان و رنجیده خاطر نکند.دستنوشته ===دست‌نوشته شهید :===پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما ها: پدر و مادر برادران و خواهران عزیزم از درگاه خداوند متعال خواستارم و امیدوارم که همیشه خوش و خرم باشی و هیچگونه ناراحتی در بین نباشد باری پدر و مادر جان اگر از روی لطف و مرحمت از احوالات اینجانب فرزند حقیرتان خواسته باشی بحمدالله خوب سالم هستم و هیچگونه ناراحتی ندارم بجز دوری دیدار شما و امیدوارم بوسیله این نامه دیدارمان تازه گردد و سلام مرا به داداش حسن و داداش حسین و خواهر عزیزم فاطمه و داداش احمد برسانید باری پدرو مادر جان از وضع خود برایتان می گویم پدر و مادر جان از آن روزی که از خانه حرکت کردم یک روز پادگان ماندم روز دیگر ساعت ۶ بعدازظهر سوار قطار شدم و روز ۵شنبه ساعت ۸ صبح به [[مراقه ]] آمدیم و بعد بوسیله ستون به [[سردشت ]] به تیپ آمدیم و ما را تقسیم کردند به پایگاههای مختلف پدرو مادر جان من در جایی هستم که نه صدای گلوله عراقی بگوش می رسد و نه صدای گلوله ایرانی در جای ساکت و آرامی هستم دیگر وقت گرامی شما را نمی گیرم.    <ref>[http://www.shohadayekermanshah.ir منبع: / سایت شهدای کرما نشاهکرمانشاه]</ref>==پانویس==<references/>
۱۷۰
ویرایش