ویرایش‌ها

شهید محمد مهدی تبار

۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۱۷
شهید محمد مهدی تبار
==زندگینامه :==
شهید حجه الاسلام محمد مهدی تبار در شهریور سال ۱۳۳۹ در خانواده ای مذهبی و متوسط در باختران چشم به جهان گشود مادرش می گوید: به هنگام ولادتش نوری را در خانه برای چند لحظه احساس کردم و پی در پی صلوات می فرستادم، با تولد او خیر و برکت به خانه مان روی آورد.
کودک را در آغاز خسرو نامیدند و او را در آغوش محبت خانواده جای دادند خسرو کم کم رشد می کرد و کتاب زندگانیش صفحه صفحه ورق می خورد و چه سپید و درخشان بود این صفحات.
آخرین باری که عازم جبهه می شد نه من نه دوستانش مایل به رفتن او به جبهه نبودیم اسرار داشتیم استخاره کند به اسرار ما تعفل زد! به غرب برود؟ آمد که اثری ندارد بعد فهمید واقعاً در غرب خبری نیست. گفتیم برای جنوب استخاره کند اولش سختی اما نهایت نیک و خوب آمد اما باز من و دوستان طلبه اش اسرار داشتیم برای اصل رفتن استخاره کند پس باز به اسرار بسیار ما انجام داد آیا در قم بماند؟ جواب بد بود. پس با عزم بیشتری عازم جبهۀ جنوب شدند مجروح با ۲ بار عمل جراحی بسیار سخت پاشنه پا (رفتن روی مین) به کرمانشاه مراجعت نمود.
پس از ۴ ماه از مجروحیّت ایشان به قم بازگشتیم پس شهادت حاج سیبی و شب هفت ایشان پیش آمد البته ۲ بار طی آن هفته جهت شرکت در مراسم شهید سیبی که در تهران برگزار شد با اتوبوس رفتند و برای مراسم شب هفت با جمعی از ابرار و دوستان اهل جبهه که خودشان از مجروحان هم حساب می شدند و خانوادۀ آنها از قم عازم کاشان شدیم بنا به مشاهده و بیان دوستانش آقا محمد در کاشان چنان سینه می زد و اشک می ریخته که دوستانش مات و متحیر از حالات معنوی او شده اند وقتی در غسالخانه او را می شستند تمام سینۀ او کبود و سیاه شده بود. خوشا به حال او که این چنین برای عزاداری شهدا به یاد حضرت علی اصغر و حسین بن علی (ع) سینه زد و این را ما تقدم فرستاد تا شفاعتش کند و او را به فیض عظمی رساند. «راهش پُر رهرو باد»   <ref>[http://www.shohadayekermanshah.ir منبع: / سایت شهدای کرما نشاهکرمانشاه]</ref>==پانویس==<references/>
۱۷۰
ویرایش