ویرایش‌ها

شهیداحمدابراهیمی

۳۲ بایت اضافه‌شده، ‏۲۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۱
و بعد از آن روز، مغازه ای در میدان نراق زده و مشغول فروش تنقلات و میوه و سبزیجات، در تابستان هم بستنی و آبمیوه شد و چون در آن زمان رژیم شاه اعلام کرد که اگر از منزل کسی دزدی شود به کلانتری هیچ ارتباطی ندارد این شهید هم برای پاسداری از منازل مردم مجبور بود که شب ها تا صبح بیدار بماند که این شهید به میل خود این کار را انجام داد و وقتی هم که امام خمینی(ره) به ایران بازگشتند از آن به بعد این شهید گفت: من سرباز خمینی هستم و می خواهم به سربازی بروم تا از دین و ناموس و قرآن و مملکت خود دفاع کنم.
او دوران آمادگی خود را در عجب شیر گذراند و بعد از گذشت سه ماه به نراق برگشت و دوباره به جنوب کشور یعنی سرپل ذهاب اعزام شد و خدمت خود را در آن جا گذراند، او مسئول پخش مواد غذایی و آب بود و بعد مسئول تانک شد؛ پس از گذشت شش ماه به مرخصي آمد و خاطرات خود را در آنجا برای خانواده اش تعریف می کرد و می گفت: هر وقت معاون رئیس جمهور بنی صدر به آنجا می آید هیچ خبری از توپ و تانک عراقی نیست، ولی وقتی که می رود آنجا تبدیل به جهنم می شود؛ او به ما مهمات نمی رساند تا بتوانیم آن طور که باید و شاید از میهن اسلامی خود دفاع کنیم؛ و پس از گذشت چند روز، مرخصی او به اتمام رسیده و دوباره به سرپل ذهاب می رفت؛ از تمامی مردم نراق خداحافظی كرد و حلالیت طلبید و به آنها گفته بود که اين بار، بار آخر است که شما را می بینم و در شب تاسوعا و عاشورا رفت و به خانواده که به او می گویند بمان و بعد از عزاداری برو او می گوید: نه من باید در شب عاشورای خمینی در کربلای معلی باشم تا از دین، قرآن، ناموس و شرف مردم و مملکت خود دفاع کنم.
در شب اربعین، خبر شهادت او به خانواده اش رسيد و جنازه سرباز شهید احمد ابراهیمی را با عزاداری به خاک سپردند و او هم به جمع شهیدان اسلام پیوست و به آرزوی ديرينه اش يعني شهادت رسيد؛ او قبل از شهادت، می گوید: نگذارید مملکت به دست دشمنان بیفتد و در مقابل آن مسئولید و بايد دفاع کنید، او می گوید: بعد از این که من شهید شدم گریه نکنید و ناراحت نشوید بلکه خوشحال باشيد که در راه دفاع از مملکت و اسلام و ناموس و دفاع از دینم شهید شده ام.منبع: <ref>سایت شهدای ارتش</ref> ==پانویس==<references/>
== رده‌ها ==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:احمد_ابراهیمی}}
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش