*رامهرمزی: قبل از حمله عراق، در آبادان و خرمشهر خیلی بمب گذاری شد. در بازار و اماکن عمومی خیلی از مردم شهید شدند و به گونه ای شده بود که وقتی بیرون میرفتیم اصلاً احساس امنیت نمیکردیم. اینها همه نشان از یک واقعه جدی میداد.
اما جنگ ما را غافلگیر کرد، باور نمیکردیم که یک دفعه در شهریور و مهر به شکل گسترده با چندین لشکر لشگر به آبادان، خرمشهر و اطراف حمله کند. اما شرایط یک شرایطی بود که میدانستیم منطقه ما با همه کشور متفاوت است، مثل کردستان. یعنی من فکر میکنم آبادان و کردستان شرایط شبیه به هم داشتند. حالا یک تفاوتهایی از لحاظ جغرافیایی و افراد بومی وجود داشت. شرایط را عادی نمیدیدیم، زیرا در منزلهای آبادن به راحتی رادیو و تلویزیون عراق قابل مشاهده بود. در برنامه های تلویزیونی عراق، صدام تبلیغات بسیار گسترده ای را شروع کرده بود.
من خاطرم است سرودی در وصف صدام از تلویزیون عراق روزی چندین مرتبه نمایش میداد. این نشان میداد که در واقع در حال نمایش مانورهایی هستند. ولی برای خود من که یک فرد عادی بودم جنگ غافلگیر کننده بود.