ویرایش‌ها

نهر خین

۰ بایت اضافه‌شده، ‏۱۳ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۵
جایگزینی متن - 'لشکر' به 'لشگر'
خین نهری است در نزدیکی روستای خین در غرب خرمشهر و جنوب نهر عرایض که جزیره بوارین عراق را از شلمچه ایران جدا می‌کند. نهر خین در مجاورت پاسگاه مرزی خین قرار دارد و دو و نیم متر عمق و بین هشت تا سی متر عرض آن متغییر است و در تنومه عراق به شط العرب می‌ریزد.
قبل از آغاز جنگ، ارتش عراق برای مسلح نمودن عوامل خود در خرمشهر به طورمرتب در حاشیه این نهر به تخلیه سلاح می‌پرداخت. با آغاز جنگ تیپ 20 لشکر لشگر 5 پیاده ـ مکانیزه ارتش عراق در تاریخ 31/6/1359 در کنار نهر خین آرایش تهاجمی به خود گرفت. این در حالی بود که از روزهای قبل، پاسگاه خیّن زیر آتش دشمن قرار داشت و نیروهای ژاندارمری به کمک نیروهای مردمی در این پاسگاه مقاومت می‌کردند. در سومین روز جنگ این پاسگاه تخلیه شد و مدافعین در محدوده پل نو موضع گرفتند.
در جریان آزادسازی خرمشهر، خیّن یکی از محورهای قرارگاه نصر به فرماندهی شهید همت برای ورود به شهر بود و در عملیات والفجر 8 نیز تلاش پشتیبانی قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) در محدوده آن صورت گرفت. در عملیات کربلای4 این منطقه شاهد سنگین‌ترین درگیری خود در طول تاریخ بوده است به طوری که شهدای بسیاری در آن به شهادت رسیدند. نهر خین با انواع موانع از جمله نبشی‌های ضربدری و سیم‌خاردارهای حلقوی و انواع میادین مین و موانع خورشیدی، مانع بسیار جدی برای عبور رزمندگان در عملیات‌های کربلای4 و 5 محسوب می‌شد. عبور از منطقه باتلاقی و لجن‌زار و نفوذ به دژ جنوبی نهر خین با ارتفاع دو و نیم متر و عرض شش متر که در وسط آن کانالی بتنی با مهندسی پیچیده ساخته شده بود و اطراف آن سنگرهای نگهبانی و کمین ضد گلوله تعبیه شده بود که گلوله آر.پی.جی هم قدرت تخریب آن را نداشت و انواع جنگ‌افزارها از قبیل توپ 106، آر.پی.جی.11 و چهار لول ضد هوایی از آن محافظت می‌کردند، عملاً کاری غیر ممکن بود. با این حال رزمندگان در عملیات کربلای4 در نبردی شجاعانه خسارات و تلفات فراوانی به دشمن وارد کردند و حتی عده‌ای از رزمندگان از نهر خین گذشتند. اما در نهایت به دلیل لو رفتن عملیات و حجم بسیار سنگین آتش دشمن، فرماندهان دستور توقف عملیات را صادر نمودند. با اطلاعات و تجارب به دست آمده در این عملیات، این منطقه در عملیات کربلای5 آزاد شد.<ref>کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 25</ref>
چند توپ 105 میلی متری، این طرف خط آماده بود که اگر در معبر لو رفتیم، به سمت سنگرهای کمین شلیک کنند. بعد از اینکه دسته ویژه، راه را باز کرد و اولین سنگرهای تیربار خط خاموش شد. بقیه بچه های غواص از راه همان تونل، از آب رد شدند و بقیه خط را تصرف کردند. بعد هم قرار بود خاکریزها را نیروهای تخریب با انفجار برش دهند و نیرو های یگان دریایی، پل شناور را روی رودخانه خین بیندازند و گردان های پیاده داخل بوارین شوند و کار پاک سازی را ادامه دهند.<ref name="emtedad" />
***
برای اینکه دیده نشویم، بعد از ظهر راه افتادیم. در یک کانتینر، حمل می‌شدیم. بچه‌ها حسابی شلوغ می‌کردند. فریاد دلبریان - معاون گروهان غفار - همه را به خود آورد: «به جای این مسخره بازی‌ها، یه سرود به خونید که همه لذت ببرند.» شروع کردیم به آماده کردن سرود و خواندیم: «شهر، شهر خون است، پنجه در خون، خصم دون است ...» و دلبریان که راضی شده بود، با سر تکان دادن، شروع کرد به همراهی با ما. ادامه دادیم: «پشت سنگر، گشته پنچر، ماشین فرمانده لشکر؛ لشگر؛ مانده لشکر، لشگر، مانده لشکرلشگر. باید به شط خون شنا کنیم؛ شلپ شولوپ، شلپ شولوپ!»
لبخند از روی لبان دلبریان محو شد و در حالی که به تأسف سر تکان می‌داد گفت: «نه خیر، شماها آدم بشو نیستید.»<ref name="emtedad" />
۲٬۹۰۰
ویرایش