او بعد از انقلاب بیشتر اوقات در جبهه بود و در حین خدمت به اسلام یک بار زخمی شده بود و دکتر یک ماه مرخصی به او داد ولی او چون حمله خرمشهر را میدانست که نزدیک است از تمام مرخصی استفاده نکرد و به منطقه برگشت سفارشهای او به پدرش بیشتر در مورد به پای داشتن نماز بود.
و هدفش از رفتن بخ جبهه ها بیشتر ایستادن در مقابل تجاوز گرانی که به خاک ما تجاوز کرده بودند البته به گفته خود ایشان و سرانجام در همان حمله ای که خودش انتظارش را میکشید و مرخصی را نا تمام به منطقه برگشت در حمله فتح خرمشهر بر اثر انفجار تانک به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
==خاطره==
در آخرین اعزام خود غسل شهادت کرده و حلقهی ازدواجش را به همسرش میدهد و میگوید: «حلقهام را به شما میدهم تا نگهداری کنید، شاید این بار دیگر بازنگردم» و میرود. عملیات بیتالمقدس شروع میشود و ایشان نیز ضمن شرکت در این عملیات پیروزمندانه زمانی که با تانک، مشغول پیشروی به سوی دشمن بعثی بوده است مورد اصابت گلولهی آرپیجی قرار گرفته و از ناحیه شکم به شدت صدمه میبیند و با انفجار تانک به فیض عظیم شهادت نائل میگردد.<ref>سایت شهدای ارتش</ref>
منبع: سایت شهدای ارتش==پانویس==<references/>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:علی اصغر_احرامی}}