راهدار در زمان حیاتش خیلی بذل و بخشش می کرد و به فقرا و مستمندان کمک می نمود. یک روز برای ملاقات یکی از دوستان به بیمارستان رفتیم در همان لحظه راهدار دید که خانمی زاییده و لباس و پول ندارد در همان موقع رو به من کرد و گفت: برو منزل لباس های فرزندمان احسان را که دو ماهه بود بیاور و به این خانم بده تا بچه شان سرما نخورد.
* خاطره سوم (از زبان همسر شهید)
پسر عموی شهید راهدار پایش شکسته بود نیاز به دارو داشت راهدار مبلغ 1000 تومان خرج او کرد و بعد هم مبلغ 5000 تومان به عنوان کمک خرجی به او داد. یک روز من به راهدار گفتم: هزار تومان برای خودش اما پنج هزار تومان را از او بگیر چون آن زمان این مبلغ خیلی ارزش داشت، اما شهید قبول نکرد حتی بعد از شهادتش پسر عمویش آن پول را آورد که به من بدهد اما من بنا به گفته شهید و این که قبلاً خوابش را دیده بودم که در عالم خواب به من گفت: پروین بخشش برگشت ندارد و من متوجه شدم که شهید راضی نیست آن پول را از ایشان بگیرم و نگرفتم.<ref>سایت نویدشاهد</ref>
==پانویس==منبع:سایت نویدشاهد<references/>