ویرایش‌ها

شهيد بهادرگلکش پایینی

۳۳ بایت اضافه‌شده، ‏۱۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۰
با این حرف ها لبخندی بر لبم نشست، او را در آغوش گرفتم و را بوسیدم و گفتم: برو مادر، خدا به همراهت. بعد از مدتی تماس گرفت و صحبت کردیم و پدرش به وی گفت: اگر می توانی مرخصی بگیر و به فسا بیا.
اما بهادر گفت: پدر! تا خدمتم تمام نشود به فسا نمی آیم. هم من، هم پدرش خیلی اصرار کردیم تا این که قبول کرد تا سه روز بعد به مرخصی بیاید، درست سه روز بعد پیکر بهادر را برایمان آوردند.منبع:<ref>سایت نویدشاهد</ref> ==پانویس==<references/>
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش