شهید سید محمدرضا علوی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (Farhodi9704 صفحهٔ شهید سید محمد رضا علوی را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به شهید سید محمدرضا علوی منتقل کرد)
 
سطر ۴۲: سطر ۴۲:
 
این را که گفت دهانم بسته شد و گفتم برو خدا نگهدارت باشد...
 
این را که گفت دهانم بسته شد و گفتم برو خدا نگهدارت باشد...
  
دومین باری که برای سوریه رفت باردار بودم. برای به دنیا آمدن دخترمان مرخصی گرفت و آمد. وقتی بچه به دنیا آمد به عشق خانم رقیه نامش را رقیه گذاشت. رقیه سادات پانزده روزه بود که ساکش رو برداشت و رفت و امروز که پیکر پدرش به خاک رفت، سه ماهه است.
+
دومین باری که برای سوریه رفت باردار بودم. برای به دنیا آمدن دخترمان مرخصی گرفت و آمد. وقتی بچه به دنیا آمد به عشق خانم رقیه نامش را رقیه گذاشت. رقیه سادات پانزده روزه بود که ساکش رو برداشت و رفت و امروز که پیکر پدرش به خاک رفت، سه ماهه است.<ref>سایت نویدشاهد</ref>
  
  
  
منبع:سایت نویدشاهد
+
 
 +
 
 +
 
 +
==پانویس==
 +
 
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۷

سید محمدرضا علوی
Mohammadreza-alavi.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1353/05/06
شهادت 1393/12/01


شهید سید محمدرضا علوی


خاطرات:

- همسر شهید:

برای آخرین بار که می رفت به او گفتم: آسید رضا؛ تو دوبار برای دفاع از حرم عمه ات زینب علیه السلام رفتی این بار رو پیش ما بمان. دخترها خیلی به تو وابسته اند.

او گفت: خانم؛ حرم عمه جان ما در خطر است! تو راضی می شوی من باشم و جسارتی به حرم عمه مان بشود؟

این را که گفت دهانم بسته شد و گفتم برو خدا نگهدارت باشد...

دومین باری که برای سوریه رفت باردار بودم. برای به دنیا آمدن دخترمان مرخصی گرفت و آمد. وقتی بچه به دنیا آمد به عشق خانم رقیه نامش را رقیه گذاشت. رقیه سادات پانزده روزه بود که ساکش رو برداشت و رفت و امروز که پیکر پدرش به خاک رفت، سه ماهه است.[۱]




پانویس

  1. سایت نویدشاهد