شهیدامیر ایزدی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۳۶: سطر ۳۶:
 
روحش شاد و يادش گرامي باد
 
روحش شاد و يادش گرامي باد
 
وصیت نامه :
 
وصیت نامه :
من از همسنگری هایم و از تمام هموطنانم، فقط می خواهم که امام را تنها نگذارند و تا وقتی که جان در بدن دارند و تا وقتی که خون در رگ هایشان جریان دارد، جلوی این بعثی های کثیف ایستادگی کنند و بار دیگر می گویم که فقط امام را تنها نگذارند و پیرو قرآن راستین و اسلام باشند. من فقط از مادرم طلب بخشش می کنم که مرا ببخشد برای این که به او دروغ گفتم، من همان جای قبلی هستم. مادرجانم، نمی دانم لیاقت شهادت را دارم یا نه ولی دوست دارم در راه وطن و اسلام عزیز، جانفشانی کنم؛ خوب مادرجان، این را بدان اگر پسرت لیاقت شهادت را داشت بدان که راهم را پیدا کرده ام و دیگر در این دنیای ظاهری چیزی در هوس ندارم و دوست دارم هر چه زودتر به لقاء الله برسم.
+
من از همسنگری هایم و از تمام هموطنانم، فقط می خواهم که امام را تنها نگذارند و تا وقتی که جان در بدن دارند و تا وقتی که خون در رگ هایشان جریان دارد، جلوی این بعثی های کثیف ایستادگی کنند و بار دیگر می گویم که فقط امام را تنها نگذارند و پیرو قرآن راستین و اسلام باشند. من فقط از مادرم طلب بخشش می کنم که مرا ببخشد برای این که به او دروغ گفتم، من همان جای قبلی هستم. مادرجانم، نمی دانم لیاقت شهادت را دارم یا نه ولی دوست دارم در راه وطن و اسلام عزیز، جانفشانی کنم؛ خوب مادرجان، این را بدان اگر پسرت لیاقت شهادت را داشت بدان که راهم را پیدا کرده ام و دیگر در این دنیای ظاهری چیزی در هوس ندارم و دوست دارم هر چه زودتر به لقاء الله برسم.<ref>سایت شهدای ارتش</ref>
  
منبع: سایت شهدای ارتش
+
 
 +
==پانویس==
 +
 
 +
<references />

نسخهٔ ‏۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۵

امیر ایزدی
Amir-izadi.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1341/07/23
شهادت 1360/07/04


شهید امیر ایزدی تاریخ تولد :1341/07/23 تاریخ شهادت : 1360/07/04

زندگینامه :

شهید امير ايزدي، در خانواده ای مؤمن و متدین، در شهرستان خوی ، تولد یافت، بعد از اتمام تحصیلات متوسطه، در سال 1350 به استخدام ارتش درآمد، وی در تمام سال های تحصیل در دانشگاه از دانشجویان ممتاز بود. روحش شاد و يادش گرامي باد وصیت نامه : من از همسنگری هایم و از تمام هموطنانم، فقط می خواهم که امام را تنها نگذارند و تا وقتی که جان در بدن دارند و تا وقتی که خون در رگ هایشان جریان دارد، جلوی این بعثی های کثیف ایستادگی کنند و بار دیگر می گویم که فقط امام را تنها نگذارند و پیرو قرآن راستین و اسلام باشند. من فقط از مادرم طلب بخشش می کنم که مرا ببخشد برای این که به او دروغ گفتم، من همان جای قبلی هستم. مادرجانم، نمی دانم لیاقت شهادت را دارم یا نه ولی دوست دارم در راه وطن و اسلام عزیز، جانفشانی کنم؛ خوب مادرجان، این را بدان اگر پسرت لیاقت شهادت را داشت بدان که راهم را پیدا کرده ام و دیگر در این دنیای ظاهری چیزی در هوس ندارم و دوست دارم هر چه زودتر به لقاء الله برسم.[۱]


پانویس

  1. سایت شهدای ارتش