{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = محسن علی رضایی
|تصویر = Mohammad-kazemzadeh.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = [[زادروزهای 25 شهریور|1348/06/25]]
|شهادت = [[الگو:شهدای 25 فروردین|1367/01/25]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =
|جنگها =
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده =
}}
شهید محسن علی رضایی
==زندگی نامه==
محسن علی رضایی فرزند بتول و محمدابراهیم روز بیست و پنجم شهریور سال 1348 متولد شد.�
محسن یک برادر بزرگتر از خود و نیز سه خواهر داشت که با مهر و محبت در کنار پدر و مادر در خانه ای در خیابان افسریه زندگی می کردند. دوران کودکی محسن در این خانه گذشت و تحصیلات ابتدایی او نیز در دبستانی که در نزدیکی خانه آنها قرار داشت، آغاز شد. او کودکی آرام و مؤدب بود که به خانواده علاقه زیادی داشت.
مادر بزگوار شهید در خاطره ای از او می گوید:
« در ایام محرم و صفر در خانه هیأت داشتیم، او علاقه شدیدی به حضرت اباعبداله (ع) داشت و در مراسم عزاداری آن حضرت و در سینه زنی ها به قدری سینه زنی می کرد که سینه و کف دستهایش سرخ می شد، وقتی به او می گفتیم، محسن جان امام حسین (ع) راضی نیست که تو این قدر سینه بزنی، می گفت:« اگر برای آن حضرت سرو جان هم بدهی باز هم کم است.» وقتی دچار مجروحیت و سوختگی شیمیایی شد همه بدن او مجروح و سوخته بود غیر از سینه و کف دستهایش»
شهید محسن علی رضایی با دلی مشتاق به دیدار برادرش « سعید» و همرزمان شهیدش، به ملکوت اعلی پیوست اما نام پر افتخارش در کنار نام سنگرسازان بی سنگر جهاد سازندگی ماندگار شد و راه او الهام بخش رهیافتگانی خواهد بود که آرزویی جز وصال حق نخواهند داشت.<ref>سایت نوید شاهد</ref>
==پانویس==
منبع:سایت نویدشاهد <references />