روحیات معنوی شهید و توجه ایشان به اهل بیت)ع(
خب، سخت است ما از معنویات کسی حرف بزنیم که الان به جایگاهی رسیده، منتهی چیزی که در رفتار او قابل لمس بود، اینکه حنیف سرسپرده امام حسین)ع( بود و در ایام عاشورا و تاسوعا هر جا که بود، خودش را مقید می دانست تا یک عزاداری در شأن امام حسین)ع( برپا کند و در آن سنگ تمام می گذاشت. در منطقه شمال غرب حنیف بنیانگذار چندین هیأت بود و روزهای تاسوعا، عاشورا و شب شام غریبان مردم آن منطقه را به شام دعوت می کرد. حتی گروه هایی از ارامنه این منطقه هم در این هیأ ت ها شرکت می کردند و الان هم این راه ادامه دارد. (بهزاد رفیعی)
*ویژگی فکری
به طور کلی حنیف چه در غرب و چه در جبهه های مختلف دیگر هر مسؤولیتی که قبول می کرد، در تهیه لوازم آن مسؤولیت، بهروز بود. این نشان دهنده این بود که سردار حنیف کاملاً نسبت به حیطه مسؤولیتش آگاهی داشت و با علاقه و انگیزه کار می کرد. او از کسانی بود که بالاتر از نُرْم مطلوبی که سازمان از افراد انتظار داشت عمل می کرد و علاقه و نوآوری را در کارش نشان می داد.
ایشان برای هر کاری تجزیه و تحلیل می کرد و با یک شناخت و انگیزه بالا وارد صحنه عمل م یشد تا بتواند هر لحظه آماده باشد. خط دهی حنیف به افراد زیر مجموعه خودش کاملاً عاطفی، انگیزشی و با یک مدیریت خلاق و
علاقه به شهادت
من هر وقت حاج آقا چند روز مأموریت می رفت و نمی دیدمش، دلتنگ اش می شدم. حتی وقتی با هم تنها می شدیم، من اول ده دقیقه گریه هایم را می کردم و بعد آرام می شدم. حاج آقا فقط لبخند می زد و می گفت: «گریه برای چیست؟ من و تو این همه اتفاقات و خطرات را رد کرده ایم. آنوقت تو هنوز گریه می کنی؟ »خیلی به ایشان وابسته بودم، یکبار به حاجی گفتم: من یک ثانیه هم بدون تو نمی توانم زندگی کنم. برگشت به من گفت: «همین دلتنگی های تو بود که نگذاشت تا من در آن هشت سال شهید بشوم. وگرنه من در تمام عملیاتها بودم، تمام اطرافیانم شهید شدند و من یکی جاماندم» (خانم درویش همسر شهید(
==وصیت نامه==
إ نشاءالله بر مصداق کلام امیرالمؤمنین)ع( که فرمودند:
ریاست ها ماندگار نیست در صورتی که اگر ماندنی بود به شما نمی رسید، سعی نماییم در این مسؤولیت، که بتوانیم صرفاً به خدمت به اهداف علیه اسلام و انقلاب اسلامی بیندیشیم.