شهید حسین غنیمت پور: تفاوت بین نسخهها
Kolahkaj9706 (بحث | مشارکتها) |
Mirdadi9705 (بحث | مشارکتها) (←پانویس) |
||
| سطر ۱۱۵: | سطر ۱۱۵: | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | <references/> | + | <references/>نام : حسین |
| + | |||
| + | نام خانوادگی : غنیمت پور | ||
| + | |||
| + | نام پدر : محمد علی | ||
| + | |||
| + | تاریخ تولد : 1341/1/10 | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 65/10/24 | ||
| + | |||
| + | |||
| + | زندگينامه | ||
| + | |||
| + | حسين در تاریخ دهم فروردين هزار و سيصد و چهل و يك در خانه محمدعلي غنيمتپور در تهران ديده به جهان گشود. دو برادر و سه خواهر دارد . | ||
| + | از كودكي آرام و صبور بود.شركت در نماز جماعت، نماز جمعه و دعاي توسل و ... شخصيتش را بيش از پيش رشد داد.در زمان شروع جرقههاي انقلاب، حسين در مقطع راهنمايي درس ميخواند. او از تكتك اعلاميههاي امام پس از مطالعه، يادداشت برميداشت و در كتابخانهاش حفظ مينمود. همچنين در راهپيماييها هم شركت ميکرد. تحصيلاتش را تا ديپلم در تهران به پايان رساند. همزمان با تحصیل به ورزش تکواندو نیز می پرداخت و توانست دان چهار ورزش تكواندو را با موفقيت پشت سربگذارد. مدتي رئيس هيئت تکواندو در شهرستان شاهرود بود، همچنین در كلاسهاي بسيج هم حضوری فعال داشت . | ||
| + | وقتي در سن هجده سالگي همراه خانواده به شاهرود نقل مكان كردند، از طرف سپاه پاسداران عازم جبهه شد. مدت سي ماه در گردان كربلا به عنوان فرمانده دسته تا فرمانده گردان جانفشاني كرد . در عملياتهاي كربلاي چهار، پنج و والفجر هشت هم حضور داشت . | ||
| + | بيست و چهارمين روز دي ماه سال هزار و سيصد و شصت و پنج، در منطقه شلمچه تركش خمپارهاي در قلب حسين فرو رفت و او را که در زمان شهادت فرمانده گردان کربلا بود ،به شهادت رساند. پيكر مطهرش پس از تشييع در گلزار شهداي شاهرود آرام يافت . | ||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
| + | خاطره شهید از زین العابدین عرب یار محمدی | ||
| + | |||
| + | سردار شهيد حسين غنيمت پور نسبت به برگزارى نماز به صورت جماعت تاكيد بسيار زيادى داشت . من توفيق داشتم كه چند بار همراه ايشان در جبهه حضور داشته باشم . | ||
| + | |||
| + | او در عمليات خيبر فرمانده گروهان بود. در يك سلسله بسيار مهم جهت توجيه عمليات نشسته بوديم . مشغول گفت و گو و تبادل نظر بوديم كه نزديك وقت نماز، ايشان جلسه را ترك كرد. بعضى از برادران گفتند خيلى خوب بود كه جلسه را ادامه مى داديم و كليه موارد را متوجه مى شديم تا بتوانيم نيروهايمان را توجيه كنيم . | ||
| + | شهيد گرامى گفت : ما اين عمليات را براى نماز انجام مى دهيم و جلسه را جهت اقامه نماز ترك كرد | ||
| + | |||
| + | منبع: نشر الکترونیکی شاهد، ویژه شهید حسین غنیمت پور | ||
نسخهٔ ۲۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۰
حسین غنیمت پور
فرزند : محمد علی
متولد : 1341/08/01 در تهران
تحصیلات : دیپلم
تاهل : مجرد
یگان : سپاه شاهرود تیپ 12 قائم ( عج )
مدت حضور : 28 ماه و 19 روز
مسئولیت : فرمانده گردان
نوع عضویت : پاسدار
نوع شغل : نظامی
تاریخ شهادت : 1365/10/24
محل شهادت : شلمچه
عملیات : کربلای 5
محل دفن : شاهرود گلزار شهدا
rId7
زندگی نامه
حسين در تاریخ دهم فروردين هزار و سيصد و چهل و يك در خانه محمدعلي غنيمتپور در تهران ديده به جهان گشود . دو برادر و سه خواهر دارد .
از كودكي آرام و صبور بود . شركت در نماز جماعت، نماز جمعه و دعاي توسل و ... شخصيتش را بيش از پيش رشد داد . در زمان شروع جرقههاي انقلاب، حسين در مقطع راهنمايي درس ميخواند . او از تكتك اعلاميههاي امام پس از مطالعه، يادداشت برميداشت و در كتابخانهاش حفظ مينمود . همچنين در راهپيماييها هم شركت ميکرد . تحصيلاتش را تا ديپلم در تهران به پايان رساند . همزمان با تحصیل به ورزش تکواندو نیز می پرداخت و توانست دان چهار ورزش تكواندو را با موفقيت پشت سربگذارد . مدتي رئيس هيئت تکواندو در شهرستان شاهرود بود، همچنین در كلاسهاي بسيج هم حضوری فعال داشت .
وقتي در سن هجده سالگي همراه خانواده به شاهرود نقل مكان كردند، از طرف سپاه پاسداران عازم جبهه شد . مدت سي ماه در گردان كربلا به عنوان فرمانده دسته تا فرمانده گردان جانفشاني كرد . در عملياتهاي كربلاي چهار، پنج و والفجر هشت هم حضور داشت . بيست و چهارمين روز دي ماه سال هزار و سيصد و شصت و پنج، در منطقه شلمچه تركش خمپارهاي در قلب حسين فرو رفت و او را که در زمان شهادت فرمانده گردان کربلا بود ،به شهادت رساند . پيكر مطهرش پس از تشييع در گلزار شهداي شاهرود آرام يافت .
خاطرات
مادر شهيد :
از بچگي ارادت خاصي به ائمه مخصوصاً حضرت اباعبدالله و حضرت ابوالفضل عليهمالسلام داشتم . بعد از ازدواج نذر كردم اگر خداوند يك پسر به من بدهد، نامش را حسين بگذارم . وقتي سومين فرزندم به دنيا آمد . نذرم را ادا كردم
حسين رضواني ( همرزم شهيد ) :
قرار بود فردا عمليات كربلاي پنج شروع شود . من و دوستانم در رفتو آمد بوديم تا مقدمات كار را فراهم كنيم . وقتي كارها سر و سامان گرفت، به سمت تداركات گردان ذوالفقار رفتم . بيرون چادر كفشهاي آشنايي را ديدم . به آرامي وارد چادر شدم . پشتش به من بود . گوشهاي ايستادم . حسين رو به قبله دستهايش را رو به آسمان بالا برده بود و به آرامي ميناليد . انتهاي دعايش را با سه سلام خاتمه دادسرش را كه برگرداند، چشمش به من افتاد . در حالي كه با دست اشكهايش را پاك ميكرد، گفت :« اين جا چكار ميكني؟
گفتم :« اول تو بگو اين جا چه خبره؟ »
گفت :« بچهها دارن با هم خداحافظي ميكنن . من طاقت ديدن اين صحنهها رو ندارم »
نگاهم را به چشمهاي قرمزش دوختم . حس كردم با دفعات قبل خيلي فرق كرده است
افتاده اگه تو اين عمليات شركت كني ...». گفتم :« حسين ! به دلم
نگذاشت حرفم را تمام كنم كه با خوشحالي گفت :« يعني ميشه؟ »
گفتم :« تو اينجا فرماندهي گردان نيستي . گردان تو مالك اشتره كه توي خط نياوردي . تو جزء پشتيباني گردان ذوالفقاري »
با لبخندي شيرين گفت :« گردان چيه، اصل سه نفرن؛ اول خدا، دوم امام زمان و سوم رهبر بزرگمون »
بعد دست در گردنم انداخت . مرا بوسيد و گفت :« هر بدي ازم ديدي، حلالم كن »
با شروع عمليات لحظهاي احساس خستگي نكرد تا حاجتش برآورده شد .
خواهر شهید :
ميخواست برود . با همه خداحافظي كرد . تا جلوي در دنبالش رفتم . آخرين لحظه نگاهي به من كرد و گفت :« نميدونم چرا خدا لياقت شهيد شدن رو به من نميده؟ »
گفتم :« اين چه حرفيه؟ انشاءالله كه ميري و صحيح و سالم برميگردي »
پدر شهيد :
هر بار كه از جبهه برميگشت اول به مشهد ميرفت، بعد به خانه ميآمد . يك بار از او پرسيدم :« حکايت چيه که اين قدر زيارت امام رضا ميري؟
گفت :« حاجت مهمي دارم، ولي عجيبه كه پام به حرم ميرسه آروم آروم ميشم »
بعد از شهادتش، پانزده روز همه جاي تهران دنبال جنازه گشتيم اما پيدا نشد »
از طرف بنياد شهيد تماس گرفتند و گفتند :« جنازه شهيدتون توي مشهده »
با تعجب پرسيدم :« شهيد ما چطوري به اونجا رسيد؟ »
گفتند :« امروز شهدا رو دور حرم امام رضا طواف داديم . كسي به استقبال شهيد شما نيامده بود . ناچار كفن رو باز كرديم و اسم و آدرس شما رو توي جيبش پيدا كرديم .[۱]
پانویس
نام : حسیننام خانوادگی : غنیمت پور
نام پدر : محمد علی
تاریخ تولد : 1341/1/10
تاریخ شهادت : 65/10/24
زندگينامه
حسين در تاریخ دهم فروردين هزار و سيصد و چهل و يك در خانه محمدعلي غنيمتپور در تهران ديده به جهان گشود. دو برادر و سه خواهر دارد . از كودكي آرام و صبور بود.شركت در نماز جماعت، نماز جمعه و دعاي توسل و ... شخصيتش را بيش از پيش رشد داد.در زمان شروع جرقههاي انقلاب، حسين در مقطع راهنمايي درس ميخواند. او از تكتك اعلاميههاي امام پس از مطالعه، يادداشت برميداشت و در كتابخانهاش حفظ مينمود. همچنين در راهپيماييها هم شركت ميکرد. تحصيلاتش را تا ديپلم در تهران به پايان رساند. همزمان با تحصیل به ورزش تکواندو نیز می پرداخت و توانست دان چهار ورزش تكواندو را با موفقيت پشت سربگذارد. مدتي رئيس هيئت تکواندو در شهرستان شاهرود بود، همچنین در كلاسهاي بسيج هم حضوری فعال داشت . وقتي در سن هجده سالگي همراه خانواده به شاهرود نقل مكان كردند، از طرف سپاه پاسداران عازم جبهه شد. مدت سي ماه در گردان كربلا به عنوان فرمانده دسته تا فرمانده گردان جانفشاني كرد . در عملياتهاي كربلاي چهار، پنج و والفجر هشت هم حضور داشت . بيست و چهارمين روز دي ماه سال هزار و سيصد و شصت و پنج، در منطقه شلمچه تركش خمپارهاي در قلب حسين فرو رفت و او را که در زمان شهادت فرمانده گردان کربلا بود ،به شهادت رساند. پيكر مطهرش پس از تشييع در گلزار شهداي شاهرود آرام يافت .
خاطره شهید از زین العابدین عرب یار محمدی
سردار شهيد حسين غنيمت پور نسبت به برگزارى نماز به صورت جماعت تاكيد بسيار زيادى داشت . من توفيق داشتم كه چند بار همراه ايشان در جبهه حضور داشته باشم .
او در عمليات خيبر فرمانده گروهان بود. در يك سلسله بسيار مهم جهت توجيه عمليات نشسته بوديم . مشغول گفت و گو و تبادل نظر بوديم كه نزديك وقت نماز، ايشان جلسه را ترك كرد. بعضى از برادران گفتند خيلى خوب بود كه جلسه را ادامه مى داديم و كليه موارد را متوجه مى شديم تا بتوانيم نيروهايمان را توجيه كنيم . شهيد گرامى گفت : ما اين عمليات را براى نماز انجام مى دهيم و جلسه را جهت اقامه نماز ترك كرد
منبع: نشر الکترونیکی شاهد، ویژه شهید حسین غنیمت پور