با سلام و درود بر امام زمان ( عج) و نایب برحقش امام امت ، خمینی کبیر، رهبر امت های اسلامی جهان و سلام بر شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی، از هابیل تا قابیل و شهدای عصر حاضر که در مصاف با صدامیان کافر در ستیز بودند و سلام بر اسرای عزیزمان که در چنگال بعثیون در اسارت به سر می برند و سلام و درود بر معلولین و جانبازان و سلام بر خانواده های شهدا و مفقودین و معلولین و جانبازان و سلام بر رزمندگان صحنۀ حق علیه باطل که خواب راحت را از صدامیان کافر گرفته اند و سلام به شما همسر گرامی ام که ادامه دهنده راه من هستی . همسر عزیزم ، سلام . امیدوارم که همیشه سلامت باشید و در پناه ایزد حق تعالی روزگار خود را به سر ببرید . وقتی که من به جبهه آمدم برای چندمین بار، شما اصلا مخالفت نکردید، بلکه همواره مرا همراهی کردید . من راهی را انتخاب کرده ام وبه راه خودم ادامه داده ام و امیدوارم که آخر این راه جز خیر و صلاح خداوند چیزی دیگر در آن نباشد . ما دو راه را در پیش داریم، یکی راه حق و دیگری راه باطل که یک راه را باید انتخاب کنیم و غیر از راه حق راهی را نداریم که انتخاب نماییم و همان راه ائمه اطهار(ع) و پیغمبران و راه معصومین است و این راه ها هم جز شهادت در راه خداوند متعال چیز دیگری نیست . همسر عزیزم ، شما باید بدانی خواه ناخواه انسان برای همیشه در این دنیای فانی نمی ماند و این دنیا امتحانی برای آخرت یک انسان میباشد و ما هم چه در خانه باشیم و چه در جبهه باشیم، هیچ وقت مرگ ما را خبر نمی کند و باید به سوی خدا برویم و چه بهتر است راهی را که خداوند متعال برای ما مشخص نموده است و آن شهادت در راه خداوند است که در دعا هم داریم که « اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیل الله ». خداوندا، روزی ما را قرار بده شهادت در راه خداوند . همسر عزیزم ، کاری کن که بتوانی در مقابله با دشمنان اسلام سرفراز و پایدار و مقاوم باشی . وقتی با منافقین و کوردلان برخورد می کنی، مثل کوه استوار باش، که هستی . شما همسرم باید سعی و کوشش کنی که یک فردی فعال برای جمهوری اسلامی باشی . تا جایی که می توانی برای این انقلاب و برای جمهوری اسلامی کوتاهی نکن و قدم های مثبتی بردار و اگر خداوند متعال قبول کند، من خودم به جبهه آمدم و کسی مرا به زور نفرستاده و شما هم باید راضی به رضای خداوند باشید . همسر گرامی ام، اگر چه مدت بیشتری نتوانستم با شما باشم، مرا ببخشید و مرا حلال کن . چه کنم که دفاع از اسلام و مسلمین از همه بالاتر است و جهاد یکی از فروع دین است که مثل نماز و روزه و خمس و زکات و حج ، که برای آن خیلی ارزش قائلیم، باید به جهاد در راه خدا هم ارزش بدهیم و زندگی انبیاء و اولیاء از ابتدا همین بود . ما وقتی که ببینیم اسلام و مسلمین در خطر هستند، باید همه چیز را رها کرد و [ به] مقابله با آنها پرداخت و من هم در چنین موقعیتی قرار گرفتم که یزیدیان زمان و جنایتکارهای پلید و زشت خو با اسلام عزیزمان دست وپنجه نرم کرده اند و این اسلامی که با خون هزاران شهید و معلول و جانباز و مفقودالاثر رشد گرفته، م یخواهند از بین ببرند و من چگونه می توانم در خانه بنشینم و این صحنه ها را تماشا کنم . آیا وجدان یک مسلمان اجازه می دهد که متجاوزین از خدا بی خبر در وطن ما باشند و ما در خانه راحت باشیم . آری همسر عزیزم، من راهی را جز این راه نداشتم و امیدوارم که مورد رضایت خداوند متعال قرار بگیرد. امیدوارم که شما هم اجر آن را از حضرت فاطمه زهر ا(س) بگیرید و بتوانی راه مرا ادامه بدهی و حضرت فاطمه (س) را سرمشق زندگی خود قرار بدهی . اگر چه من نتوانستم مدت بیشتری با شما باشم ، مرا ببخشید و مرا حلال کن . بعد از شهادت من گریه نکن و اگر هم گریه می کنی، جایی گریه نکن که دشمنان اسلام شاد باشند و اگر گریه می کنی به یاد امام حسین (ع) کن و طفلان امام حسین (ع) و به یاد شهدای کربلا گریه کن. همسر عزیزم، قرآن ، این کتاب آسمانی را بیشتر بخوان و در دعاها و نماز جمعه ها تا می توانی شرکت کن و امام عزیزمان را حتما دعا کن و به فرامین امام عزیزمان گوش دل فرا ده و رزمندگان اسلام را دعا کن که انشاءالله به پیروزی نهایی برسند و خیال شما راحت باشد که به پیروزی نهایی می رسند و قبر شش گوشه امام حسین (ع) را با دست توانای خود آزاد می کنند. همسر عزیزم ، زیاد شما را سفارش نمی کنم. هرچند مدت کوتاهی با شما بودم، باید بگویم که از شما به عنوان یک همسر راضی بودم و از شما اصلاً بدی و خلافی ندیدم و شما فردی بودید واقعاً چه از لحاظ سیاسی و عبادی و خصوصاً از حجاب اسلامی ، که مهم ترین زینت زن است، برای من زن خیلی خوبی بودی و امیدوارم که بعد از من برای زن های دیگر واقعاً نمونه باشی و سعی کن که همیشه در خط امام و ولایت فقیه باشی . همسر عزیزم، مهدی عزیزم [ را]، که تنها ثمره من است به خداوند بزرگ و متعال می سپارم و امیدوارم که بتوانی او را طوری تربیت کنی که ادامه دهنده راه من باشد و لباس پاسداری به تن او کن که یک پاسدار حقیقی برای جمهوری اسلامی باشد . وقتی که بزرگ شد ، به او بیاموز که چگونه پدرت شهید شد و در چه راهی شهید شد . فرزندم باید پشتوانه انقلاب باشد و هر وقت به یاد پدرش افتاد ، به او بگو که پدرت زنده است و او را نوازش کن که مبادا دلتنگی کند و اگر خداوند یک اولاد دیگری به تو داد که مثل اولاد اول با او رفتار کن و بزرگ کن و تربیت اسلامی کن تا مورد رضایت خداوند در آن باشد . خلاصه همسر مهربانم، در هر کار ی که رضای خدا در آن باشد انسان باید به سوی آن بشتابد و در هر کاری که خشم خدا و غضب خدا باشد، باید حتماً از آن دوری کرد . اگر جنازه من به دست شما رسید، در امامزاده اشرف و کنار مزار شهدا دفن نمایید و شب های جمعه در کنار قبر من می آیی و به یاد کلیۀ شهدا فاتحه ای را میخوانی و اگر هم جنازه من به دست شما نرسید، هرگز ناراحت نباشید . باز هم راضی به رضای خدا باشید ، چرا که هر چه خدا بخواهد همان است . در خاتمه همسر گرامی ام، به شما سفارش میکنم که بعد از شهادت من می توانی ازدواج کنی و حتماً ازدواج کن . اما از شما می خو اهم حتما باید با کسی ازدواج کنی که اولاً ادامه دهنده راه من باشد و در خط انقلاب و ولایت فقیه باشد، ثانیاً در تعیین همسر باید سعی کنی که با کسی ازدواج کنی که از من خیلی بهتر و والاتر باشد و خدای نکرده حرف این و آن را گوش ندهی و خودت فکر داری و خودت ایمان به خدای متعال داری و مال و ثروت در زندگی ارزشی ندارد و تنها چیزی که اهمیت برای شما دارد همسرم سفارش می کنم که ایمان است و ایمان است و ایمان است . در پایان ، مقداری قرض خانه دارم که در دفترچه ای که در خانه است نوشته شده است. همۀ آنها را می پردازی و کسی طلبکار نباشد. فرزندم، مهدی عزیزم، و اگر خدا بخواهد فرزند دیگر و شما را به خداوند بزرگ و متعال می سپارم و موفقیت شما را از خداوند متعال می خواهم ( فقط از شما خواهش می کنم که به وصیت نامه کاملاً عمل کن که واجب شرعی است ). در پایان ، اگر نتوانستم مدت زیادتری با شما باشم و یا بدی از من دیدی و یا ناراحتی دیدی ، مرا ببخش و از فامیل ها و خصوصا پدر و مادرت طلب آمرزش می کنم.
« والسلام »<ref>[http://www.%203000%20shahid.ir/martyr/bio/1318منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان]</ref>
منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان==پانویس== http://www. 3000 shahid.ir/martyr/bio<references/ 1318>