خاطرات
• اسدا... به من و دیگران می گفت: ناراحت نباشید اگر من به جبهه نروم، پس چه کسی برود. جبهه و جنگ برای همه است. برای حفظ ناموس است و اگر شهید شدم گریه نکنید.
• وقتی که اسدالله از جبهه برگشته بود رفتارش تغییر کرده بود، نمازش را اول وقت می خواند دعا و قرآن می خواند، و بارها می گفت:مبادا لحظه ای از نماز خود غافل شوید!منبع سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=48474847منبع سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/>