شهیدعطاجوکارتنگ کرمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۹: سطر ۹:
 
* بیشتر اوقات به امامزاده حسن (عليه السلام) می رفتم و به ياد پسر شهیدم را زیارت می کردم. وقتی که بی تاب و دلتنگ او می شدم شب به خوابم می آمد.یک شب در خواب دیدم که من در امامزاده حسن (عليه السلام) زیارت می کردم و می خواستم از امامزاده خارج شوم، پسرم را دیدم به او گفتم: کجا بودی؟ کجا می روی؟ گفت: آمدم زیارت کنم. پرسیدم پیدایت نیست؟ گفت: در حضور آقا امام حسین (علیه السلام) هستم، پرسیدم آنجا چه می کنی؟ پاسخ داد اذان گوی امام حسین (علیه السلام) هستم. راوی مادر شهید  
 
* بیشتر اوقات به امامزاده حسن (عليه السلام) می رفتم و به ياد پسر شهیدم را زیارت می کردم. وقتی که بی تاب و دلتنگ او می شدم شب به خوابم می آمد.یک شب در خواب دیدم که من در امامزاده حسن (عليه السلام) زیارت می کردم و می خواستم از امامزاده خارج شوم، پسرم را دیدم به او گفتم: کجا بودی؟ کجا می روی؟ گفت: آمدم زیارت کنم. پرسیدم پیدایت نیست؟ گفت: در حضور آقا امام حسین (علیه السلام) هستم، پرسیدم آنجا چه می کنی؟ پاسخ داد اذان گوی امام حسین (علیه السلام) هستم. راوی مادر شهید  
  
* خواب دیدم مردم دور تا دور هم نشسته بودند و شهید عطاء وسط آنها نشسته و برایشان قرآن می خواند و همه نگاهشان به طرف او بود و مكاني که در آن قرآن می خواندند، حرم آقا امام حسین (علیه السلام) بود. راوی مادر شهید
+
* خواب دیدم مردم دور تا دور هم نشسته بودند و شهید عطاء وسط آنها نشسته و برایشان قرآن می خواند و همه نگاهشان به طرف او بود و مكاني که در آن قرآن می خواندند، حرم آقا امام حسین (علیه السلام) بود. راوی مادر شهید<ref>سایت نوید شاهد</ref>
  
==وصیت نامه==
 
  
منبع: نوید شاهد
+
 
 +
==پانویس==
 +
 
 +
<references />

نسخهٔ ‏۳۰ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۷

شهید عطا جوکار تنگ کرمی

زندگینامه

شهید عطاء جوکار تنگ کرمی فرزند حسین، در تاريخ 1342/01/01 در روستای تنگ کرم از توابع شهرستان فسا به دنيا آمد. از اوان کودکی همراه پدر مشغول کارگری و کشاورزی بود. سپس در وقت مقتضی به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید. او جوانی با ادب، مهربان، دلسوز، معتقد به اصول اعتقادی دین اسلام، آگاه به مسائل و جریانات دوران انقلاب، و گوش به فرمان حضرت امام خمینی (ره) بود. اين شهيد عزيز در کارها و فعالیت های مربوط به خانواده و مردم بسیار کوشا بود، به انجام واجبات دینی اهمیت بسیار می داد، او در مراسم های مذهبی و دعای کمیل و زیارت عاشورا شرکت می كرد و به خاطر وظیفه و عقیده وافرش به ارزش های اسلامی و انسانی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد. شجاعانه و دلاورانه جنگید و سرانجام در تاریخ 1361/08/18 در منطقه شلمچه ، بر اثر اصابت ترکش به جمجمه، كمر و قلبش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.


خاطرات

  • بیشتر اوقات به امامزاده حسن (عليه السلام) می رفتم و به ياد پسر شهیدم را زیارت می کردم. وقتی که بی تاب و دلتنگ او می شدم شب به خوابم می آمد.یک شب در خواب دیدم که من در امامزاده حسن (عليه السلام) زیارت می کردم و می خواستم از امامزاده خارج شوم، پسرم را دیدم به او گفتم: کجا بودی؟ کجا می روی؟ گفت: آمدم زیارت کنم. پرسیدم پیدایت نیست؟ گفت: در حضور آقا امام حسین (علیه السلام) هستم، پرسیدم آنجا چه می کنی؟ پاسخ داد اذان گوی امام حسین (علیه السلام) هستم. راوی مادر شهید
  • خواب دیدم مردم دور تا دور هم نشسته بودند و شهید عطاء وسط آنها نشسته و برایشان قرآن می خواند و همه نگاهشان به طرف او بود و مكاني که در آن قرآن می خواندند، حرم آقا امام حسین (علیه السلام) بود. راوی مادر شهید[۱]


پانویس

  1. سایت نوید شاهد