دلاور لشگر 27 محمد رسولالله (ص) در سال 1361 با دوشیزهای پارسا ازدواج نمود، سرانجام فرمانده لشگر 27 محمد رسولالله (ص) در تاریخ بیست پنجم فروردینماه 1362 در عملیات والفجر 1 بعد از 29 ماه مبارزه بر اثر اصابت ترکش به سینه درحالیکه 26 سال داشت در منطقه فکّه ندای حق را لبیک گفت و به آسمان پر گشود. پیکر پاکش را در بهشتزهرا (س)، قطعه 24، ردیف 76، شماره 24 به خاک سپردند.
http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920
بسمالله الرحمن الرحیم به نام خداوند بخشنده مهربان، ای کسانی که ایمان آوردهاید، هرگاه با دشمنان رو به رو شدید، پایداری کنید خدا را پیوسته به یاد داشته باشید باشد که پیروز و سربلند گردید، الابذکرالله تطمئن القلوب، فقط با اطمینان خدا، قلب آرام میشود. و همه با روح وحدت پیرو فرمان خدا و رسول خدا باشید، و هرگز راه اختلاف و تنازع را در پیش نگیرید، که در اثر تفرقه، ضعیف شده و قدرت شما نابود میشود، یکدل و پایدار و صبور باشید که خدا همیشه با صابران است. این جنگ برای ما یک نعمت است همان طور که امام گفت اگر این جنگ نبود شاید مدتها طول میکشید تا ما خودمان را بشناسیم، این جنگ باعث شد تا ما قدر امام و انقلاب و ملتمان را بفهمیم، جنگ ما تنها با عراق نیست، با تمام ابرقدرتهاست، صدام کارهای نیست، او فقط یک عروسک میباشد، ما کلاً با ظلم و ستم میجنگیم هرچقدر این جنگ گسترش پیدا کند انقلاب ما بیشتر صادر خواهد شد، ما تا آخرین قطره خون خود ایستادگی میکنیم.
http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920
…امیدوارم که آینده خوشی با هم داشته باشیم، و در کنار هم بتوانیم به خودسازی بپردازیم، و به گونهای باشیم که اسلام از یک زوج انتظار دارد، و در این راه الگویمان امیرالمؤمنین (ع) و حضرت فاطمه (س) باشد، از چیزهایی که نوشته بودی، متشکرم، جالب بود و فکر نمیکنم که آن صفات در مورد من صدق کند، و احساس میکنم که به علت عدم شناخت دقیق یا نظر دیگری است من یک پاسدار ساده هستم و از خداوند میخواهم که لیاقت این را داشته باشم که حمال خوبی برای این انقلاب باشم، زیرا حفظ اسلام در این موقعیت حساس به عهده ماست و برای این کار باید خدمتگزار باشیم، و این نهایت آرزوی من است و امیدوارم در این مسیر حرکت کنم. زیرا حفظ اسلام در این موقعیت حساس که کفر با تمام توان خود در مقابل آن صف آرایی کرده و حضور همه ابر جنایتکاران در جبهه کفر به وضوح مشاهده میشود و هر کدام به طریقی دنبال آن هستند که نه تنها جلو اسلام را بگیرند بلکه درختش را از ریشه خشک نمایند به عهده ما سپرده شده است. برای این کار باید خدمتگزار بود و در صورت نیاز از همه چیز گذشت، ننگ و نفرت بر کسانی که در مسیر این صراط مستقیم قرار نگرفته و راه ضلالت و گمراهی را طی کردند و زود باشد که خداوند از آنها که در مقابل اسلام راستین به هر نوعی ایستادند انتقام بکشد، که وعده خداوند حق است.
http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920
راوی: همسر شهید
http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920
رضا فرماندهی یکی از گردانهای بسیج را بر عهده داشت، عملیات فتح الم بین در اوج خود بود، نیروهای عراقی سنگر بچهها را محاصره کرده بودند، رضا به آنها دستور داد، سریع به عقب بازگردند، رزمندهها با اصرار میخواستند بمانند، اما رضا فرمانده بود و دستورش باید اجرا میشد، چراغی داخل سنگر نشست، تیربار را به کار انداخت، تا عراقیها را به سمت دیگری منحرف کند، بچهها از آنجا فرار کردند، حاج احمد متوسلیان در عقبه منتظر آنها بود، وقتی متوجه محاصره رضا شد، بغض گلویش را فشرد چند روز بعد خبر دادند چراغی شهید شده است، پایگاه مریوان یکپارچه سیاهپوش شده بود، تا اینکه چند روز گذشت و رضا در میان چشمان نا باور بچهها وارد پایگاه شد و گفت: «شما که رفتید یکی از تانکها به طرف من آمد، کنار من چالهای قرار داشت، که مهمات داخل آن در حال انفجار بود، راننده تانک با دیدن شعلههای آتش مسیرش را تغییر داد، چند ساعت همان جا بود، لباسهایم را زیر خاک پنهان کردم، زمانی که منطقه آرام شد، به راه افتادم، در یک لحظه مقابلم یک ماشین جیپ را دیدم به خواست خدا سوئیچ روی ماشین بود، سریع جیپ را روشن کردم در راه تعدادی از بسیجیان مجروح را سوار نمودم و حدود 60 الی 70 کیلومتر از منطقه عین خوش را که تحت تصرف دشمن بود، طی کردم تا به نیروهای ایرانی برسم.
http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920
راوی: همسر شهید
http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920
راوی: حاج همت
http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920
راوی: حاج حسین الله کرم
<ref>[http://%20http://sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920 سایت صبح]</ref>
==پانویس==
http: <references //sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=920>