شهید سیدحسین اَعلمی
==زندگی نامه==
سال 1336 بود و سیّد علی که زندگی مشترک خود را با کبری خانم سیرجانی به تازگی آغاز کرده بود، انتظار تولد اولین فرزندش را می کشید سیّد علی در شهر تربت حیدریه زندگی ساده ای داشت و امورات زندگی را با کار و تلاش می گذراند. تولد فرزند اوّلش به او شوق و امید تازه ای برای زندگی بخشید. خدیجه خانم هم از سلامت اولین فرزند پسرش شاکر و دعا گو بود.
سیّد حسین، نامی بود که برای اولین پسر خانواده اعلمی انتخاب شد. گویا سرنوشت نام این فرزند و راه آینده اش را پیش روی خانواده اعلمی قرار داده بود.
سیّد حسین اعلمی روحانی عاشق سازندگی و شهادت نیز پیشقراول مقاومت و دفاع از انقلاب اسلامی، محکم و پا برجا ، جبهه نبرد حق علیه باطل را پشتیبانی می کرد. او در یکی از روزهای اوایل جنگ در منطقه دهلران به تلاش و جهاد مشغول بود اما آن روز برای سید حسین اعلمی روز رفتن بود. رفتنی که بازگشتی در پی نداشت. آن روز بر همکاران سیّد حسین خیلی سخت گذشت. چرا که پس از رفتن سیّد حسین، دیگر او بازنگشت و از او خبری نیز نیامد. چشم منتظر دوستانش از آن روز هیچ گاه به بازگشت وی روشن نشد. اما راهی که سیّد پیش رو داشت، روشن تر و سفید تر از راه بازگشت به تاریکی و سیاهی زندگی دنیا بود.
خانواده سیّد حسین نیز مانند همکاران و دوستانش پس از شنیدن این خبر از همکاران جهاد سازندگی دهلران در هفتم مهر ماه سال 1359، هنوز دل در گرو بازگشت وی و چشم انتظار به دیدارش دارند.
دهلران با یورش دلاورانه جوانان غیور و سلحشوران مؤمن از وجود نیروهای دشمن پاک شد ولی دهلران نام و یاد شهید جاویدالاثر سیّد حسین اعلمی را در کنار نام دیگر شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی در گنجینه سینه خود برای همیشه تاریخ به امانت گرفت.<ref>سایت نوید شاهد</ref>
منبع==پانویس== <references /> == ردهها =={{ترتیبپیشفرض:سایت نویدشاهدسید-حسین-اعلمی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]][[رده: شهدای شهرستان تربت حیدریه]]