شهید سید نورالدین قضات: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید سیدنورالدین قضاب تاریخ تولد :1339/06/02 تاریخ شهادت : 1363/02/22 محل شهادت : نامشخ...» ایجاد کرد)
 
سطر ۶: سطر ۶:
  
 
   
 
   
زندگینامه
+
==زندگینامه==
 
شهید سید نورالدین قضات با تفاوت سنی 7 سال با برادر بزرگترش بعد از 1 خواهر و دو برادر در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد و فرزند چهارم خانواده بود و بعد از او 2 خواهر و 1 برادر ديگر داشت. او از کودکی مودب و فهمیده بود، دوران ابتدایی و راهنمایی را طی و در سوم راهنمایی ترک تحصیل كرد، در زمان انقلاب اسلامی در تظاهرات مردمی و تظاهرات دانشجویان شرکت و  فعالیت داشت، در موقع اقامت امام در مدرسه علوی که در محله ما بود در کنار تیربار محافظ، بر روي پشت بام بود، او برادری دلسوز برای خواهران و پسری غم خوار برای مادر بود طبعی بلند داشت همیشه در فکر رفاه مادر بود، برای پدر و مادر احترام زیادی قائل بود، با مسائل و مشکلات با ابهت و شعور و آگاهی برخورد مي نمود، او کمتر حرف می زد و بیشتر فکر می کرد، دوره فراغت را به مطالعه و ورزش می گذراند.
 
شهید سید نورالدین قضات با تفاوت سنی 7 سال با برادر بزرگترش بعد از 1 خواهر و دو برادر در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد و فرزند چهارم خانواده بود و بعد از او 2 خواهر و 1 برادر ديگر داشت. او از کودکی مودب و فهمیده بود، دوران ابتدایی و راهنمایی را طی و در سوم راهنمایی ترک تحصیل كرد، در زمان انقلاب اسلامی در تظاهرات مردمی و تظاهرات دانشجویان شرکت و  فعالیت داشت، در موقع اقامت امام در مدرسه علوی که در محله ما بود در کنار تیربار محافظ، بر روي پشت بام بود، او برادری دلسوز برای خواهران و پسری غم خوار برای مادر بود طبعی بلند داشت همیشه در فکر رفاه مادر بود، برای پدر و مادر احترام زیادی قائل بود، با مسائل و مشکلات با ابهت و شعور و آگاهی برخورد مي نمود، او کمتر حرف می زد و بیشتر فکر می کرد، دوره فراغت را به مطالعه و ورزش می گذراند.
    در آغاز کارش، بعد از این که از تولیدی لباس دست کشید، در سه راه امین، در مغازه لوازم منزل به کار مشغول شد. برای دوستانش ارزش زیادی قائل بود و آنها را چون برادر می دانست. در 15/7/1361 پس از 2 سال غیبت به سربازی رفت، دوران آموزشي را در کرمان در گردان 808 گذراند و بعد از طی این دوره به جبهه‌های مهران اعزام شد، او رشادت های فراوان از جمله کشتن 11 فرمانده عراقی و اسیرگرفتن یک مزدور بعثی به همراه دو تن از دوستانش، در حمله های والفجر 3 و 5 از خود نشان داد، چندین بار مجروح، و در بیمارستان بستری شد، در والفجر 3 موج انفجار به شنوایی و رانها و گردنش آسيب  رساند و بار دیگر در اثر ترکش خمپاره های مزدوران عراقی از ناحیه سینه آسیب دیده و برای استراحت به تهران آمد تا بالاخره بعد از 20 ماه خدمت، بر اثر ترکش در ناحیه سینه چپ، در تاريخ، 29/5/63 شربت شهادت را نوشید و به سوی جانان شتافت او وصیت نامه کتبی از خود به یادگار نگذاشت و به گفته دوستانش و همرزمانش هميشه نصیحت می کرد.
+
در آغاز کارش، بعد از این که از تولیدی لباس دست کشید، در سه راه امین، در مغازه لوازم منزل به کار مشغول شد. برای دوستانش ارزش زیادی قائل بود و آنها را چون برادر می دانست. در 15/7/1361 پس از 2 سال غیبت به سربازی رفت، دوران آموزشي را در کرمان در گردان 808 گذراند و بعد از طی این دوره به جبهه‌های مهران اعزام شد، او رشادت های فراوان از جمله کشتن 11 فرمانده عراقی و اسیرگرفتن یک مزدور بعثی به همراه دو تن از دوستانش، در حمله های والفجر 3 و 5 از خود نشان داد، چندین بار مجروح، و در بیمارستان بستری شد، در والفجر 3 موج انفجار به شنوایی و رانها و گردنش آسيب  رساند و بار دیگر در اثر ترکش خمپاره های مزدوران عراقی از ناحیه سینه آسیب دیده و برای استراحت به تهران آمد تا بالاخره بعد از 20 ماه خدمت، بر اثر ترکش در ناحیه سینه چپ، در تاريخ، 29/5/63 شربت شهادت را نوشید و به سوی جانان شتافت او وصیت نامه کتبی از خود به یادگار نگذاشت و به گفته دوستانش و همرزمانش هميشه نصیحت می کرد.
 
یادش گرامی و روحش همواره شاد باد
 
یادش گرامی و روحش همواره شاد باد
  
 
منبع: سایت شهدای ارتش
 
منبع: سایت شهدای ارتش
 
http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/21449
 
http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/21449

نسخهٔ ‏۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۲

شهید سیدنورالدین قضاب تاریخ تولد :1339/06/02 تاریخ شهادت : 1363/02/22 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :نامشخص


زندگینامه

شهید سید نورالدین قضات با تفاوت سنی 7 سال با برادر بزرگترش بعد از 1 خواهر و دو برادر در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد و فرزند چهارم خانواده بود و بعد از او 2 خواهر و 1 برادر ديگر داشت. او از کودکی مودب و فهمیده بود، دوران ابتدایی و راهنمایی را طی و در سوم راهنمایی ترک تحصیل كرد، در زمان انقلاب اسلامی در تظاهرات مردمی و تظاهرات دانشجویان شرکت و فعالیت داشت، در موقع اقامت امام در مدرسه علوی که در محله ما بود در کنار تیربار محافظ، بر روي پشت بام بود، او برادری دلسوز برای خواهران و پسری غم خوار برای مادر بود طبعی بلند داشت همیشه در فکر رفاه مادر بود، برای پدر و مادر احترام زیادی قائل بود، با مسائل و مشکلات با ابهت و شعور و آگاهی برخورد مي نمود، او کمتر حرف می زد و بیشتر فکر می کرد، دوره فراغت را به مطالعه و ورزش می گذراند. در آغاز کارش، بعد از این که از تولیدی لباس دست کشید، در سه راه امین، در مغازه لوازم منزل به کار مشغول شد. برای دوستانش ارزش زیادی قائل بود و آنها را چون برادر می دانست. در 15/7/1361 پس از 2 سال غیبت به سربازی رفت، دوران آموزشي را در کرمان در گردان 808 گذراند و بعد از طی این دوره به جبهه‌های مهران اعزام شد، او رشادت های فراوان از جمله کشتن 11 فرمانده عراقی و اسیرگرفتن یک مزدور بعثی به همراه دو تن از دوستانش، در حمله های والفجر 3 و 5 از خود نشان داد، چندین بار مجروح، و در بیمارستان بستری شد، در والفجر 3 موج انفجار به شنوایی و رانها و گردنش آسيب رساند و بار دیگر در اثر ترکش خمپاره های مزدوران عراقی از ناحیه سینه آسیب دیده و برای استراحت به تهران آمد تا بالاخره بعد از 20 ماه خدمت، بر اثر ترکش در ناحیه سینه چپ، در تاريخ، 29/5/63 شربت شهادت را نوشید و به سوی جانان شتافت او وصیت نامه کتبی از خود به یادگار نگذاشت و به گفته دوستانش و همرزمانش هميشه نصیحت می کرد. یادش گرامی و روحش همواره شاد باد

منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/21449