rId6
2. ==خاطرات :==
خاطره از زبان مادر شهید مادر شهید از جگرگوشهاش چنین میگوید: در ابتدای جنگ و بمبارانها بود و با اعلام وضعیت قرمز ما به زیرزمین رفتیم ولی به خاطر کاری به داخل خانه بازگشتم و در آن هنگام فرهاد را که تنها حدود 10 سال داشت، در حال نماز یافتم در کنارش ایستادم و پس از اتمام نماز پرسیدم، چرا به زیرزمین نرفتی؟؟ گفت اگر قرار بود بمیرم چه بهتر که در حال نماز بمیرم .