[[شهید مرتضی آقاجانی ]]درسال 1335 در خانواده ای کشاورز در خوراسگان [[اصفهان ]]متولد شد و در سن 2 سالگی پدرش را که از زیارت کربلای سالار شهیدان، حضرت [[ امام حسین (ع) ]]مراجعت می کرد از دست داد. در سن 6 سالگی وارد دبستان اتحاد خوراسگان شد وتحصیلات ابتدائی را به پایان رسانید. سپس وارد دبیرستان ادب اصفهان شد و پس از اخذ دیپلم، در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته شیمی دانشگاه اصفهان پذیرفته شد. ایشان در سال 1358موفق به اخذ لیسانس گردید.
پس از آن، این افتخار نصیبش شد که بتواند همگام با بقیه مردم در راهپیمائی ها و تظاهراتی که بر علیه رژیم منفور پهلوی بر پا می شد شرکت نماید. او در این راه نیز یک بار دستگیر و سپس آزاد شد. پس از آزادی با جدیت بیشتری به مبارزات خود ادامه داد، تا اینکه [[انقلاب اسلامی ]] به رهبری [[ امام خمینی ]] به پیروزی رسید و برادر شهیدمان در جهت پیشرفت اهداف عالیه انقلاب اسلامی فعالیت های زیادی را شروع نمود.
ازجمله فعالیت های چشمگیر اوتأسیس مکتب توحید ،مسجد ،[[مسجد ]]علی خوراسگان و ایجاد کتابخانه ای در آن پایگاه بود که این باعث رشد فکری آینده سازان و نونهالان انقلاب در آن مکتب توحیدی می باشد.
با آغاز [[جنگ تحمیلی ]]به خدمت [[ مقدس سربازی ]]رفت و پس از طی دوره تعلیماتی با درجه [[ستوان دومی ]]این افسر جانباز و رشید اسلام عازم کربلای ایران در جبهه الله اکبر شد و پس از مدتی مبارزه با متجاوزان صدامی بر اثر اصابت [[ ترکش ]][[ خمپاره ]]زخمی و به اصفهان منتقل شد و همین که بهبود نسبی پیدا کرد با وجود ی که هنوز قسمت های ترکش خمپاره در بازوهایش وجود داشت عازم جبهه های حق علیه باطل شد تا اینکه در حماسه فتح المبین در [[ جبهه ]]بستان که عملیات گسترده ای بود با سایر همرزمانش بر لشگر کفر صدامی حمله ور شدند و طی یک عملیات موفقیت آمیز و چشمگیری که منجر به آزادی بستان شد، این سرباز سلحشورو غیور و فداکار اسلام بر اثر اصابت ترکش خمپاره در [[تاریخ 9/9/1360 ]] به دیدار رب الشهداء شتافت و به خیل [[شهدای اسلام ]] پیوست.