شهید عبدالله میثمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = حجت‌الاسلام عبدالله میثمی |تصو...» ایجاد کرد)
 
سطر ۲۶: سطر ۲۶:
 
|تخصص‌ها                = روحانی
 
|تخصص‌ها                = روحانی
 
|شغل                    =  
 
|شغل                    =  
|خانواده                = فرزندان : حسین ، محمدهادی و مهدی{{سخ}}
+
|خانواده                = برادر: [[شهید حجت‌الاسلام رحمت‌الله میثمی]] {{سخ}}همسر: مریم شکوهمند {{سخ}}فرزندان : حسین ، محمدهادی و مهدی{{سخ}}
 
* [http://meisami.ir/ تارنمای مرتبط]
 
* [http://meisami.ir/ تارنمای مرتبط]
 
}}
 
}}
  
[[شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی]] در [[زادروزهای ۱۱ خرداد|یازدهم خردادماه ۱۳۳۴]] در [[اصفهان]] به دنیا آمد. پدرش اصغر نام داشت. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند . به‌عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سال ۱۳۶۰ با مریم شکوهنده ازدواج کرد و صاحب سه پسر شد.[[الگو:شهدای ۹ بهمن|نهم بهمن ماه ۱۳۶۱]]، بر اثر اصابت ترکش خمپاره در [[شلمچه]] به شهادت رسید. مزار او در گلستان شهدای زادگاهش قرار دارد.
+
[[شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی]] در [[زادروزهای ۱۱ خرداد|یازدهم خردادماه ۱۳۳۴]] در [[اصفهان]] به دنیا آمد. پدرش اصغر نام داشت. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند . به‌عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سال ۱۳۶۰ با مریم شکوهنده ازدواج کرد و صاحب سه پسر شد.[[الگو:شهدای ۹ بهمن|نهم بهمن ماه ۱۳۶۱]]، بر اثر اصابت ترکش خمپاره در [[شلمچه]] به شهادت رسید. مزار او در گلستان شهدای زادگاهش قرار دارد. برادرش رحمت‌الله نیز به شهادت رسیده است.
  
 
== زندگی‌نامه ==
 
== زندگی‌نامه ==
سطر ۳۹: سطر ۳۹:
 
=== وصیت‌نامه ===
 
=== وصیت‌نامه ===
  
«اعوذ بالله من الشيطان الرجيم»
+
«اعوذبالله من الشیطان الرجیم» «بسم الله الرحمن الرحیم» الحمدالله رب‌العالمین و الصلوه والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ابی القاسم محمد صلی‌الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اما بعد از حمد خدای تبارک‌وتعالی و درود به پیغمبر و اهل‌بیتشان علیهم‌السلام خداوند توفیق عنایت فرمود که در شب شانزدهم اسفندماه سال هزار و چهارصد و شصت شمسی مطابق با جمادی‌الاول در ایام وفات فاطمه زهرا سلام‌الله علیها وصیت‌نامه‌ای بنویسم. و خدایا تو گواهی در این لحظه که در خدمت مقام وحدانیت، این کلمات را می‌نویسم بسی شرمنده و شرمسارم، چراکه بندگان تو را می‌بینم که در جبهه‌های حق علیه باطل می‌جنگند و در سنگرهای خود وصیت‌نامه‌های شهید وارونه می‌نویسند. خدایا دلم می‌سوزد که چرا به زمین چسبیدم. خدایا اگر من بیچاره در این لحظه بمیرم فردا در مقابل این جوانانی که از لذت و عیش و نوش دنیا بریدند و رو به تو آوردند سرافکنده خواهم بود. اشهد آن لااله‌الاالله وحده لا شریک له و اشهدان محمدا صلی‌الله علیه و آله عبده و رسوله و ان علیا امیرالمؤمنین و حسن بن علی المجتبی و حسین بن علی السیدالشهدا و علی بن الحسین زین العابدین و محمدبن علی باقر علم النبین و جعفربن محمد الصادق و موسی بن جعفر الکاظم و علی بن موسی الرضا و محمدبن علی التقی و علی بن محمدالنقی والحسن بن علی العسگری و حجه بن الحسن المهدی صلواتک علیهم اجمعین ائمتی و سادتی بهم اتولی و من اعدائهم اتبری و ان ما جاز به النبی حق و ان الله بعث من فی القبور. ای پدر بزرگوار و مادر مهربانم و ای خواهران و برادران و ای همه کسانی که با شما در دنیا مأنوس بودم از شما عاجزانه می‌خواهم که پیوسته از برایم طلب مغفرت کنید چرا که با رویی سیاه از دنیا می‌روم. شما نمی‌دانید خدا چقدر لطف کرده گناهان مرا از شما پوشانده. آنچه در دوران زندگی‌ام بیش از همه چیز مرا رنج داد و باعث خون دل خوردن من شد، اخلاص نداشتنم بود و الان نمی‌دانم در مقابل خدای بزرگ چه عملی را همراه خود ببرم. دومین مسئله ای که مرا در زندگی عقب انداخت که موفق نشوم از فیض‌های بزرگ‌تری بهره مندتر گردم، بی نظمی و بز صفتی من بود که جسته گریخته کار می‌کردم و به هر کشتزاری دهانی می‌زدم. این است که دستم از حسنات تهی است. و سومین چیزی که گوشت بدنم را آب کرد و در دنیا مرا سوزاند تا قیامت چه بر سرم آورند غیبت بخصوص غیبت علما بود. خدا کند که با دعای شما پروردگار همه کسانی را که برگردن ماحق دارند از دست ما راضی گرداند... ]پدر[ فراموش نمی‌کنم وقتی که آمدید پشت میله‌های زندان قصر و گفتید خدایا من از این فرزند راضی هستم تو هم راضی باش و من چقدر آسوده شدم... ای مادرم، شما آن مادری هستید که در اولین برخورد هنگام ملاقات در زندان حماسه ای همچون حضرت زینب آفریدید. همانجا که گفتید فرزندم ناراحت نباش تو سرباز امام زمان هستی درس‌هایت را بخوان و مرا از آن گرداب هولناک به ساحل اطمینان خاطر آوردید. و اگر این فرزند کوچک شما فاتحانه و پیروزمندانه با چهره سفید از دنیا رفت بدانید همان دعای شماست که در اولین سال عروسی خود جهت فرزندی صالح کردید مستجاب گشته و خدا این فرزند صالح را از شما پذیرفته است. ای خواهرانم طاهره خانم و اکرم خانم، شما از یادتان نرود که شما از پستانی پاک شیر خورده‌اید و باید با پستانی پاک به فرزندانتان شیر بدهید. فرزندانتان را با حب اهل بیت بار بیاورید. آن‌ها را آشنا با ولایت فقیه کنید مگر نمی‌دانید که پیغمبر خدا ما را به دست اهل بیتش سپرد و امام زمان ما را به دست فقها سپردند مبادا در راهی به جز راه مرجع تقلید قدمی بردارید که در این صورت در مقابل خدای تبارک و تعالی هیچ حجتی ندارید. برادران عزیزم. ای رحمت خدا و ای امین خدا و ای عطا خدا شما سربازی امام زمان را فراموش نکنید. برادرتان که لیاقت نداشت اما امیدوارم شما جزو انصار و یاران امام زمان باشید. بکوشید با تقوای الهی تا از منبع اهل بیت بهره مند شوید. نکند خدای ناکرده در دسته بندی‌ها و جبهه بندی‌های مذهبی بیفتید که معنویت روحانیت از شما گرفته می‌شود. که ناگهان می‌بینید از روحانیت به جز لباسش برایتان نمانده است. به این طرف و آن طرف ننگرید. فقط نگاه کنید به نائب امام زمانتان تا فریب نخورید. در گرداب غیبت‌ها و تهمت‌ها نیفتید. خدا گواه است که این بدگویی‌ها ایمان را می‌خورد و انسان را از روحانیت اخراج می‌کند. لذت مناجات با خدا را از بین می‌برد و شما به بچه‌های خواهرانتان بیشتر سر بزنید مخصوصاً فرزندان طاهره خانم که سید هستند باید جزء رهروان راه حسینی باشند. من از همه رفقایم التماس دعا دارم. فقط دو نفر از دوستانم را بگوئید به سر قبرم بیشتر بیایند یکی آقا مصطفی ردانی پور و یکی هم سیدمرتضی صاحب فصول و از جانب من بر سر قبر سیداحمد حجازی بروید و شب‌های جمعه قبر مرحوم مجلسی را فراموش نکنید. زیارت قبر آقای مطهری علم و حکمت و زیارت قبر آقای مدنی تقوی و زهد و زیارت قبر آقای بهشتی سوز و گداز به انسان می‌دهد. زیارت این قبور را فراموش نکنید. و با اجازه پدر بزرگوارم اخوی رحمت اله را به عنوان قیم انتخاب کردم باشد که بدهی‌های مرا بدهد... خدایا ما را جزو یاران امام زمان محسوب بدار. خدایا رهبر کبیر انقلاب امام خمینی را در پناه خودت از همه بلاها مصون و محفوظ بدار. خدایا رزمندگان ما را در جبهه‌های حق برعلیه باطل بر دشمنانشان فاتح و پیروز بگردان. خدایا ما را به شهدا ملحق بگردان. پروردگارا عاقبت امر ما را ختم به خیر بگردان. خدایا پدر و مادر را از دست ما راضی و خشنود بگردان. پروردگارا مهر و محبت اهل بیت را از ما و فرزندان ما مگیر. افسوس که عمری پی اغیار دویدیم از یار بریدیم و به مقصد نرسیدیم سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم
«بسم الله الرحمن الرحيم»
+
الحمدلله رب العالمين و الصلوه والسلام علي اشرف الانبياء والمرسلين ابي القاسم محمد صلي الله عليه و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين
+
و اما بعد از حمد خداي تبارك و تعالي و درود به پيغمبر و اهل بيتشان عليهم السلام خداوند توفيق عنايت فرمود كه در شب شانزدهم اسفندماه سال هزارو چهارصد و شصت شمسي مطابق با جمادي الاول در ايام وفات فاطمه زهرا سلام الله عليها وصيتنامه اي بنويسم. و خدايا تو گواهي در اين لحظه كه در خدمت مقام وحدانيت، اين كلمات را مي نويسم بسي شرمنده و شرمسارم، چرا كه بندگان تو را مي بينم كه در جبهه هاي حق بر عليه باطل مي جنگند و در سنگرهاي خود وصيتنامه هاي شهيد وارانه مي نويسند. خدايا دلم مي سوزد كه چرا به زمين چسبيدم. خدايا اگر من بيچاره در اين لحظه بميرم فردا در مقابل اين جواناني كه از لذت و عيش و نوش دنيا بريدند و رو به تو آوردند سرافكنده خواهم بود.
+
اشهد ان لااله الاالله وحده لاشريك له و اشهدان محمدا صلي الله عليه و آله عبده و رسوله و ان عليا اميرالمؤمنين و حسن بن علي المجتبي و حسين بن علي السيدالشهدا و علي بن الحسين زين العابدين و محمدبن علي باقر علم النبين و جعفربن محمد الصادق و موسي بن جعفر الكاظم و علي بن موسي الرضا و محمدبن علي التقي و علي بن محمدالنقي والحسن بن علي العسگري و حجه بن الحسن المهدي صلواتك عليهم اجمعين ائمتي و سادتي بهم اتولي و من اعدائهم اتبري و ان ما جاز به النبي حق و ان الله بعث من في القبور.
+
اي پدر بزرگوار و مادر مهربانم و اي خواهران و برادران و اي همه كساني كه با شما در دنيا مانوس بودم از شما عاجزانه مي خواهم كه پيوسته از برايم طلب مغفرت كنيد چرا كه با رويي سياه از دنيا مي روم. شما نمي دانيد خدا چقدر لطف كرده گناهان مرا از شما پوشانده.
+
آنچه در دوران زندگيم بيش از همه چيز مرا رنج داد و باعث خون دل خوردن من شد، اخلاص نداشتنم بود و الان نمي دانم در مقابل خداي بزرگ چه عملي را همراه خود ببرم.
+
دومين مسئله اي كه مرا در زندگي عقب انداخت كه موفق نشوم از فيض هاي بزرگتري بهره مندتر گردم، بي نظمي و بز صفتي من بود كه جسته گريخته كار مي كردم و به هر كشتزاري دهاني مي زدم. اين است كه دستم از حسنات تهي است. و سومين چيزي كه گوشت بدنم را آب كرد و در دنيا مرا سوزاند تا قيامت چه بر سرم آورند غيبت بخصوص غيبت علما بود. خدا كند كه با دعاي شما پروردگار همه كساني را كه برگردن ماحق دارند از دست ما راضي گرداند...
+
]پدر[ فراموش نمي كنم وقتي كه آمديد پشت ميله هاي زندان قصر و گفتيد خدايا من از اين فرزند راضي هستم تو هم راضي باش و من چقدر آسوده شدم...
+
اي مادرم، شما آن مادري هستيد كه در اولين برخورد هنگام ملاقات در زندان حماسه اي همچون حضرت زينب آفريديد. همانجا كه گفتيد فرزندم ناراحت نباش تو سرباز امام زمان هستي درسهايت را بخوان و مرا از آن گرداب هولناك به ساحل اطمينان خاطر آورديد. و اگر اين فرزند كوچك شما فاتحانه و پيروزمندانه با چهره سفيد از دنيا رفت بدانيد همان دعاي شماست كه در اولين سال عروسي خود جهت فرزندي صالح كرديد مستجاب گشته و خدا اين فرزند صالح را از شما پذيرفته است.
+
اي خواهرانم طاهره خانم و اكرم خانم، شما از يادتان نرود كه شما از پستاني پاك شير خورده ايد و بايد با پستاني پاك به فرزندانتان شير بدهيد. فرزندانتان را با حب اهل بيت بار بياوريد. آنها را آشنا با ولايت فقيه كنيد مگر نمي دانيد كه پيغمبر خدا ما را به دست اهل بيتش سپرد و امام زمان ما را به دست فقها سپردند مبادا در راهي به جز راه مرجع تقليد قدمي برداريد كه در اين صورت در مقابل خداي تبارك و تعالي هيچ حجتي نداريد.
+
برادران عزيزم. اي رحمت خدا و اي امين خدا و اي عطا خدا شما سربازي امام زمان را فراموش نكنيد. برادرتان كه لياقت نداشت اما اميدوارم شما جزو انصار و ياران امام زمان باشيد. بكوشيد با تقواي الهي تا از منبع اهل بيت بهره مند شويد. نكند خداي ناكرده در دسته بنديها و جبهه بندي هاي مذهبي بيفتيد كه معنويت روحانيت از شما گرفته مي شود. كه ناگهان مي بينيد از روحانيت به جز لباسش برايتان نمانده است. به اين طرف و آن طرف ننگريد. فقط نگاه كنيد به نائب امام زمانتان تا فريب نخوريد. در گرداب غيبت ها و تهمت ها نيفتيد. خدا گواه است كه اين بدگويي ها ايمان را مي خورد و انسان را از روحانيت اخراج مي كند. لذت مناجات با خدا را از بين مي برد و شما به بچه هاي خواهرانتان بيشتر سر بزنيد مخصوصا فرزندان طاهره خانم كه سيد هستند بايد جزء رهروان راه حسيني باشند. من از همه رفقايم التماس دعا دارم. فقط دو نفر از دوستانم را بگوئيد به سر قبرم بيشتر بيايند يكي آقا مصطفي رداني پور و يكي هم سيدمرتضي صاحب فصول و از جانب من بر سر قبر سيداحمد حجازي برويد و شب هاي جمعه قبر مرحوم مجلسي را فراموش نكنيد. زيارت قبر آقاي مطهري علم و حكمت و زيارت قبر آقاي مدني تقوي و زهد و زيارت قبر آقاي بهشتي سوز و گداز به انسان مي دهد. زيارت اين قبور را فراموش نكنيد. و با اجازه پدر بزرگوارم اخوي رحمت اله را به عنوان قيم انتخاب كردم باشد كه بدهي هاي مرا بدهد...
+
خدايا ما را جزو ياران امام زمان محسوب بدار. خدايا رهبر كبير انقلاب امام خميني را در پناه خودت از همه بلاها مصون و محفوظ بدار. خدايا رزمندگان ما را در جبهه هاي حق بر عليه باطل بر دشمنانشان فاتح و پيروز بگردان. خدايا ما را به شهدا ملحق بگردان. پروردگارا عاقبت امر ما را ختم به خير بگردان. خدايا پدر و مادر را از دست ما راضي و خشنود بگردان. پروردگارا مهر و محبت اهل بيت را از ما و فرزندان ما مگير.
+
افسوس كه عمري پي اغيار دويديم
+
از يار بريديم و به مقصد نرسيديم
+
سرمايه ز كف رفت و تجارت ننموديم
+
جز حسرت و اندوه متاعي نخريديم
+
  
  
سطر ۷۵: سطر ۵۹:
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (13).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (13).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (14).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (14).jpg
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (15).jpg
+
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (15).JPG
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (16).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (16).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (17).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (17).jpg
سطر ۹۱: سطر ۷۵:
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (29).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (29).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (30).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (30).jpg
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (31).jpg
+
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (31).JPG
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (32).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (32).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (33).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (33).jpg
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (34).jpg
+
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (34).JPG
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (35).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (35).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (36).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (36).jpg
سطر ۱۱۴: سطر ۹۸:
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (53).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (53).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (54).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (54).jpg
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (55).jpg
+
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (55).JPG
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (56).jpg
+
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (56).JPG
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (57).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (57).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (58).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (58).jpg
سطر ۱۳۴: سطر ۱۱۸:
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (73).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (73).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (74).jpg
 
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (74).jpg
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (75).jpg
+
پرونده:شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (75).JPG
 
</gallery>
 
</gallery>
  

نسخهٔ ‏۱۲ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۰

حجت‌الاسلام عبدالله میثمی
شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی (1).jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد ۱۳۳۴/۰۳/۱۱ ، اصفهان
شهادت ۱۳۶۵/۱۱/۱۲ ، اصابت ترکش به ناحیه سر، شلمچه ، خوزستان
محل دفن گلستان شهدای اصفهان
نیرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.png سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سمت‌ها — نماینده ولی فقیه در قرارگاه خاتم الانبیاء (ص)
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
تحصیلات حوزوی
تخصص‌ها روحانی
خانواده برادر: شهید حجت‌الاسلام رحمت‌الله میثمی
همسر: مریم شکوهمند
فرزندان : حسین ، محمدهادی و مهدی


شهید حجت‌الاسلام عبدالله میثمی در یازدهم خردادماه ۱۳۳۴ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش اصغر نام داشت. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند . به‌عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سال ۱۳۶۰ با مریم شکوهنده ازدواج کرد و صاحب سه پسر شد.نهم بهمن ماه ۱۳۶۱، بر اثر اصابت ترکش خمپاره در شلمچه به شهادت رسید. مزار او در گلستان شهدای زادگاهش قرار دارد. برادرش رحمت‌الله نیز به شهادت رسیده است.

زندگی‌نامه

خاطرات

آثار

وصیت‌نامه

«اعوذبالله من الشیطان الرجیم» «بسم الله الرحمن الرحیم» الحمدالله رب‌العالمین و الصلوه والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین ابی القاسم محمد صلی‌الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اما بعد از حمد خدای تبارک‌وتعالی و درود به پیغمبر و اهل‌بیتشان علیهم‌السلام خداوند توفیق عنایت فرمود که در شب شانزدهم اسفندماه سال هزار و چهارصد و شصت شمسی مطابق با جمادی‌الاول در ایام وفات فاطمه زهرا سلام‌الله علیها وصیت‌نامه‌ای بنویسم. و خدایا تو گواهی در این لحظه که در خدمت مقام وحدانیت، این کلمات را می‌نویسم بسی شرمنده و شرمسارم، چراکه بندگان تو را می‌بینم که در جبهه‌های حق علیه باطل می‌جنگند و در سنگرهای خود وصیت‌نامه‌های شهید وارونه می‌نویسند. خدایا دلم می‌سوزد که چرا به زمین چسبیدم. خدایا اگر من بیچاره در این لحظه بمیرم فردا در مقابل این جوانانی که از لذت و عیش و نوش دنیا بریدند و رو به تو آوردند سرافکنده خواهم بود. اشهد آن لااله‌الاالله وحده لا شریک له و اشهدان محمدا صلی‌الله علیه و آله عبده و رسوله و ان علیا امیرالمؤمنین و حسن بن علی المجتبی و حسین بن علی السیدالشهدا و علی بن الحسین زین العابدین و محمدبن علی باقر علم النبین و جعفربن محمد الصادق و موسی بن جعفر الکاظم و علی بن موسی الرضا و محمدبن علی التقی و علی بن محمدالنقی والحسن بن علی العسگری و حجه بن الحسن المهدی صلواتک علیهم اجمعین ائمتی و سادتی بهم اتولی و من اعدائهم اتبری و ان ما جاز به النبی حق و ان الله بعث من فی القبور. ای پدر بزرگوار و مادر مهربانم و ای خواهران و برادران و ای همه کسانی که با شما در دنیا مأنوس بودم از شما عاجزانه می‌خواهم که پیوسته از برایم طلب مغفرت کنید چرا که با رویی سیاه از دنیا می‌روم. شما نمی‌دانید خدا چقدر لطف کرده گناهان مرا از شما پوشانده. آنچه در دوران زندگی‌ام بیش از همه چیز مرا رنج داد و باعث خون دل خوردن من شد، اخلاص نداشتنم بود و الان نمی‌دانم در مقابل خدای بزرگ چه عملی را همراه خود ببرم. دومین مسئله ای که مرا در زندگی عقب انداخت که موفق نشوم از فیض‌های بزرگ‌تری بهره مندتر گردم، بی نظمی و بز صفتی من بود که جسته گریخته کار می‌کردم و به هر کشتزاری دهانی می‌زدم. این است که دستم از حسنات تهی است. و سومین چیزی که گوشت بدنم را آب کرد و در دنیا مرا سوزاند تا قیامت چه بر سرم آورند غیبت بخصوص غیبت علما بود. خدا کند که با دعای شما پروردگار همه کسانی را که برگردن ماحق دارند از دست ما راضی گرداند... ]پدر[ فراموش نمی‌کنم وقتی که آمدید پشت میله‌های زندان قصر و گفتید خدایا من از این فرزند راضی هستم تو هم راضی باش و من چقدر آسوده شدم... ای مادرم، شما آن مادری هستید که در اولین برخورد هنگام ملاقات در زندان حماسه ای همچون حضرت زینب آفریدید. همانجا که گفتید فرزندم ناراحت نباش تو سرباز امام زمان هستی درس‌هایت را بخوان و مرا از آن گرداب هولناک به ساحل اطمینان خاطر آوردید. و اگر این فرزند کوچک شما فاتحانه و پیروزمندانه با چهره سفید از دنیا رفت بدانید همان دعای شماست که در اولین سال عروسی خود جهت فرزندی صالح کردید مستجاب گشته و خدا این فرزند صالح را از شما پذیرفته است. ای خواهرانم طاهره خانم و اکرم خانم، شما از یادتان نرود که شما از پستانی پاک شیر خورده‌اید و باید با پستانی پاک به فرزندانتان شیر بدهید. فرزندانتان را با حب اهل بیت بار بیاورید. آن‌ها را آشنا با ولایت فقیه کنید مگر نمی‌دانید که پیغمبر خدا ما را به دست اهل بیتش سپرد و امام زمان ما را به دست فقها سپردند مبادا در راهی به جز راه مرجع تقلید قدمی بردارید که در این صورت در مقابل خدای تبارک و تعالی هیچ حجتی ندارید. برادران عزیزم. ای رحمت خدا و ای امین خدا و ای عطا خدا شما سربازی امام زمان را فراموش نکنید. برادرتان که لیاقت نداشت اما امیدوارم شما جزو انصار و یاران امام زمان باشید. بکوشید با تقوای الهی تا از منبع اهل بیت بهره مند شوید. نکند خدای ناکرده در دسته بندی‌ها و جبهه بندی‌های مذهبی بیفتید که معنویت روحانیت از شما گرفته می‌شود. که ناگهان می‌بینید از روحانیت به جز لباسش برایتان نمانده است. به این طرف و آن طرف ننگرید. فقط نگاه کنید به نائب امام زمانتان تا فریب نخورید. در گرداب غیبت‌ها و تهمت‌ها نیفتید. خدا گواه است که این بدگویی‌ها ایمان را می‌خورد و انسان را از روحانیت اخراج می‌کند. لذت مناجات با خدا را از بین می‌برد و شما به بچه‌های خواهرانتان بیشتر سر بزنید مخصوصاً فرزندان طاهره خانم که سید هستند باید جزء رهروان راه حسینی باشند. من از همه رفقایم التماس دعا دارم. فقط دو نفر از دوستانم را بگوئید به سر قبرم بیشتر بیایند یکی آقا مصطفی ردانی پور و یکی هم سیدمرتضی صاحب فصول و از جانب من بر سر قبر سیداحمد حجازی بروید و شب‌های جمعه قبر مرحوم مجلسی را فراموش نکنید. زیارت قبر آقای مطهری علم و حکمت و زیارت قبر آقای مدنی تقوی و زهد و زیارت قبر آقای بهشتی سوز و گداز به انسان می‌دهد. زیارت این قبور را فراموش نکنید. و با اجازه پدر بزرگوارم اخوی رحمت اله را به عنوان قیم انتخاب کردم باشد که بدهی‌های مرا بدهد... خدایا ما را جزو یاران امام زمان محسوب بدار. خدایا رهبر کبیر انقلاب امام خمینی را در پناه خودت از همه بلاها مصون و محفوظ بدار. خدایا رزمندگان ما را در جبهه‌های حق برعلیه باطل بر دشمنانشان فاتح و پیروز بگردان. خدایا ما را به شهدا ملحق بگردان. پروردگارا عاقبت امر ما را ختم به خیر بگردان. خدایا پدر و مادر را از دست ما راضی و خشنود بگردان. پروردگارا مهر و محبت اهل بیت را از ما و فرزندان ما مگیر. افسوس که عمری پی اغیار دویدیم از یار بریدیم و به مقصد نرسیدیم سرمایه ز کف رفت و تجارت ننمودیم جز حسرت و اندوه متاعی نخریدیم


نگارخانه‌

جستارهای وابسته

منابع


رده‌ها