شهید علیرضا نوری: تفاوت بین نسخهها
(←زندگینامه) |
|||
| سطر ۵۶: | سطر ۵۶: | ||
</gallery> | </gallery> | ||
| + | |||
| + | ==خاطرات== | ||
| + | |||
| + | *حکم وزیر | ||
| + | قائم مقام لشکر 27 محمد رسول الله(ص) و مسئول حراست راه آهن کل کشور و از فرماندهان اولیه جنگ بود. | ||
| + | در عملیات کربلای پنج که بسیار سخت بود روزی او را به سنگر فرا خواندند تا حکم قائم مقامی وزیر راه و رئیس راه آهن کشور را به وی ابلاغ کنند. | ||
| + | سردار نوری نگاهی به کوثری (فرستاده وزیر) کرد و نگاهی به لباس خاکی خودش و عکس شهدا و سپس حکم وزیر را پاره پاره کرد و گفت:« آقای کوثری! به وزیر بگویید من علی رضا نوری ساروی آنقدر در این بیابانها میمانم تا شهید شوم.» | ||
| + | خبرگزاری دفاع مقدس | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
نسخهٔ ۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۵
| علیرضا نوری | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | ۱۳۳۱/۰۷ ، ساری ، مازندران |
| شهادت | ۱۳۶۵/۱۱/۰۹ ، اصابت ترکش به ناحیه سر و سینه |
| نیرو | سپاه پاسداران |
| سمتها | قائممقام فرمانده لشگر ۲۷ محمد رسولالله (ص) مسئول سپاه پاسداران راه آهن فرمانده گردان شهيد علم الهدی فرماندهی عمليات امام مهدی (عج) و امام علی (ع) جانشين فرمانده تيپ عمار لشکر ۲۷ محمد رسول اللّه رئيس حراست راه آهن جمهوری اسلامی جانشين فرمانده پايگاه ابوذر فرماندهی لشکر ابوذر در عمليات خيبر رئيس ستاد لشکر ۲۷ محمد رسول اللّه فرمانده عمليات منطقه ۱ ثاراللّه تهران مسئول قرارگاه رمضان در جنوب |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| تحصیلات | مهندسی راه و ساختمان |
| خانواده | * تارنمای مرتبط |
زندگینامه
شهید علیرضا نوری در مهرماه سال ۱۳۳۱ در شهرستان ساری دیده به جهان گشود. پدرش احمد نام داشت. تحصیلات خود را تا متوسطه در زادگاهش ادامه داد.پس از طی دوران خدمت سربازی و پذیرفته شدن در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه پلی تکنیک، به استخدام راهآهن درآمد. در مهرماه ۱۳۵۵ با خانم طوبی عرب پوريان ازدواج کرد و صاحب دو دختر و یک پسر شد. در نهم بهمن ماه ۱۳۶۵، در حین انجام وضو براثر اصابت مستقیم گلوله توپ در جنوب شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحيه سر و سينه به شهادت رسید.
خاطرات
- حکم وزیر
قائم مقام لشکر 27 محمد رسول الله(ص) و مسئول حراست راه آهن کل کشور و از فرماندهان اولیه جنگ بود. در عملیات کربلای پنج که بسیار سخت بود روزی او را به سنگر فرا خواندند تا حکم قائم مقامی وزیر راه و رئیس راه آهن کشور را به وی ابلاغ کنند. سردار نوری نگاهی به کوثری (فرستاده وزیر) کرد و نگاهی به لباس خاکی خودش و عکس شهدا و سپس حکم وزیر را پاره پاره کرد و گفت:« آقای کوثری! به وزیر بگویید من علی رضا نوری ساروی آنقدر در این بیابانها میمانم تا شهید شوم.» خبرگزاری دفاع مقدس
جستارهای وابسته
پانویس