==وصیت نامه==
پدر و مادر عزيزم، نميدانم از چه برايتان بنويسم؛ از حالات و روحيات برادران و از معنويت جبهه يا از انتظار شب حمله. راستي چه انتظار طولاني، انتظاري كه حدود چهار ماه طول كشيد. انتظاري كه ملاقات با پروردگار بايد همراه با رنج و زحمت باشد. انتظاري كه بايد صبور بود. انتظاري كه مشيت الهي بر اين بود كه آزمايش شديم. به مصداق آيه شريفه احسب الناس ان يتركو ان يقولو امنا و هم لايفتنون ... . من بايد باز هم در انتظار بمانم. شايد لياقت اين را كه به عنوان سرباز امام زمان عجلالله تعالي باشم و در عمليات شركت كنم ندارم. خدايا، اين لياقت را به من عطا كن تا بتوانم در عمليات شركت كنم!