ویرایش‌ها

شهید محمد مهدی کاویانی

۳ بایت حذف‌شده، ‏۱۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۷
نام : کاویانی / محمدمهدی
نام پدر : عبدالرسول
تاریخ تولد : ۱۳۴۸-۱۰-۲۳
محل تولد : شهرضا
تاریخ شهادت : ۱۳۶۴-۱۱-۲۱
محل شهادت : اروندکنار - والفجر8
شهرستان : شهرضا
زندگی نامه
طلبه: [[شهید محمد مهدی کاویانی]] سلام بر تو ای عزیز همیشه در یاد، سلام بر تو ای مهاجر مجاهد شهید، ای پرستوی همیشه در پرواز و طایر خونین بال عشق! ای بلندترین داستان حماسی نخلهای روییده در سمت قبله! چه فداکارانه در مقابل آماج گلوله‌های خصم سینه سپر کردی، آن لحظه که پیشانی آفتاب سوخته‌ات را بر خاک می نهادی. مُهرت بوی [[کربلا]] میداد و عطر حسین-علیه‌السلام- . به سوی نور می رفتی، اما نه با دویدن، پر می کشیدی و اوج میگرفتی. آری، شهید مشعل تابنده‌ای است که فرا راه انسانهای متحیر و درمانده می‌تابد. و «[[شهید محمد مهدی کاویانی]] » که تجسمی زنده از پیوند علم و عمل بود، در زمره مردانی درآمد که اندیشه و جهاد را توامان در زندگی کوتاه اما پر ثمر خود، دارا بودند و بسان پیشوایان دینی، بر لباس علم، نشان مجاهدت فی سبیل الله را آویختند و اینک ما واماندگان از قافله هجرت، در کوره راه هستی، غبار راه او را به امید راهی تا سر منزل دوست میجوییم. شهید کاویانی به سال 1348 در شهرستان [[شهرضا]] در خانوادهای که سرمایه‌شان ایمان به خدا و عشق به اهل‌بیت عصمت و طهارت –علیهم السلام- بود، قدم به عرصه هستی نهاد و با آمدن خود سرور و شادمانی را برای خانواده کاویانی به ارمغان آورد. روزها و ماهها سپری میشد. مادر مهربان هر جا و هر زمان که بیرق عزای امام حسین–علیه السلام- برافراشته میشد، محمد مهدی را همراه خود به آنجا می‌برد تا او را با مهر حسین–علیه السلام- پرورش دهد و روزی فرا رسد که فرزندش با افتخار زمزمه کند: من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم روز اول که آمدم دستور تا آخر گرفتم پس از اینکه تحصیلات کلاسیک را در زادگاهش آغاز نمود، سرمایه محبت و عشق به [[ائمه اطهار]] –علیهم السلام- او را به مرکز عشق کشاند؛ همان عشقی که انسان را از همه قید و بندها رها میسازد؛ همان عشقی که [[اباعبدالله الحسین]] –علیهم السلام- به خاطر آن، طفل شش ماههاش را فدا میکند. آری، او با معرفتی عاشقانه به [[امام زمان]]‌ -عجل‌الله‌تعالی‌فرجه- راهی حوزه علمیه شد تا خود را برای لحظه امتحان آماده کند؛ لحظه‌ای که باید از همه زیباییها و تعلقات دنیا دل کند. با شروع [[جنگ تحمیلی]] ، به خوبی فهمید که آن لحظه حساس امتحان فرا رسیده، لذا عاشقانه لباس خاکی [[بسیج]] را بر تن کرد و راهی کربلای [[ایران]] شد و در عملیات «[[والفجر۸]]» جلوه‌گری کرد. سرانجام این سرباز فداکار و شاگرد دانشگاه کربلا در [[21/11/1364]] در [[اروند رود]] (منطقه عملیاتی [[والفجر8]] ) خلعت زیبای شهادت را در بر کرد و قامت رعنایش در بهشت حسینی افراشته شد. پیکر پاکش با حضور پر شکوه مردم شهید پرور با احترام خاصی در [[گلزار شهدای شهرضا]] به خاک سپرده شد. «پرواز در آشیانه‌ای خلد برین بر او مبارک باد»
وصیت نامه
۱٬۶۳۴
ویرایش