با استقرار نیروهای رزمنده در جزایر مجنون، دشمن پاتکها را شروع کرد. مهمترین موضع استراتژیک منطقه، پلی بود که در اختیار رزمندگان قرار داشت و حفظ آن بسیار حیاتی و ضروری بود. حمید در حال سرکشی به نیروها بود که آنها فریاد میزدند: «عراقیها روی پل هستند.» حمید اسلحه ای برداشت و به طرف پل دوید. یک دسته بیست نفری از عراقیها به سوی آنها میآمدند. به دستور حمید، تیراندازی شروع شد که در نتیجه آن، چند تن به هلاکت رسیدند و عده ای هم به اسارت در آمدند. ضد حمله شدیدتر شد و اطراف پل، زیر آتش هزاران گلوله توپ و خمپاره میلرزید.
با تداوم عملیات در ساعت ۱۱ شب چهارشنبه، سوم اسفند ۱۳۶۲، حمید با بی سیم، خبر تصرف پل مجنون را که بعدها به افتخارش پل حمید نامیده شد و در عمق ۶۰ کیلومتری عراق واقع است، اطلاع داد. حمید باکری و یارانش در حفظ این پل مهم، دلاورانه جنگیدند. پلی که با تصرف کردن آن دشمن متجاوز قادر نشد نیروهای موجود در جزایر را فراری دهد و یا نیروی کمکی برای آنها بفرستد در نتیجه تمام نیروهایش در جزایر کشته یا اسیر شدند و این عمل قهرمانانه فرمانده و بسیجیهای شجاعش ضمانتی در موفقیت این قسمت از عملیات بود و عاقبت با دو روز جنگ شجاعانه در مقابل انبوه نیروهای زرهی دشمن فقط با نارنجک و آرپی جی و کلاش جنگیدند و شهادت رسیدند.<ref name="bio">[http://www.shakhsiatnegar.com/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C زندگینامه شهید باکری]، شخصیت نگار</ref>
== جستارهای وابسته ==
* کتاب نیمه پنهان ماه ۳، نوشته حبیبه جعفریان
== منابع ==
<references/>