محل دفن : سرخه گلزارشهدا
زندگینامه==خاطرات
نوروز فرزند محمد ايمانينسب در شانزدهم مهر هزار و سيصد و سي و نه، در سرخه پا به جهان گشود.
بسم الله الرحمن الرحیم
« انالله و انا الیه راجعون »
« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون »
سلام بر امام زمان (عج) و یاور مستضعفین و نایب برحقش امام خمینی (ع)، سلام بر امت شهیدپرور و قهرمان ایران. سلام بر تمام مردم آزادة دنیا سلام بر پدر و مادر عزیزم که مرا در دامان پاکشان، پرورش دادند تا بتوانم سربازی از سربازان نایب امام زمان باشم. ولی چند پیام برای شما پدر و مادرم ، برادران و خواهرم ، ملت قهرمان ایران و همرزمان دلیر و شجاع دارم: اول به شما پدر و مادر برادران و خواهر عزیزم که : از اینکه مرا در راه اسلام و برپایی پرچم جمهوری اسلامی از دست می دهید، هیچ ناراحتی نداشته باشید که من در جایگاهی بهتر و بالاتر از این دنیای مادی جای دارم. و به شما ای برادرانم : امیدوارم که همچون من لباس رزم بپوشید و راه مرا، که جز راه اسلام و اطاعت از امام نیست، ادامه دهید. و تو ای خواهرم : تو باید ، همچون زینب، پیام مرا به تاریخ برسانی و کاخ یزیدیان را به لرزه افکنی و از دامن پاک تو همچون فاطمه (س) حسین ها و حسن ها و زینب ها پرورش یابد. و شما ای ملت شهیدپرور ایران ، اطاعت از امام راه شماست و پیروی از دستورات اسلام وظیفۀ شماست . امام را دریابید که دریافته اید و تنهایش مگذارید که نمی گذارید وهمیشه پشتیبان روحانیت مبارز و این یاوران امام باشید که سعادت شما و نسل آیندة شما در گرو همین اطاعت است و شما ای همرزمان و ای برادران پاسدار ! بجنگید و کاخ های ستم را یکی پس از دیگری ویران کنید که پیروزی با شماست و بدانید تا زمانی که فقط برای خدا و اسلام و راه امام، که راه اسلام است می جنگید، پیروزی با شماست. خدایا، تو شاهد باش ؛ امام زمان ، تو بنگر ؛ تاریخ ، تو بنگار که ما فقط برای اسلام می جنگیم.
« والسلام علی من اتبع الهدی »
مورخه 1/3/1360
برادرتان، نوروز ایمانی
==خاطرات==
*پدر شهید :
تابستان سال هزار و سيصد و شصت و هفت بود. فرزند دوم آقا نوروز، زهرا، تازه به دنيا آمده بود. اگر چه از تولد فرزندش خوشحال بود اما پذيرش قطعنامه پانصد و نود و هشت و پيام امام در مورد نوشيدن جام زهر حال و هوايش را به هم ريخته بود.
انگار روي زمين راه نميرفت و ميخواست پرواز کند. خيلي زود ساکش را بست. زهرا را بوسيد و عازم جبهه شد. مدت زيادي نگذشت که خبر شهادتش را آوردند.
*علي سعيدي :
در طول چند سالي که در جبههها با هم بوديم، اصلاً آرزو و خواستهاي از او نشنيديم. فقط در اواخر جنگ ميگفت که اگر بتواند ساختمان نيمهکارهاش را تمام كند، خوب است. لااقل خانوادهاش سرپناهي داشته باشند.
پاسخ ميداد:« مگه من اون رو براي خودم ساختم؟ ».
*مهديمهدوينژادوعلياکبراشرف :
جنگ سختي در گرفته است. مدتي از عمليات کربلاي پنج ميگذرد. در جزيره بوارين نيروهاي عملکننده تيپ دوازده قائم آل محمد عجلالله تعالي فرجهالشريف به شدت درگير هستند. هر لحظه به تعداد شهدا و مجروحين اضافه ميشود. دستور پيشروي از « بوراين» به طرف « جزيره ماهي » صادر شده است. تو در جايگاه معاونت تيپ دوازده حتي يک لحظه آرام و قرار نداري. از يک سو بخشي از گردانها، پس از زدن به خط و رسيدن به اهداف تعيين شده برگشتند عقب. آنها براي سازماندهي مجدد و ترميم گردان نياز به استراحت دارند. از سوي ديگر تيپ با نيروهاي باقي مانده بايد عمليات را ادامه بدهد. هدف بعدي ورود به « جزيره ماهي» است. استعداد نيرويي تيپ را بررسي ميکني. ديگر نيروي چنداني باقي نمانده است. از اين سو به آن سو ميدوي و با بيسيم و پيک به دنبال فرماندهان گردانها ميگردي. در آن وضعيت سخت، ايمانينسب را ميبيني، ولي او که نيروي پياده ندارد. گردان ادوات وظيفهي پشتيباني آتش را به عهده دارد و چه خوب هم از عهده کارش برآمده است. تيپ دوازده از نظر آتش پشتيباني هيچ دغدغهاي ندارد. در حالي که بعضي يگانهاي ديگر اين طور نيستند. همه اين آمادگي مديون آقا نوروز است و برنامهريزي دقيق او.
اينها همه سؤالاتي است که از لحظهي گرفتن گوشي تا بردن به کنار گوش تو، مثل برق از ذهنت ميگذرد. آن طرف خط صدايي آشناست. ايمانينسب با اطمينان خاصي صحبت ميکند:« آقا مهدي! ما الآن به جزيره ماهي رسيديم. همهي جزيره رو پاکسازي کرديم و آماده اجراي مأموريت جديد هستيم. ».
برايت باور کردني نيست که به اين سرعت بتوانند به آن جا برسند و پاکسازي کنند.<ref> [http://%20%20http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/123 منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان]</ref>
==پانویس==
<references/>
منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد == ردهها =={{ترتیبپیشفرض: نوروز_ایمانی_نسب}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان سمنان]]http[[رده://www.3000shahid.ir/martyr/bio/123شهدای شهرستان سرخه]]