محل شهادت : نامشخص�محل آرامگاه :مرکزی - خمین - رباط مراد2
==زندگینامه==
شهید عبدالخالق عبدی در سال 1342 به دنیا آمد و در سن 6 سالگی وارد دبستان شد. تا کلاس پنجم تحصیل کرد و برای یاری پدر در جهت تأمین معاش خانواده مشغول به کار در کوره های آجرپزی شد. او در سن هفده سالگی در دوران انقلاب در تظاهرات نیز شرکت می کرد. به مسائل اخلاقی و دینی اهمیت زیادی می داد و در مقابل پدر و مادر احساس مسئولیت می کرد از امتیازات اخلاقی او خوشرو بودن با مردم به خصوص پدر و مادر و افراد خانواده بود.
به نماز و روزه اهمیت بسیار می داد و در سن 19 سالگی با موافقت پدر و مادر به خدمت سربازی رفت و در منطقه کردستان در شهر مریوان به خدمت سربازی مشغول شد. در یکی از شب ها که در منطقه بود خواب شهادت خود را دیده و برای یکی از دوستانش تعریف کرده بود و به او گفته بود من شش ماه زودتر از تو شهید می شوم و وقتی که شهید شوم تا من را به روستا رباط مراد نبرده اید به مادرم نگویید.
از خصوصیات اخلاقی شهید عبدی باید گفت که انسان شوخ طبع، همیشه خندان و بشاش بود. نسبت به انقلاب و امام پایبند بود. زمانی که به مرخصی می آمد دائم از شهادت صحبت می کرد و شهادت در راه خدا و وطن را افتخاری برای خود می دانست.
==وصیت نامه:==
قسمتى از وصيتنامه شهيد عبد الخالق عبدى
پدرم! كسى مرا به اين وصيت نامه اى كه نوشتم دعوت نكرد بلكه از روى ايمان و حراست از دين و شرف ميهن بود كه شروع كردم به اين نامه. نامه اى كه مى نويسم از روى ترس و يا اين كه شهيد بشوم نيست. پدر و مادر مهربانم! از اين كه توانستى پسرى را بزرگ كنى و به سن 20 سالگى برسانى تا اين كه در راه دين و قرآن قدم بردارد، افتخار كنيد.