SUBDOC/10.htm
===تحمل به خاطر خدا===
چهار نفر بودیم که بعد از عملیات ولفجر هشت به دیدار حضرت آقا رفتیم.
عصب دست حاج یدالله کلهر توی عملیات قطع شده بود.
حضرت آقا شناخت عجیبی از حاج یدالله داشتند و با ایشان نشر و حشر عجیبی داشتند.
آقا فرمود حاج یدالله ما چطور است؟
حاج یدالله گفت الحمدلله!با آن کنار آمده ام!
آقا فرمودند: من اوضاع تو را درک میکنم زیرا از وقتی که عصب دست من قطع شد تا زمان زیادی درد دست نمی گذاشت بخوابم و هر شب چندین بار با درد از خواب بیدار می شدم.
حاج یدالله آروم گفت : آقا من هم همینطور.
شهید کلهر چون با خدا معامله کرده بود تا زمانی که حضرت آقا اشاره به درد دست خودشان نکرده بودند ایشان هم صحبتی نکرد و تا زمان شهادتش دیگر ما ندیدیم از درد دستش صحبت کند
راوی:سردار فضلی_سایت ساجد
===خطا و تواضع===