ویرایش‌ها

شهید نادر میشانی فرد

۱۶۹ بایت اضافه‌شده، ‏۲۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۸
شهید نادر(محسن) ميشاني ميشانی فرد
نام پدر: غلامرضا
شمارة شماره شناسنامه: 1295
صادره :آبادان
محل تولد: آبادان
تاريخ تولد: 1340
سال ورود به دانشگاه: 1362
رشتة تحصيليتحصيلی: معارف اسلامي اسلامی و علوم سياسيسياسی
تاريخ و محل مفقودالاثر شدن: 4/ 10 / 1365 شلمچه
عمليات: كربلاي كربلای 4
زندگینامهدر سال 1340 در آبادان به دنيا آمد. از همان ابتدا و در دوران كودكي با تشويق پدر و مادر شروع به خواندن نماز كرد. در دوران نوجواني همگي متوجه شدند او با ساير جوانان متفاوت و داراي گرايشهاي مذهبي زيادي است.تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را با كسب نمر ههاي بالا در آبادان به پايان رسانيد. آخرين سال دبيرستان وي مصادف با انقلاب اسلامي بود كه در ضمن درس، در جريانات انقلاب هم شركت مؤثري داشت.بعد از پايان تحصيلات متوسطه به همراه برادر شهيدش در تمام صحنه هاي تظاهرات و اعتراضات مربوط به دوران انقلاب شركت م يكرد و در شك لگيري و سازماندهي صفوف تظاهرات نقش به سزايي داشت.مدت زيادي از طرف پايگاه مسجد به همراه برادرش «شهيد خسرو ميشاني » به نگهباني و حراست از فرودگاه آبادان و نقاط حساس شهر پرداختند. او در جريان انقلاب، تمام اوقات خود را در مساجد به همراه روحانيون وقف پاسداري از شهر و امنيت شهر كرد.پس از پيروزي انقلاب، دوران سربازي خود را در سپاه پاسداران انديمشك سپري كرد و در آنجا به آموزش نظامي عقيدتي مشغول شد كه خود در بالا بردن آگاهي و هدايت جوانان نقش به سزايي داشت. بعد از شروع جنگ تحميلي و تجاوز عراق به خرمشهر و آبادان، بي درنگ عازم آبادان شد و در شكستن حصر آبادان و حراست از زادگاه خويش شركت كرد. مدتي در جادة خرمشهر آبادان مشغول نبرد با مزدوران عراقي شد و تقريباً در تمامي مدت جنگ در جبهه هاي مختلف حضور داشت و در بسياري از عملياتها مانند آزادسازي خرمشهر شركت كرد و در بعضي از نقاط عملياتي، فرماندهي گرو ههاي بسيج را نيز به عهده گرفت. در سال 1361 تنها برادرش را كه در تمامي دوران جنگ دوشادوش هم قرار داشتند، از دست داد. از آن پس غم فقدان برادر دلير و شهيدش را در ادامة راهش بر دوش كشيد.وي در بحبوحة جنگ و در همان سنگرهاي دفاع مقدس احساس كرد كه بايد براي دفاع از اسلام مجهز به سلاح علم و دانش شود. به همين جهت در پشت سنگرها و خاكريزها با زبان روزه خود را براي شركت در آزمون دانشگاه آماده ساخت و موفق شد در رشتة «علوم آزمايشگاهي » و نيز در «دانشگاه امام صادق(ع)» قبول شود. به دليل علاقه شديدي كه به رشتة معارف اسلامي و علوم سياسي داشت، اين رشته را انتخاب كرد.در مدت تحصيل، خود را ملزم م يدانست كه در تحصيل كمال سعي خود را بنمايد تا بتواند آيند هاي روشن براي اسلام و انقلاب داشته باشد.در اوايل دوران تحصيل با ازدواج با فردي مذهبي و در خط امام، وارد مرحلة جديدي از زندگي خود شد. در سال 1365 به دليل ا ينكه كاملاً مسلط به زبان عربي وا نگليسي بود،ا ز طرف سازمان حج و زيارت به عنوان مبلغ عازم عربستان شد كه در آنجا به پخش اعلاميه هاي امام خميني(ره) و هدايت افكار عمومي و بيداري اذهان مردم عربستان به ويژه شيعيان مشغول شد.به دليل فعاليت سياسي وي در عربستان به دست نظاميان سعودي دستگير و بازداشت شد و مدتي در دست آنان زنداني بود تا سرانجام با دلايل روشني كه خود برايشان بيان كرد، آزاد و به ايران بازگشت. حدود يك ماه پس از بازگشت از مكه، به دليل اعلام جهاد امام(ره) مبني بر شركت در جبهه دوباره همراه سپاهيان محمد(ص) با گروهي از دانشجويان مسجد عازم جبهه هاي حق عليه باطل شد. او حتي حاضر نشد به عنوان مبلغ از طرف دانشگاه امام صادق(ع) به جبهه عازم شود و معتقد بود كه اين بار مي خواهد خودسلاح بر دوش بگيرد و با دشمنان اسلام رو در رو مبارزه كند. اين بود كه بعد از گذراندن دوره هاي غواصي در گروه تخريب گردان قرار گرفت و در «عمليات كربلاي »4 به عنوان خ طشكن به همراه غواصان ديگر از ناحية اروندرود گذشت و از آن پس مفقودالاثر شد.از خصوصيات اخلاقي او م يتوان پا يبندي وي به احكام الهي را ياد كرد. اين خصوصيت بارز بود كه توانست وي را در تمامي مراحل زندگي موفق گرداند. او همواره اعتقاد داشت در هر شرايط بايد به احكام اسلام و واجبات دين عمل كرد. هميشه مي گفت:- اگر انسان فقط بتواند تنها واجبات را انجام دهد و از محرمات بپرهيزد، م يتواند راه هاي كمال را طي كند. و خود انصافاً به تمامي آنها عمل مي كرد.زماني كه امام(ره) فرمودند:'' واجب است كه همه به جبهه ها بروند.'' با تمامي عشق و علاق هاي كه به خانواده و درس و زندگي اش داشت، بدون كوچكترين درنگي به نداي امام(ره) لبيك گفت؛ زيرا معتقد بود عشق به معبود و اطاعت از رهبر الهي و ول يفقيه به تمامي زندگي زودگذر انسان ارجحيت دارد و عمل به تكليف شرعي را مهمترين اصل در زندگي خود مي دانست. به امام (ره ) عشق مي ورزيد و او را تنها ناجي انسا نها در اين برهه از زمان مي دانست.وي فردي مهربان، دلسوز و متين بود و به قرآن و تلاوت قرآن عشق م يورزيد. همواره صداي دلنشين و صوت قرآنش شنيده مي شد و هميشه همه را به اداي نماز اول وقت توصيه م يكرد و سرانجام توانست با زحمات بي دريغ خود و ياري خداوند در مسير تكاملي و سير الي الله گام هاي قابل ملاحظه اي بردارد.==زندگی نامه==
در سال 1340 در [[آبادان]] به دنيا آمد. از همان ابتدا و در دوران كودكی با تشويق پدر و مادر شروع به خواندن [[نماز]] كرد. در دوران نوجوانی همگی متوجه شدند او با ساير جوانان متفاوت و دارای گرايشهای مذهبی زيادی است.
تحصيلات ابتدايی و متوسطه خود را با كسب نمره های بالا در آبادان به پايان رسانيد. آخرين سال دبيرستان وی مصادف با [[انقلاب اسلامی]] بود كه در ضمن درس، در جريانات انقلاب هم شركت مؤثری داشت.
بعد از پايان تحصيلات متوسطه به همراه برادر شهيدش در تمام صحنه های تظاهرات و اعتراضات مربوط به دوران انقلاب شركت ميكرد و در شكل گيری و سازماندهی صفوف تظاهرات نقش به سزايی داشت.
مدت زيادی از طرف پايگاه [[مسجد]] به همراه برادرش «[[شهيد خسرو ميشانی]] » به نگهبانی و حراست از [[فرودگاه]] آبادان و نقاط حساس شهر پرداختند. او در جريان انقلاب، تمام اوقات خود را در مساجد به همراه روحانيون وقف پاسداری از شهر و امنيت شهر كرد.
پس از پيروزی انقلاب، دوران [[سربازی]] خود را در [[سپاه پاسداران]] [[انديمشك]] سپری كرد و در آنجا به آموزش نظامی عقيدتی مشغول شد كه خود در بالا بردن آگاهی و هدايت جوانان نقش به سزايی داشت. بعد از شروع [[جنگ تحميلی]] و تجاوز [[عراق]] به [[خرمشهر]] و آبادان، بی درنگ عازم آبادان شد و در شكستن [[حصر آبادان]] و حراست از زادگاه خويش شركت كرد. مدتی در جاده [[خرمشهر]] آبادان مشغول نبرد با مزدوران عراقی شد و تقريباً در تمامی مدت جنگ در جبهه های مختلف حضور داشت و در بسياری از عملياتها مانند [[آزادسازی خرمشهر]] شركت كرد و در بعضی از نقاط عملياتی، فرماندهی گروه های [[بسيج]] را نيز به عهده گرفت. در سال 1361 تنها برادرش را كه در تمامی دوران جنگ دوشادوش هم قرار داشتند، از دست داد. از آن پس غم فقدان برادر دلير و شهيدش را در ادامه راهش بر دوش كشيد.
وی در بحبوحه جنگ و در همان سنگرهای [[دفاع مقدس]] احساس كرد كه بايد برای دفاع از اسلام مجهز به سلاح علم و دانش شود. به همين جهت در پشت سنگرها و خاكريزها با زبان [[روزه]] خود را برای شركت در آزمون دانشگاه آماده ساخت و موفق شد در رشته «علوم آزمايشگاهی » و نيز در «دانشگاه امام صادق(ع)» قبول شود. به دليل علاقه شديدی كه به رشته معارف اسلامی و علوم سياسی داشت، اين رشته را انتخاب كرد.
در مدت تحصيل، خود را ملزم ميدانست كه در تحصيل كمال سعی خود را بنمايد تا بتواند آيند های روشن برای اسلام و انقلاب داشته باشد.
در اوايل دوران تحصيل با ازدواج با فردی مذهبی و در خط امام، وارد مرحله جديدی از زندگی خود شد. در سال 1365 به دليل اينكه كاملاً مسلط به زبان عربی و انگليسی بود،ا ز طرف [[سازمان حج و زيارت]] به عنوان مبلغ عازم [[عربستان]] شد كه در آنجا به پخش اعلاميه های [[امام خمينی(ره)]] و هدايت افكار عمومی و بيداری اذهان مردم عربستان به ويژه شيعيان مشغول شد.
به دليل فعاليت سياسی وی در عربستان به دست نظاميان سعودی دستگير و بازداشت شد و مدتی در دست آنان زندانی بود تا سرانجام با دلايل روشنی كه خود برايشان بيان كرد، آزاد و به ايران بازگشت. حدود يك ماه پس از بازگشت از [[مكه]] ، به دليل اعلام جهاد امام(ره) مبنی بر شركت در جبهه دوباره همراه سپاهيان محمد(ص) با گروهی از دانشجويان مسجد عازم جبهه های حق عليه باطل شد. او حتی حاضر نشد به عنوان مبلغ از طرف دانشگاه امام صادق(ع) به جبهه عازم شود و معتقد بود كه اين بار می خواهد خود
سلاح بر دوش بگيرد و با دشمنان اسلام رو در رو مبارزه كند. اين بود كه بعد از گذراندن دوره های غواصی در [[گروه تخريب]] [[گردان]] قرار گرفت و در «[[عمليات كربلای4]] » به عنوان [[خط شكن]] به همراه غواصان ديگر از ناحيه [[اروندرود]] گذشت و از آن پس [[مفقودالاثر]] شد.
از خصوصيات اخلاقی او ميتوان پايبندی وی به احكام الهی را ياد كرد. اين خصوصيت بارز بود كه توانست وی را در تمامی مراحل زندگی موفق گرداند. او همواره اعتقاد داشت در هر شرايط بايد به احكام اسلام و واجبات دين عمل كرد. هميشه می گفت:
- اگر انسان فقط بتواند تنها واجبات را انجام دهد و از محرمات بپرهيزد، ميتواند راه های كمال را طی كند. و خود انصافاً به تمامی آنها عمل می كرد.
زمانی كه امام(ره) فرمودند:'' واجب است كه همه به جبهه ها بروند.'' با تمامی عشق و علاق های كه به خانواده و درس و زندگی اش داشت، بدون كوچكترين درنگی به ندای امام(ره) لبيك گفت؛ زيرا معتقد بود عشق به معبود و اطاعت از رهبر الهی و [[ولی فقيه]] به تمامی زندگی زودگذر انسان ارجحيت دارد و عمل به تكليف شرعی را مهمترين اصل در زندگی خود می دانست. به امام(ره ) عشق می ورزيد و او را تنها ناجی انسانها در اين برهه از زمان می دانست.
وی فردی مهربان، دلسوز و متين بود و به قرآن و تلاوت [[قرآن]] عشق مي ورزيد. همواره صدای دلنشين و صوت قرآنش شنيده می شد و هميشه همه را به ادای [[نماز اول وقت]] توصيه ميكرد و سرانجام توانست با زحمات بی دريغ خود و ياری خداوند در مسير تكاملی و سير الی الله گام های قابل ملاحظه ای بردارد.
منبع:<ref>سایت نویدشاهدشهدای نوید شاهد</ref> ==پانویس==<references />
۲٬۵۹۹
ویرایش