شهید علی انصاری در 17شهریور ماه 1339 در [[روستای مراغون علاء]] از توابع شهرستان [[ممسنی]] استان [[فارس]] به دنیا آمدند. خانواده شهید، خانواده ای مذهبی و دارای اعتقادات پاک دینی بودند. طایفه انصار به نقل از گفته های تاریخی و باورهای مرسوم، با تبعید سیاسی امام هشتم شیعیان توسط حکومت عباسی به شهر [[طوس]] و به دنبال آن امام همام (ع)، به دنبال حضرت و به صورت مخفیانه و آشکار به خاک ایران مهاجرت نمودند.اسلام واقعی براساس فطری بودن آن و داشتن زمینه در نهاد پاک طینت مردم ایران، خیلی زود پذیرش یافه و آن حدیث مشهور نبوی خطاب به [[سلمان فارسی]] که پیامبر فرمودند به زود تحقق پذیرفت. این گونه بود که اگر اسلام در ستاره ثریا هم باشد مردم ایران آن را به دست خواهند آورد و همین طور هم شده است. ان شاءالله تا ظهور امام عصر (عج) تداوم یابد. می توان گفت اسلام در [[حجاز]] متولد، ولی در ایران رشد و نمو یافت. انصار نیاکان [[شهید علی انصاری]] ، با مهاجرت به ایران، در استانهایی مانند [[فارس]] ، [[خوزستان]] و... با رضایت بومی های قدیم ساکن شدند. چون اگر بومی ها مخالفتی داشتند، با همدستی و دشمنی حکومت و حاکمان وقت آن زمانها تاکنون آثاری از این طایفه در این مرز و بوم نبود. امیرایوب انصاری از بزرگ اجداد و نیاکان طایفه انصاری است که قبرستان به صورت یک مکان مذهبی در روستایی به همین نام واقع در حد کیلومتری شمال غربی [[نورآباد ممسنی]] ، واقع در رشته کوههای [[زاگرس]]، محلی برای زیارت و نذر و نیاز مردم طایفه و دیگر مومنان صدیق می باشد. به عبارتی قبرستان مانند یک امام زاده و مکانی مقدس برای مردم بومی و حتی دیگر انصاریهای خارج از استان و دارای ضریح و و بارگاه ملکوتی است. به هر حال شهید انصاری در خانواده ای از این طایفه در روستای مراغون علیاء، از مهمترین و بزرگترین روستاهای انصاری نشین شهرستان ممسنی پا به طبیعت دنیایی گذاشت. شغل خانواده کشاورزی و در کنار آن دامپروری بوده است در آن زمان کشاورزی با توجه به امکانات، شغل سخت و طاقت فرسا بوده دامپروری هم راحت تر از کشاورزی نبود. شهید در ایام کودکی به پدر و مادر خود کمک می کردند. بدون یاری و کمک اهل خانواده با هم، با هم زندگی به سختی پیش می رفت. همیاری نمودن اهل خانواده ها در آن زمان نیاز روستائیان بوده است. دوران تحصیل شهید انصاری: شهید پس از رسیدن به سن مدرسه در سال 1346 در دبستان ابتدایی روستا مشغول به تحصیل شدند. این شهید عزیز از همان ایام کودکی دارای صفات برجسته و روحیات اخلاقی پسندیده بودند به طوری که برای دوستان و آشنایان همانند اهل خانواده خیلی دوست داشتنی بوده و جذابیت خاصی داشت. با پایان دوره دبستان به سال 1351 این شهید والا مقام برای ادامه تحصیل به همراه بعضی اقوام راهی [[بهبهان]] در استان [[خوزستان]] گردید و در یکی از مدارس راهنمایی آن شهر به نام فخر بابائی درس خواندن را ادامه دادند. کلاس اول و دوم راهنمایی را با پشتکار و جدیت و در هجرت به پایان رساند. با اتمام دوره راهنمایی، شهید انصاری از سال 1354 وارد دبیرستان ایزدی شده این دبیرستان بعد از انقلاب به نام [[شهید ایزدی]] مانده است. و تا سال 1358 مشغول تحصیل بودند. شهید دوران دبیرستان را در رشته اقتصاد درس می خواندند. در تمام مدت تحصیل، پرتلاش و کوشش بوده و کوتاهی نمی کردند. سرانجام در خردادماه 1358 همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری آن فرزانه خمینی بزرگ، با معدل 14/17 دیپلم گرفتند.گفتیم که شهید خردادماه سال 1358 موفق به اخذ دیپلم اقتصاد شدند و به نقل از مادرم شهید در پاییز همان سال به خدمت سربازی برای خدمت بیشتر به انقلاب می رود. دوران سربازی شهید با آغاز تحرکات دشمن بعثی در استانهای همجوار مرزی غرب و جنوب غرب همراه بوده است. جنگ بالاخره به طور رسمی شروع گردید و شهید هم در خوزستان به همراه دیگر سربازان امام زمان (عج) آماده رزم بودند. اما بالاخره عمر شهید کفاف نداد و تنها پس از 23 روز بعد از شروع جنگ تحمیلی در حمله هوایی دشمن خصم به پادگان [[اهواز]] به همراه شهیدی دیگر از خانواده انصاری [[هدایت اله انصاری]] در سال 1359 به شهادت رسیدند. موقع شهادت تنها بودند و مخلصانه به سوی معبود حق شتافتند. در یکی از آثار شهید این کلام قرآنی انا لله و انا الیه راجعون به طور خیره کننده ای نگاشته شده و در آن لحظه تنها شاید شهید ما به این آیه توجه داشته است.
منبع: <ref>سایت شهدای ارتش</ref> ==پانویس==<references />