طلبة شهید: محمدرضا پزشکی استان: اصفهان شهرستان: نجف آباد سخن در وصف نوجوانی است پاک سرشت که مانند بسیاری از هم سالانش در آن زمان، چه زود مراحل سیر و سلوک را پیمود و راهی را که عارفان پس از سالها زحمت به آن می رسند، در پرتو راز و نیاز نیمه شب، به سرعت به آن رسید و طی طریق نمود و در هیچ منزلی راضی به توقف نشد. آری، این نوجوان عارف، طلبة شهید «محمدرضا پزشکی» است که سال 1342 در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. دوران ابتدایی و راهنمایی را پشت سر گذاشت و درست در زمانی که هر نوجوانی در پی شناختن بیشتر خود و محیط اطرافش و تصمیم گرفتن برای آینده اش است او نیز مصمیم شد، تا تحصیلاتش را در زمینة علوم اسلامی ادامه دهد. و به این ترتیب وارد حوزة علمیه نجف آباد شد و حتی حرف بعضی از نزدیکان که به او گوشزد می کردند، امروزه ما به جوانان متخصصی نیاز داریم، کوچکترین اثری در او نگذاشت و در جواب می گفت ما بیشتر از هر چیز به متخصص علوم اسلامی نیازمندیم. او در حوزه و در کنار تحصیل علوم به تهذیب نفس هم اهتمام ویژه ای داشت. ویژگی بارز او را از هر کس که سراغ بگیری، کم سخن گفتن و اهل عمل بودنش، زبانزد است. در سالهای انقلاب، مانند دیگر دوستانش در تمامی فعالیتهای مربوط به انقلاب شرکت می کرد و همواره سعی می کرد، خادم واقعی انقلاب باشد. با آغاز جنگ تحمیلی دلش آماده پرواز برای شرکت در صحنه پیکار بود که علل مختلفی، او را از این کار باز می داشت و دل بی قرارش را بی قرارتر می نمود، تا آنکه در فرصتی مناسب، چون مرغ عاشقی از قفس پرکشید و در ماه مبارک رمضان 61 بعد از آموختن آموزش نظامی، راهی میدان نبرد شد و در همان عملیات رمضان، با لبهای خشکیده در گرمای تابستان و در حالیکه صائم بود، دستخوش گلوله متجاوزین بعثی شد و جان شیدای خویش را، به شیدا کنندة جانان سپرد و از حقارت خاک، به رفعت افلاک عروج کرد. « جاودانگیش در مجلس ملکوتیان، گرامی باد
منبع سایت شهدای خین <ref>[http://%20http://khayyen.ir/shahid/219سایت شهدای خین]</ref>==پانویس==<references />