==زندگی نامه==
«طلبة شهید : محمد علی نعمتی » بسم الله الرحمن الرحیم گویند سر عشق مگویید و مشنوید مشکل حکایتی است که تقریر می کنند به سال 1338 در نجف اباد اصفهان در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. نامش را« علی» نهادند. علی در خانوادهای رشد یافت که دل های اهل آن خانه مالامال از عشق به اهلبیت- علیهم السلام- بود و او نیز در ادبستان مادر، آداب عاشقانه زیستن را آموخت. هفت ساله که شد وارد دبستان شد و تا سال سوّم دبیرستان درس خواند مدتی به کار مشغول شد و در کنار کار درس می خواند. پس از اتمام دوران دبیرستان به صورت آزاد در حلقه درس های طلبگی حوزه علمیه شرکت کرد. شهید علی نعمتی از سال 1350 وارد فعّالیت های سیاسی شد. در سال 1356 به دانشگاه رفت و در رشته ی جغرافی مشغول به تحصیل شد. او همراه با دیگر دانشجویان در حرکت های انقلابی دانشجویی شرکت می کرد. او در کنارفعّالیت های فرهنگی و سیاسی اقدام به توزیع کتاب در روستاهای اطراف می کرد تا اینکه توسّط ساواک دستگیر و پس از مدّتی آزاد گردید. او با تعطیلی دانشگاه به حوزه رفت و در آن جا مشغول به تحصیل شد. و در مهر ماه سال 1359 با تعطیلی حوزه برای تبلیغ در ماه محرم با عدّه ای از طلاب به تهران رفت و روزهای آموزش نظامی را گذراند، شهید علی نعمتی در منطقه عملیاتی هویزه مجروح گردید امّا پس از بهبودی خود را به جبهه رساند. او که دلی پر از عشق به شهادت داشت در طول زندگیاش همواره سعی می کرد که درست زندگی کند. و روح پاکش را به گناه آلوده نکند، جان را به زیور تقوا آراست وآن گونه زندگی کرد که مقام بلند شهادت را نصیب خود کرد. سر انجام در شهر سوسنگرد در یازدهمین روز از بهمن سال 1359 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سر غزل زیبای شهادت را با خون خود نگاشت.
==وصیت نامه==