ویرایش‌ها

کتاب اشک دشمن

۱۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۵
او باید از این هم فراتر می‌رفت و عملیات فریب را تکمیل می‌کرد که فراگیری روش نوشتن نامه را نیز در برمی‌گرفت .
* چهار روز مرخصی رو به پایان بود . ماشین او را به [[یافا ]] و [[حیفا ]] می‌برد و از آن‌جا به [[قدس ]] می‌رساند . او در میان دشمنان، سربلند و با احترام به گردش می‌پردازد . هرچه را که می‌خواهد در اختیارش می‌گذارند . دیگر کاملاً آرام شده و نگرانی‌اش از بین رفته است .
در مسیر [[تل‌آویو ]] و خیابان دیزنجوف و در روز چهارم، ذهنش مانند یک ماشین بدون توقف، فعال شده بود . نمی‌دانست چرا خاطرات پنج سال گذشته به شدت به او هجوم می‌آورند .
۸۰۰
ویرایش